آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

دونه های انار دل ها!

گاهی حس می کنم زندگی همین تقلاها و تلاش ماست برای جاری بودن...

همین فراز و نشیب ها...
همین تغییر بینش ها...
همین که گاهی دلمون می خواد اونی که میتپه سنگ باشه
گاهی دلمون می خواد به نرمی و لطافت پرهای قویی زیبا باشه


زندگی در کل خیلی عجیبه ! 

و این بازی واسه هر کس به شکلی خودشو نمایان می کنه  

  

و دنیای دلبستن ها شاید زیباترین جای این بازی باشه... 

وقتی تو تنها داراییتو که یه قلبه و از روح خداوندی درش دمیده شده،هدیه می کنی به قلب دیگری که حس می کنی می تونه ازش نگه داری کنه....  

درسته این زیباترین جاشه  

ولی بدترین جای بازی هم درست همین جاست!!! 

وقتی که امانت دارتو درست انتخاب نکرده باشی!!! 

اونوقت قلبت می شکنه...یا ترک برمی داره... 

می شه مثل یه انار !

یه انار قرمز و خوش رنگی که وقتی می شکنه تازه می فهمی چه خبـــــــــــــــره توش... !!! 

 اونوقت می فهمی که عشق،می تونه خاصیت درونیه تو باشه 

نه حست به یه شخص خاص! 

اونوقت می تونی از این دونه های قرمز و جذاب انار دلت،به اونایی که دوستشون داری ببخشی... 

الان توی خیلی از قلب ها یه یادگاری از تو مونده... 

الان دیگه می تونی خودتو تو تپش تیک تیک ساعت قلب هاشون حس کنی... 

 

یه زمانی هم اگه کسی دونه ی تو رو بهت پس داد یا لهش کرد؛اونوقت هنوز به دونه های دیگه خوشی و مهربونی هات پا برجا می مونه 

 

می دونی  چیه؟! 

وقتی خودتو در بند کسی می کنی!این نمی شه عشق!!! می شه اسارت... 

ولی وقتی خودتو پخش می کنی...این می شه نهایت رهایی و آزادی در عشق...   

پس کل انار دلتو به هیچ کی نده اونوقت دیگه نمی تونی بقیه رو دوست داشته باشی!  

 

 

مراقب دونه های دل اناریت باش

  

                             

اما یادت باشه! 

همیشه قلب انار ،یعنی درست درشت ترین دونه ی اون،برای کسی می شه که بهترین امانت دار باشه...   

 

قشنگ ترین پیوند ها،پیوند دو تا قلب اناره به همدیگه...   

  

                          

  

انار دل من که خیلی وقته شکسته... 

انار دل تو چطور؟! 

دونه هاشو به امانت دارای خوبی سپردی یانه؟؟!!  

                                                     

نظرات 36 + ارسال نظر
آرمان. سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:01 http://abdozdak.blogsky.com/

من انار شیرین خیلی دوست دارم

عاشق تصفیه خونه طبیعی ام

میگم اصلا خوندین؟!!!!

همین حالا آپ کردم خب!!!

ببینم زنبیل گذاشته بودین تو صف دیشب؟!

آرمان. سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:06 http://abdozdak.blogsky.com/

تا حالا فکر میکردم انار خوردنیه نه بخشیدنیه
آخه کی انارش رو می بخشه

این دیگه برمیگرده به طرز فکر آدم ها...

اگه مهربون باشیم دلمون میخواد دونه های انار دل هامون طعم تلخ خیلی از زندگی ها رو عوض کنه

درسته آقا آرمان؟!

کوروش سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:24 http://korosh7042.blogsky.com

تو هم که نیستی فریناز عزیز

من چی نیستم؟!

نگرفتم کورش خان

مهرداد سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:25

سلام فریناز خانوم عزیز
میدونم که میدونید دارید چیکار میکنید،حرفاتون من رو مصمم تر کرد برای ادامه ی کاری که در حال انجامش هستم.
واقعا چه خوشگل گفتید که باید مواظب دونه های دل اناریمون باشیم...
--------------------------------------------------------------------------
من از زندگی تو هوات خستم
ازت خستم و باز وابستم
نگو ما کجاییم که شب بین ماست
خودم هم نمیدونم اینجا کجاست
بیا
با هوای دلم سر نکن
بهت راست میگم تو باور نکن
از این فاصله سهممو کم نکن
بهت خیره میشم
نگاهم نکن...

