ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هواللطیف
10 سالگیت مبارک خونه ی قشنگم
10 ساله شدی و من چقدر خوشحالم که 10ساله از عمرم کنار تو گذشته
10 سالگیت مبارک آرامش پنهانم، رگبار آرامشم...
بزرگ شدی
قد کشیدی
مبارک من و خودت باشه 10 سالگیت
مباااااارک باشه حسابییییی
چقدر عمر دوستیامونم زیاد شده...
ده ساله که باهمیم
خداروشکررررر
آره خیلییییی
ده ساااال
کنار همدیگه بزرگ شدیم مهرناز
ده ساااال شد فریناز؟؟؟
یعنی وب من ۱۲ ساله شد؟؟؟؟
وای چقدر دلم تنگ شده واسه وبم...
توی تمام این مدتی که توی وبم ننونشم می نوشتم... اگه یادت مونده باشه من دستام با خودکار و کاغذ رفیقن....
توی تمام این مدتم دوتا سررسید نوشتم ودارم همشون رو...
یکی که می نویسه دیگه نمیتونه ننویسه!
منم می نویسم ولی توی دفترام!
شاید همین روزا اومدم و توی سنگ صبورم مجدد نوشتم...
دلم تنگ شد... خیلی خیلی تنگ شد
اونقدری که شبونه پاشدم ورفتم سراغ دفترهای قدیمیم
سبز باشی دوست ده ساله ی من
بله


به همین سرعت
دیگه وبلاگامونم به سن تکلیف رسیدن
باید سر و سنگین باشن
حالا من تو دفتر می نوشتم دستام درد می گرفت آخه خودکارو بد دستم می گیرم بیشتر چند خط واقعا سختمه ولی اینجا خیلیییییییییییییییییی خوبه،
رقص انگشتا روی صفحه ی کیبورد یکی از لذت بخش ترین اتفاقات دنیاست به نظرم
بیا بنویس توی وبت
حیف سنگ صبوره که خاک بخوره خب