سلام آقا مهرداد

من کاری نمی کنم راستش
خوشحالم ...امیدوارم روی یه نفرم که شده تاثیر مثبت بذاره

شعرتون خیلی زیبا بود و منو یاد یه دوستی انداخت ....

ممنون آقا مهرداد
روز خوبی داشته باشین

آرمان سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:38 http://www.fun-center.blogsky.com

انار دل من هم خیلی وقته شکسته
دیگه حتی نمیشه ترمیمش کرد
حتی دونه هاش هم به امانت دارای خوبی ندادم
خوب آخه چکار کنم دیگه ؟‌

قرار نیست که ترمیم بشه...
وقتی میشکنه تو رو وارد دنیای دیگه ای میکنه...میبینی میشه عاشق بود و فارغ...

ولی توی امانت دارات دقت کن...ماها فقط یه انار داریما

امانت دارای جدیدی پیدا کن آرمان جان

مهرداد سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:40

ای کاش انار دلتون نمیشکست ولی اگه نمیشکست بازم دلتون اینجوری دریایی بود؟

انار دل همه باید یه روزی بشکنه...
و کاش اینطور میشد...

اونایی که کل انارشونو میدن به یه شخص خاص!اونوقت براشون زندگی شرطی میشه!
زندگی قشنگیش به همین آزادی ها و دریای مهربونی هایه که همه توش شنا کنن

ممنون لطف دارین شما

مهرداد سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 14:54

آره حق با شماست،باید میگفتم ای کاش انار دلتون اینجوری نمیشکست!
بگذریم...
راستی میدونستید من یه ثروتمندم؟
چون ثروتمند کسیه که نیاز کمتری داره نه دارایی بیشتر!

بله...انار دل من از ارتفاع خیلی بالایی افتاد پایین

ولی در عوض دونه های بیشتری ازش رها شدن

چه تعبیر جالبی بود...
امیدوارم در قبال کم شدن نیازهاتون،دارایی تونم روز به روز افزایش پیدا کنه دوست خوبم

مهرداد سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 15:06

چه جالب!پس میشه عاشق بود و فارغ
درست مثل اینکه میشه زنده بود و زندگی نکرد...
خوشحال شدم از حرف زدن باشما فریناز خانوم
امیدوارم عاشق واقعی باشیم نه اسیر خیالی
وقتتون رو نمیگیرم،در پناه خدای مهربون باشید همیشه.

بله..اینه یه عشق واقعی!یاد این جمله افتادم:

*آسمان برای ماه تله نمی گذارد،این آزادی ماه است که او را پایبند می کند!*

منم خوشحال شدم از حضور خوبتون
شب و روزتون به خوبی وآرامش باد دوست خوبم...

ساناز سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 16:49

سلام خوبی گلم نمیدونم چی بگم دوست دارم سکوت کنم ولی مطلب قشنگیه مثل همیشه

سلام ساناز جان
کجایی دختر خوب؟

باشه دیگه به سکوتت خو گرفتم عزیزم
همونم خیلی قشنگه

صدف و محمد سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 17:16 http://www.eshghe-asemuny.blogfa.com

سلام آجی
آجی نظر شخصیه من اینه که هر چیزی شکستش با ارزش تره و شکستن هر چیزی پیامد های خوبی رو به دنبال داره..
پس من تبریک میگم که انار دلت شکسته..
با شکستن انار دلت به این نتیجه رسیدی که دلت انقدر ارزش داشته که شکسته!!!پس فهمیدی که حساسه و باید بیشتر ازش مراقبت کنی و همونطورم که خودت گفتی فهمیدی که دل مامن محبته..ارزش وجودیته پس اگه واقعا می خوای کسیو دوست بداری باید بهش محبت و مهربونی بدی و این یعنی به امانت گذاشتن دلت به اون فرد...
پس چه خوبه که انارت شکسته و میتونی دونه های زیادی رو به افراد بیشتری نسبت به قبل بدی..
در آحر خوشا به حال کسانیکه میتونن دونه ای از انار سرخ و شیرینتو به امانت بگیرن
زندگیت شیرین مثل اناررررررررررر!

سلام صدف جونم

میگم حالا نری همه چی رو بشکنیا!!!دل خیلی فرق داره
تازه اونم نباید به دست کسی شکسته بشه...خودش ترک برداره خیلی بهتره

صدف عالی فهمیدی چی میخوام بگم
درسته الان خیلی ها بهره می برن!

یه دونه هم واسه صدف خوشگلم

سینا سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 17:23 http://omide-ma.blogsky.com

خواندم.اندیشیدم
خداییش اینقدر از انار خوشم میاد.خوردنش خیلی حال میده
به خنده دل بنمایم به خلق همچو انار

عمو سینا سلام
ممنون امیدوارم به نتیجه برسی

تو هم انار دوست داری؟!

وااااااااااااااااای من که عاشق انار ترشم

گل مریم سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 17:37

حالا حالا ها انار فروشیه دل من تعطیله... تازه دونه های انارش سفیدِ سفیدِ...

گلی جون
یعنی دونه های انار من هم تو دل تو نیست؟!!

ولی خودم بهت داده بودمش که

میگم گلی اون دونه قرمز تکی یه مال منه ها

فرشاد-مسافر شهر باران سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 18:13


عشق رو باید مثل بارون های پشت شیشه دوست داشت چرا که خیلی بهت نزدیکه اما یه فاصله کوچکی داره تا حسش کنی باید پنجره دلت رو باز کنی... حالا کی باید اون پنجره رو باز کنه؟ یک یار ... اون یار خیلی ها میتونن باشن... اما یک یاری برای همیشه باید باشه برای این حس عشق.... حس انگیز دانست تا درک شود........

آره
فاصله ای به اندازه ی یک تلنگر تا انار دلت ترک بخوره...
تو میگی پنجره ولی من میگم حتی کوچیک تر از اون
به یه پوسته ی انار....

همون امانت داریه که قراره درشت ترین دونه رو به امانت بگیره

واسه همینه به دوستان می گیم مراقب باشین دیگه

رمانتیک سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:06 http://www.romantic6370.blogsky.com/

آجی
بیا سایت http://wwww.chat4i.com
با اسم رگبار ارامش برای خودت آیدی بساز بعدش بیا روم بحث آزاد
من همون جا هستم
به اسم رمانتیک
این نظر رو ثبت نکن عزیزم

رمانتیک سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:17 http://www.romantic6370.blogsky.com/

سلام آجی
نوشته خیلی قشنگ و رمانتیکی بود
دوست دارم بخورمش
آخه نمیگی این تصویر انار رو گذاشتی آدم هوس میکنه
ووووووووووووووییییییییییییییییییییییییییی
تو گلوله آرامشی

سلام عزیزم
ممنون
مثل خودت شده تازه

نه نخوریشا
دونه های دل اناریتو بده به اونایی که ارزششو دارن

ممنون
تو هم گوله رمانتیکی

رمانتیک سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:20 http://www.romantic6370.blogsky.com/

بلاخره هرکسی برای یه بار هم که شده انار دلش میشکنه
من انار دلم به یه کسی سپردم که خیلی عزیز و مهربونه
و خیلی هم دوسش دارم و عاشقشم

درسته...ولی منظور من اینه که با دست،نشکنه!

خوشحالم که امانت دار خوبتو پیدا کردی

امیدوارم برات بهترین امانت دار باشه و دلت امن بمونه رمانتیکم

بانوی شرق سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:30 http://www.royavash.blogsky.com

فرینازی
خیلی خوب بود
نمیدونم
ولی یه حس خاصی داشتم
یه حس دوست داشتنی
دل...انار...
دل شکسته .....دونه های انار....

دل منم که...
دونه هاشو خیلی وقته بخشیدم
به همه ی اونایی که ارزششو داشتن و دارن...

سلام رویا خانومی

منم با یه حس خاص نوشتمش

خوبه که دونه های دلت جاشون امنه...
دونه های انار من که خیلی هاشون بازیگوش بودنو و اشتباهی رفتن و ...

له شدشون برگشت!!!!

گل سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:52 http://zibayiha.mihanblog.com

از غم عشق چه می باید کرد ؟
به دمی
دیداری
می توان راضی شد
به تمنای نگاهی
میتوان
تشنه جانبازی شد
می توان دل خوش کرد
به کلامی که شنید
از دو خط نامه سرد
می توان داغ شد و
شعله کشید
از جهنم گذری کرد
و گذشت
به گذرگاه رسید
به گذرگاه تباهی
به جنون
و از عطش فریاد زد
آخرین عشق کجابود
که در فصل خزان دل ما آمد و گل کرد ؟
آخرین عشق کجا بود
که در غروب ما تازه طلوع کرد ؟
و ایا این
خاتمه تازه اوست ؟
اخرین عشق کجا بود
که امروز عیان شد ؟
این راز دل مارا
این راز دل مارا
چه راحت بیان شد
از عشق چه دارم من ؟
از عشق چه دارم من امروز عصای دست
افسوس و صد افسوس
یک بار دگر بن بست
ای عاشق در انتظار چه نشستی ؟
در انتظار بادهای پاییزی
بارانهای بهاری
برگهای زرد
و یا
شکوفه های ارغوانی ؟
در انتظار کدامی ؟
انتظار بیهوده است
پنجره را باز کن
جدار را بشکن
غبار را بشوی
و خاطره را
به خاطره ها بسپار
تا پایان
پایانها مانده
این است زندگی
این است روزگار

سلاااااااااااااام گل گلی جوووووووووووووونم

ببین کی اومده اینجاااااا

واااای خیلی خوشحالم که اومدی عزیزم

فقط یادت باشه خیلی بهشون فشار نیاریا....

خیلی ناز بود شعر خوشگلت عزیز دلم

ممنون

گل سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:53 http://zibayiha.mihanblog.com

عشق یعنی عاشق شیدا شدن

عشق یعنی گم شدن پیدا شدن

عشق یعنی لاله ی پرپر شدن

عشق یعنی در رهش بی سر شدن

عشق یعنی دائما در اضطراب

عشق یعنی تشنگی در شط آب

عشق یعنی هفت وادی بی کسی

عشق یعنی روز و شب دلواپسی

عشق یعنی همه چیز و هیچ چیز!!!!

عشق را هر کی بنا به خودش تعریف کرده


ممنون گل گل جوووووووووووونم

خیلی خوبی آجی
دلم برات تنگ شده بود

ولی سلامتیت واجب تره برام

مراقب خودت و... باش عزیزم

گل سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:57 http://zibayiha.mihanblog.com

انتظار واژه ی غریبی است ...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا ...
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم ...
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق.
وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...
نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ...
تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ...
میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی

واااااااااااااااااای گلم حرف دل منو زدیا...
میخواستم بذارمش توی پستام

خیلی ممنون آجی گلم

امیدوارم درد انتظارو هیچ کس نکشه

آجی ممنون

گل سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 23:58 http://zibayiha.mihanblog.com

قانون تو تنهایی من است

و تنهایی من قانون عشق

و عشق ارمغان دلدادگیست

و این سرنوشت سادگیست

چه قانون عجیبی

چه ارمغان نجیبی

و چه سرنوشت تلخ و غریبی

که هر بار ستاره های زندگی ات را

با دستهای خود

راهی آسمان پر ستاره ی امید کنی

و خود در تنهایی و سکوت

با چشمهایی خیس از غرور

پیوند ستاره ها را به نظاره بنشینی

و خموش و بی صدا

به شادی ستاره های از تو گشته جدا

دل خوش کنی

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری

و باز هم تو بمانی و

یک عمر صبوری

رویا

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری

و باز هم تو بمانی و

یک عمر صبوری






خیلییییییییییییییییییییییییی دوستش داشتم

گل گل من
گلچین میکنی یا

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:00 http://zibayiha.mihanblog.com

دل بریده از انسانیت بر آستانی ایستاده ام

که در زیر پایم دره ایست عمیق

دل رها کرده ام به وادی بیخیالی

اما باز هم در آن پر از خیالهایی است

که نه سر آن پیداست و

نه انتهایی برای آن می توان تصور کرد

گاه در سرابم،

زیرا که در این راه

هرچه جلوتر میروم به نبود بود ها بیشتر پی میبرم

گاه در سرابم درختی میبینم

برای تکیه دادن به آن فرسنگها میدوم

اما وقتی میرسم چیزی نیست جز همان شن همیشگی!
رابطه ام با انسانها نیز چنین شده

!تکیه بر هیچ کس نمیتوان داد!

دل به هیچ رهگذری نمیتوان بست

زیرا که تنها خیال باطلیست از آن که شاید بماند!
نه ماندنی در کار است نه دلی و نه حتی وجودی

دل رها کرده ام به وادی بیخیالی

اما باز هم در آن پر از خیالهایی است

که نه سر آن پیداست و

نه انتهایی برای آن می توان تصور کرد


یاد پستای قبلیم افتادم

میگم گلی تو ازکجا خبر داری واسه من چی میگذره؟

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:01 http://zibayiha.mihanblog.com

ای هم نفس، ای هم زبان،ای دوست،ای یار

ما امدیم ازدشت ها ، از اسمان ها

بر اوج دریاها رسیدیم، تا عاقبت اینجا رسیدیم.

با من بمان...

شاید پس از این یکدیگر را هرگز ندیدیم.

این لحظه تلخ وداع است.

در چشم ما فریاد غمگین جدایی است.

فردا میان ما حصار کوه ودریاست.

ما خستگانیم،باید بمانیم، با هم بگوییم.

با هم سرود تلخ غربت را بخوانیم.

اه ،عجب دردی است یاران را ندیدن...

رنج گرانی است بار فراق نازنینان را کشیدن.

اه،چه باید کرد ای یار.

باید ز جان بگذشت و بر جانان رسیدن.

می لرزم از ترس،ترسم که این دیدار اخر باشد ای دوست.

ای هم نشین ،ای هم زبان.

ای وصله تن،هنگامی بدرود ،وقتی چو مرغان از کنار هم پریدیم.

وقتی به سوی اشیان هامان پریدیم.

دیگر ز فرداهای مبهم نا امیدیم.

شاید که مردیم

شاید پس از این یکدیگر را هرگز ندیدیم...

ولی همیشه بر این باورم که کوه به کوه نمی رسه
ولی
آدم به آدم می رسه


یه دنیاااااااااااا ممنون گلی گلی ناااازم

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:03 http://zibayiha.mihanblog.com

تک درختی در کویرم

آرزو دارم بمیرم

اینقدر دلتنگ و دلگیرم

که روز مرگ خود را جشن می گیرم

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد اهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است!!!!!!!

چرخ فلک می خواستیم فلک نصیبمون شد ساده ی ساده بودیم کلک نصیبمون شد

ما را یک دل از خوبان جدا نیست ولی صد حیف که خوبان را وفا نیست.
به دوستان دل سپردن آسان است ز دوستان دل بریدن کار ما نیست.

آسمون همه جا همین رنگه....

این بینش ماست که تغییر میکنه....

ممنون گل مهربون و نازم

ببینم مراقب خودت باشیا....سلامتیت برام خیلی واجب تره آجی

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:04 http://zibayiha.mihanblog.com

سفر به این قشنگی، من و تو همسفراشیم

ما مسافرای عشقیم ، می میریم از هم جدا شیم

چه بهارای قشنگی که اومد تو خونه ما

چه هوایی تازه می کرد دلای دیوونه

گفتی آرزوی قلبت رو بگو آرزوی تو رو داشتم ، آرزو

تو بودی عشق بزرگ رؤ یا هام پی تو دنیا رو کردم جست و جو

اون روزا که زندگیم جز گرفتاری نبود

تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود ما

من گذشتم از دیارم واسه تواز همه دار و ندارم واسه تو

به جز این صدا و یک عشق بزرگ

دیگه من هیچی ندارم واسه تو

اون روزا که زندگیم جز گرفتاری نبود

تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود.



دانستن این که چه باید کرد کافی نیست بلکه می بایست به دانسته های خود عمل کنید.

هر اندیشه ای را که در مغزتان جای دهید و به اصطلاح ملکه ی ذهن خود کنید همان فکر سر مشق زندگی روزمره ی شما میشود.

همه ی عواطف و احساسات از درون سرچشمه میگیرند و این خود انسان است که آن را می آفریند.

اگر رویا و تخیل در کار نباشد انسان هلاک می شود.

حتی قطعی ترین چیزها نیز در صورتی که خود بخواهیم جای تشکیک و تردید دارد

مثل همیشه سخنان مرواریدیتو بهم هدیه دادی

ممنون گل نازم

واقعا با خوندنشون یه فریناز دیگه میشم....

آروم و شاد

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:06 http://zibayiha.mihanblog.com

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره

بی بهونه می باره

به کسی توجه نمیکنه

از کسی خجالت نمیکشه

می باره و می باره و می باره

اینقدر می باره تا آبی بشه

کاش .........

کاش می شد مثل آسمون بود

کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا

بالاخره آفتابی بشی

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

انگار نه انگار که غمی بوده

همه چیز فراموشت بشه...!!!

کاش می شد.......

من که اینجوریم....
این قدر خوبه بتونی بغضتو بریزی بیرون

این قدر آرامش قشنگی بهت دست میده که نگوووووووووووووووو

گلی جونم ممنون
امیدوارم همیشه آفتابی و شاد باشی

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:09 http://zibayiha.mihanblog.com

گفتی برو گفتم به چشم این بود کلام اخری

گفتی خدا حافظ تو گفتم همین گفتی همین

گریه نکردم پیش تو با اینکه پر پر میزدم

با خون دل از پیش تو رفتم و باز نیومدم

بازی عشق تو رو جانانه باختم

مثل بازنده خوب مردانه باختم

همه ثروت من تحفه درویش

نفسم بود که به تو شاهانه باختم

گفتم ببر هرچی که هست

رقیب گند چیره دست

گفتی تو مغروری هنوز

با فتح اینهمه شکست

من مات مات از بازی شطرنج عشق می امدم

شاه مهره دل رفته بود من لاف بردن میزدم

چه جالب بود!

ممنون عزیزم
شعرای خیلی نازی می ذاری برام...
آخه من چه جوری جبران کنم این همه لطف تو رو آجی؟

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:09 http://zibayiha.mihanblog.com

ادما از ادما زود سیر میشن

ادما از عشق هم دلگیر میشن

ادما رو عشقشون پا میذارن

ادما ادمو تنها میذارن

منو دیگه نمیخوای خوب میدونم

تو کتاب دلت اینو میخونم

ادما اخ ادمای روزگار

چی میمونه از شماها یادگار

از آدم ها فقط خوبی هاشونه که به یادگار میمونه
اما در کنار این یادگاری ها کاش بشه دیگه به بدی هاشون فکر نکرد....


گلم خیلی ممنون....

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:11 http://zibayiha.mihanblog.com

گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام از پای ولی باور نکردی

گفتم از نا مهربان بودن پشیمان میشوی فردا ولی باور نکردی

گفتم از نا باوری مردم بیا و باورم کن

کم کن ازارم که میمانی تک و تنها ولی باور نکردی

اشک من را دید و خندیدی و خونسرد رفتی

سوختنها رو تماشا کردی و پرپر زدنها را ولی باور نکردی

من به تو خوبی نمودم تو بدی کردی به من

گفتم ای غافل ندارد دنیا ارزشی ولی باور نکردی

همیشه دل ها از حرف هایی که زده نمی شن میشکنن...

کاش باور کنیم دنیا دو روزه....

گل گلم
آجی خووووووووووووووبم
شادوسلامت وآروم باشی همیشه

بوس آجی

ندا چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:13 http://neday-zendegi.blogsky.com

میدونی چیه فریناز من به عظمت خدا شک ندارم
اما یک موقع دلتنگ میشم خدا در اوج بدبختی شادی نصیبت میکنه که لحظه ای که باور نمیکنی ازت میگیره
نمیدونم چرا فقط شکرش

درسته ندا
یاد این شعر افتادم :

نمی ترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیک تر میشه

.......................
خدا هر کسی رو یه جور امتحان میکنه ولی اصول امتحاناش همینه که نذاره کسی توی همون اوج بمونه...حالا چه اوج بدبختی و چه اوج خوشبختی

منم میگم فقط شکرت خدای مهربونم

گل چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:14 http://zibayiha.mihanblog.com

سیلام فریناز ببخش چند روزه نتونستم بیام امروز یکم سر حال بودم و امدم متن هاتو خوندم خیلی قشنگ مینویسى افرین اجى خودمى دوست دالم فدااااات بووووووووووس

سلام گل گلکم

آجی این همه منوشرمنده کردی خب!!
آخه نمی گی چه طوری جبران کنم عزیزم؟!

ممنون یه دنیاااااااااااا
همیشه برات دعا میکنم خوب وخوش و سالم باشی گلی نازم

مهرداد چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:24

خوابای خوب ببینید خواهر خوبم

ممنون شما هم همینطور

کوروش چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 00:49 http://korosh7042.blogsky.com

ببخشید که
که باعث شدم ذهنت مشوش بشه
اون موقع که وارد نت شدم خیلی دلم می خواست کسی باشه تا
از دونه های انار دلم باهاش بگم.
بگم که چقدر زود
چقدر زود اگر پی نبری این دانه ها زیر پا ها له میشه
به این بهانه
بگذریم عزیز که پریشان گو شده ام
فقط میگم که 100%با این موافقم که همه رو نباید به یک نفر بخشید

واسه چی مشوش استاد؟!

اینجا خیلی آدم ها متفاوتن...
اونی که فکر میکنی خوبه شاید خوب نباشه و دونه های انار دلتو له کنه
اونی هم که فکر می کنی خوب نیست شاید بهتر ازاونو پیدا نکنی

پریشانی های شما برای من غم و اندوه نیست...گاهی پریشانی ها هم زیباست!!چرا که به انسان فرصت عمیق تر اندیشیدن را میده

ایام به کامتون باشه استاد خوب و مهربانم



کورش چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 01:23 http://faalon.blogfa.com

سلام..کلامت را همچون سکه ی زرینی در مشتم میفشارم و پیروز مست از جنگ تنهایی باز میگردم...
نگاه های پنهانی مرا دریاب و نظری بیانداز...
حضور شما در این کنج خلوتمان..افتخاریست
حضوری فریبنده و ناز...فریناز

سلام
و چه زیباست حلاوت پیروزی یکه تازی ات در جنگ ناعادلانه ی بغض و امید!!!

خدمت می رسم با کمال میل

افتخار از جانب ماست کورش کبیر

سپاس

MST چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 04:32 http://www.mrmostafa.blogsky.com/

میگن عشق مثل انار میمونه، اگه خیلی بچلونیش، ممکنه واسه همیشه بترکه و همه جارو رنگی کنه... جوری که همه بفهمن... اما اگه اعتدالو رعایت کنی، میتونی از عصاره خوش اون بچشی... جوری که زندگی واست شیرین میشه...

آبجی، میخواستم بگم تمام مطالب قبلیتو خوندم... مطالبت قشنگتر شدن... اما احساس میکنم نمیتونی بیخیال یه چیزی بشی... فک نمیکنی که "این نیز بگذرد..."

ببخش که دیر به دیر نظر میدم...

ضمنا ساعت 4:29 دقیقه صبحه و امشب آسمون دیدن داره، مخصوصا تو این هوای ناز...

ببین کی اومده اینجا

ام اس تی سلامت کو؟

واااااااااای چه ناز توصیف کرده اند آنهایی که گفته اند

ممنون داداشی!
وقتی مینویسم رها میشم از خاطراتی که ریشه در دورها داره...

تو تک تک کلماتش زندگیم نفس می کشه

بخشیدن که خرج داره
اونش دیگه بستگی به خودت داره و دست و دل بازیت

تو خواب نداری آخه؟

درنا چهارشنبه 11 اسفند 1389 ساعت 08:57 http://www.dornah.blogfa.com

سلااااام

چه تشبیه قشنگی کردی خیلی باحال بود
تا الان بهترین آپی بوده که ازت خوندم یعنی بیشتر باش ارتباط برقرار کردم

می گم فریناز جونم بیا این یه دونه انار برا تو باشه
لهش نکنیااااااااااا

سلااااااااااااام درنایی
ممنون درنا جون...خودت قشنگ میخونیش


وااااااای ممنون...الانه میام یه دونه ی خوشگل از انار دلمو برات میارم عزیزم

نگران نباش ما امانت دار خوبی هستیم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد