آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

تو!

هنوز استشمامت می کنم پس از روزها نبودنت!

انگار نمی شود از تو دل کند ...بگو چه کرده ای مهربانم با این پنج ِوارونه؟!

بگو کدام غزل در عمق بودنش جا خوش کرده که زمان هم صدایش را کم نمی کند؟!

بگو من چه کنم با این همه بودن و نبودن هایت!؟

چرا این قدر هستی اینجا؟چرا به هر چه دست می کشم بوی تو را می گیرد؟بگو با این دل ِمن چه کرده ای مهربانم؟بگو کجایی که داغیه نفس هایت هنوز هوا را می سوزاند؟!


دلم هنوز تو را تمنا دارد این روزها

بسان پروانه ای که بی تاب ِ آتش گشته باشد

گوش هایم نوایی را می گیرند که به آوای تو مانند باشد!

چشمانم تیر ِنگاهشان را فقط سمت ِهر چه شبیه ِتوست،پرتاب می کنند!

پاهایم فقط در ردّ پاهای تو می رقصند!

و چه خوب است که هنوز عطر نفس هایت در هوای اطرافم خوووووووووووب مانده است....


فکر کن اگر ریه هایم فقط هوای تو را جذب می کردند آنوقت چه می گشت!!!


و چه خوب است که همه چیز هنوز در تو تداعی می گردد...

چه خوب است که هستی عزیز ِروزهای بی نام و نشان ِمن

می دانم که خوب می دانی مهربانم

....


دِلـَـم

هَنــــــوز

حُرمـَـت ِبــودَنـَـت را

    سَـــرَش می شـَــوَد !!


http://s1.picofile.com/file/6262587522/you_may.jpg


نظرات 36 + ارسال نظر
sohrab یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 12:08 http://sohrabkakavand.blogfa.com/

اعراف:۱۶۰

"اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا"

"با عصایت بر آن تخته سنگ بزن، پس از آن دوازده چشمه جوشید"

شعراء:۶۳

"اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ"

"با عصایت بر آن دریا بزن، پس از هم شکافت"

خو اینا چیه حالا؟

یکتا یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 13:20

هههی جقدر با احساس بود
خوشم اومد

نکران نباش دخترکم
جیزی نشده
لایو دیدمت بهت میکم جی شده

ما اینیم دیگه

خو کِی لایو میشی تو؟

احتمالا آخر شب آنم عزیزم
بیا ببینم چی شده

گل مریم یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 14:37

سلام

عزیزم خب بگو انقدر دلت برام تنگ شده

میگمااااااااا............. خوش به حالش............

سلام به روی گل گلیت

خو شک داری مگه تو؟

اوهوم هم خوش به حال اون هم مریم هم تو

امین اتاقک یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 15:44




ســــــــــــــــــــــــــــــــــلام

به سلااااااااااااااااام امین آقای گل

نازنین یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 16:43

چه خوب که دلت هنوز حرمت بودنش سرش میشود

آهنگ وبت یه حس خاصی بهم میده

یه حس عجیب و توام

خوشحالم که دوستش داری

حالا این یکی قشنگ تره گوش کن

نازی عزیزم بیشتر مراقب خودت باش

ر ف ی ق یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 16:46 http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

سلام فریناز عزیز
پستی را تحت عنوان (( هم صداتر از همیشه )) اماده کردم که فکر می کنم مفهوم نوشته ام با نوشته ی بسیار قشنگت مچه ..
من این موضوع را به فال نیک می گیرم و از اینکه همون چیزی که از فکر تو عبور کرده به ذهن من هم خطور کرده به خودم می بالم

سلام رفیق مهربونم
واقعا؟؟؟

منم به فال نیک میگیرم
خیلی خوشحال شدم اینکه نوشته های من در رده ی دلنوشته های خونه ی خیالی شده این دفه

حتما میام و از خوندنتون نهایت لذتو میبرم

شکیبا یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 17:40 http://kavirbienteha.blogsky.com

سلام فرینازی

خوبی؟
یه عالمه دلم واست تنگ شده بود

سلاااااام به روی ماهت
تو معلومه کجایی؟

نمی گی دل منم برات تنگ میشه شکیبایی

غوغا یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 18:52 http://naughty1369.blogsky.com

وا

چشمات الان میزنه از سرت بیرونا غوغایی

از ما گفتن بود خلاصه بعدا نگی نگفتی

سینا یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 19:25

این 5 واراونه رو خوب اومدی

آری آری

همشو خوب اومدم تو چسبیدی به جُکِ کار

همین حوالی یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 20:34

بگو کدام غزل در عمق بودنش جا خوش کرده که زمان هم صدایش را کم نمی کند؟!

هیچی نگم بهتره فریناز
شاید بعضی اوقات سکوت چاره ی درد باشه


میترسم انقدر سکوت کنم که یه روز گلوم منفجر شه

بــــــــــــــــه حوالی جونم

اوهوم ولی این سکوت تو اصلا خوب نیست!
من دوست ندارم سکوت کنم مگر در مواقع خاص

جالبه از وقتی مینویسم دیگه حرفای نگفته ام با زبونم خیلی راه گلومو سد نمی کنن!
این سکوت خوب نیست!لااقل با خدا حرف بزن
من یه زمانی جای الان تو بودم فقط و فقط با خدا حرف میزدم فقط...

همین حوالی یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 20:35

فریناز جان، پست قبلی یکم نامفهمو بود
یعنی چی دیگه نیستن؟؟
میشه واسم توضیح بدی ؟

منظورم دوستای اول وبلاگمه که الانه دیگه نیستن

جون این مریم خیلی ماجراها داشته اونوقت منم حوصله ندارم از الان همشو واسه بچه های جدید توضیح بدم
خیلی وقتم هست که دیگه نمی نوشتم واسه همین گفتم فقط به اونایی رمز میدم که از اول وبم باهام بودن که الانه اگه هم میان چراغ خاموشه

یعنی اگه بخوام به دوستان الان رمز بدم کسی نمی فهمه من چی نوشتم!
منم که حوصله توضیح دوباره ندارم

نگین یکشنبه 12 تیر 1390 ساعت 21:31 http://www.mininak.blogsky.com

خیلی قشنگه ...
همین حرمت بودن رو میگم ...
حسه خوبیه ... حتی اگه دلتنگ باشی...
وقتی حرمت نیست ..آأم خودشم عذاب میکشه

اوهوم
حرمتِ بودنِ کسی که دوستش داری خیلی خیلی مهمه

هیچ وقت حرمتِ کسی رو نشکستم...
از خدا هم خواستم به کسی اجازه نده حرمتِ منو بشکنه و اونم مراقبمه

امیدوارم خدا مراقب حرمتِ دلِ تو هم باشه عزیزم

همین حوالی دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 01:24

من که فقط خدارو دارم واسه حرف زدن
واسه همینه که توی همین حوالی زیاد نمینویسم از حالم
اگه خدا نبود که همه ی بنده ها...

مرسی بابت توضیحت

یه زمانی من اینجا رو زدم که حرفام با خدا موندگار بشه و یادم نره

الان از بابت روزایی که حسمو نوشتم خیلی خوشحالم...

تصمیم با خودته من نمیتونم بگم بنویس یا ننویس
ببین خودت چطوری آروم تر میشی عزیزم

فاطمه دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 09:59

سلام...
من اومدم...
خوبی بانو؟؟؟
چه خبرا؟؟؟؟
خوش میگذره؟؟؟
دلمون تنگ شده بود واسه اینجا...جمعه رو هم با تاخیر خوندم...
مطالب جدیدت رو خوندم...

نمی دونم چی بگم...

سبز باشی...

سلااااااااااااام فاطمه جون

امروز به یادت بودم اتفاقا
واقعا دل به دل راه داره ها

زیارت قبول خانومی
ممنون خوبم
خوبِ خوب

همین که هستی خودش یه دنیا حرفه عزیزم

میام سوغاتی هامو بگیرم ازت

ندا دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 12:05 http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

حرفهای قشنگت همیشه قشنگ است دلم تنگ نوشته هات شده بود

سلام ندا جون
منم دلم واستون تنگ شده بود

مهرداد دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 13:16 http://kahkashan51.blogsky.com

تنها زمانی کوتاه در کنار یکدیگر بودیم
و پنداشتیم که عشق
هزار سال میپاید. (یاکاموکی)
انسانها میمیرند اما عشق نامی ماندگار است.

مانا باشی دوست من.

سلام دوست کهکشانیه من

چه جمله ی زیبایی بود....
سپاس مهرداد خان

نازنین دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 18:32

خانومی هستم اگه هستی بیا


راستی این اهنگت خیلی خوشگله
از کدوم سایت میگیری آهنگاتو

اوووووووووووووومدم

اوهوم خیلی نازه
روش کلیک کن سایتش باز میشه

اینو دیشب گذاشتم

kiss rain

خیلی دوستش دارم

همین حوالی دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 19:07 http://haminhavaly.blogsky.com

سلام فریناز جان
کجایی شوما؟
کم پیدا شدیا
من آپم
دوس داشتی بیا

سلام عزیزم

من که در خدمتم اساااااااااااااااسی بابا

اصلا همین حوالی رو من اداره میکنم

یکتا دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 20:06

همممم فریناز
آره میدونم عادت میکنم
الان خوابیدم یه کم حالم بهتره
هییییی
من همیشه دل کندن واسم سخته
مخصوصا از دوستام


اون آهنک؟
اون آهنک همون یه بیت بیشتر نیس
فکر کردم شاید خوشت نیاد
اما میذارم امشب
به اضافه ی آهنک مورد علاقه ی خودم همایون شجریان
به به
حال میکنی آدی من و برد به جه فضاهایی؟
قبلنا حالم به هم میخورد از سنتی ها

خب سخته ولی اینم گذراست به هر حال خانومی

خو حالا بذار بینیم چیه


آره منم از سنتی بدم میومد ولی به دلایل مشابه تو الانه گوش میکنیم

شجریان....!!!!

حالا بذار ببینیم چه جوریاس

مقداد دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 22:08 http://shaperak.blogsky.com

چقدر راهه تا وبلاگتا! خسته شدم): ماشین گیر نیاوردم تا خود اصفهان پیاده اومدم، آخه همشون داشتن میومدن رگبار آرامش(: تو راهم ی رگبار زد کلی آرامش گرفتم(: کلی از وبلاگت تعریف کردما، ی خورده ازون لواشکات به من بده دیگه): من دهنم آفت زده میگن ترشی واسش خوبه الانم اومدم ازت لواشک بگیرم.. راستی اگه بهم رمز بدی قول میدم سوال نکنم ازت(:

خب‏ ‏با‏ ‏هواپیما‏ ‏میومدی‏ ‏مقداد:))
نه‏ ‏دیگه‏ ‏من‏ ‏لواشکامو‏ ‏به‏ ‏خودمم‏ ‏نمیدم‏ ‏چه‏ ‏برسه‏ ‏به‏ ‏تو‏ ‏

ولی‏ ‏تا‏ ‏بخوای‏ ‏‏ ‏ارامش‏ ‏میدیم‏ ‏بهتون

تو‏ ‏که‏ خبر‏ ‏نداری‏ ‏اخه‏ ‏شاپرکی

یکتا دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 23:08

آی آی آی
توام؟
این پسر شجریانه...
خود شجریان نیست
امشب تصمیم گرفتم گلنار و بذارم....
شجریان بعدا میذارم حالا..

آره منم

إإإ خب مهم اینه که سنتیه و ما گوش میدیم حالا پدر و پسر فرقی نداره

میرسیم خدمتتون یکتایی جان

ziba سه‌شنبه 14 تیر 1390 ساعت 00:20 http://zibaaa.blogsky.com/

مث همیشه زیبا نوشتی خوب من

فری جونم خیلی دلنشین مینویسی

هرجا ذهنت میره افکار ما رو هم با خودت میبری

سلاااااااااااااااام زیبا جونی

سفربه خیر خانومی

ممنون آره دیگه یه سفرم با متنای من میریم

ziba سه‌شنبه 14 تیر 1390 ساعت 00:21 http://zibaaa.blogsky.com/

خودمونیم سفر خوبی بود بخصوص با اق بالا سرمون

خدا آق بالا سرتو واست نگه داره عزیزم

ziba سه‌شنبه 14 تیر 1390 ساعت 00:22 http://zibaaa.blogsky.com/

میگم که فریناز یه سفر کوچولو میچسبه ها تهران هم اومدی
اجی زیبات خیلی دوست داره ببینتت


هفته ی دیگه داریم میریم کیش

ولی تابستون اگه اومدم تهران حتما خبرت میکنم خانومی

منم دلم میخواد ببینمت

مهسا سه‌شنبه 14 تیر 1390 ساعت 16:19 http://deleasemooni.blogsky.com

فقط میتونم بگم عالی بود . بی نظیر ...این نوشتت حرفای دل منم بود

ممنون مهسا جان
لطف داری

درنا سه‌شنبه 14 تیر 1390 ساعت 17:30 http://www.dornah.blogfa.com

سلام فریناز جووونم دلم برا نوشته هات تنگ شده بود مثل همیشه وبلاگت پر از آرامشه خوبی عزیزم
من اومدم که بمونم



من از اوناییم که جریان مریمو خوب می دونستم یادته؟

سلام درنااااااااااااااااااااااا جون

وای یعنی تو جدی جدی برگشتی دیگه؟؟؟

خیلی خوشحالم که دیدم کامنتتو خیلیییییییییییییییی

بله شما میدونین

در خدمتیم الساعه

کوروش چهارشنبه 15 تیر 1390 ساعت 01:19 http://korosh7042.blogsky.com/

سلام فریناز عزیز

ممنونم مهربان
چشمانت پر سوسوی ستارگان شادی باد


سلام استاد خوبم

و وجودتان خورشیدیست در این آسمان وبلاگستان عزیز

MST چهارشنبه 15 تیر 1390 ساعت 02:57

بابا احساس...

در این مواقع همه ی وبلاگا باید برن بوق بوق بازی کنن (البته به جز وبلاگ من )

-----------------
واسه مطلب قبلیت:

دو حالت داره:
1. یا طبق عنوان مطلبت الان کسی نیست که این مطلبو بخونه، پس حتما این مطلبو گذاشتی که رمزوشو بدی به من و منم که راز دار... ولی احتمالا یادت رفته...

2. یا من جریانو میدونم و تو باز هم فراموش کردی رمزو بدی!!!

3. یا جریانو نمیدونم که در این صورت فراموش کردی جریان رو به من توضیح بدی (که یکی طلبت) و به همین دلیل من میتونم رمزو داشته باشم چون یه رهگذرم و از هیچی سر در نمیارم، پس باز هم یادت رفته که رمزو بفرستی واسم

منتظرم

آخه وب جنابعالی دوغ دوغ میکنه
..........

خودت فهمیدی چی چی گفتی اصلا؟

دوباره رمز دار گذاشتم تو پیدات شد؟؟

خو نیگا تو میدونی ولی رمزو بدم که حوصله ت نمیشه این همه رو بخونی که

برو بابا من تا قیام قیامت از تو طلبکارم واسه اون چسبا

باش تا زیر پات علف سبز شه

MST چهارشنبه 15 تیر 1390 ساعت 03:00

4. بالاخره که چی! رمزو که آخرش ازت میگیم! پس بهتره فراموش نکنی که رمزو همین الان واسم بفرستی

---------------------

میخوای بیای تهران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه 1 سال قبلش بگو که قبل اومدنت مرکز کشور رو عوض کنیم... دیگه تهران، مرکز بشو نیست!

وااااااااااای عجب پیله ایه ها

نه دیگه راه نداره جون ِ ام اس تی


آره خب مگه چیه؟

نکنه تهرونو خریدی؟

نه دیگه به افتخار ورودِ من میخوان پایتختو تمدید کنن

مگه نمیدونستی؟

ziba چهارشنبه 15 تیر 1390 ساعت 12:02 http://zibaaa.blogsky.com/

http://up.vatandownload.com/images/d8s9xielfqawae7b8wvg.jpg


گفتم قبل رفتن بیرونم کولوچه های اجیمو بیارم وگرنه خدا عالمه

راستی سلاممو خودرم با کولوچه خوشمزه بود

پستای اخرتو نخوندم میام درستو حسابی میخونم گل من

وای ممنون زیبا جونم

عجب کولوچه گردوییه خوشمزه ای بودشا

ممنووووووووووووووون عزیزم

ایشالله بازم بری مسااااااااااافرت و سوغاتی بیاری

ziba چهارشنبه 15 تیر 1390 ساعت 21:29 http://zibaaa.blogsky.com/

میگم فریناز این پستت رو نمیتونم بگیرم منظورت باز دتنگی عرفانی بودش یا برای شخص بخصوصیه

نه عزیزم واسه یه شخص خاص بود

تو پستایی که واسه خداست همیشه اسمشو آخر پستا میارم

کوروش چهارشنبه 15 تیر 1390 ساعت 23:56 http://korosh7042.blogsky.com/

حالا دریاچه ام

زنی روبروی من خم شده است

برای شناختن خود سرا پای مرا می کاود

آنگاه به شمع ها یا ماه ،این دروغگویان،باز می گرد د

پشت او را می بینم و هما نگونه که هست منعکس می کنم

زن با اشک و تکان دادن دست پاداشم می دهد

برای او اهمیت دارم ،می آید و می رود

این صورت اوست که هر صبح جانشین تاریکی می شود

درمن دختری راغرق کرده است

ودر من زنی سالخورده هر روز به جستجوی او

مثل ماهی هولناکی بر می خیزد .

سلام استاد عزیزم

چه متن زیبایی بود

و امیدوارم در دریاچه ی دلتان همیشه بشاش ترین و شاب ترین خنده ها منعکس گردد که دلتان را لیاقت اینچنین مهربانی ها هست استاد

سپاسِ بودنتون مهربان

MST پنج‌شنبه 16 تیر 1390 ساعت 01:02

باز من یه متن کوتاه نوشتم تو هیچی ازش نفهمیدی؟! یه کم قدرت گیراییت رو بالا ببر خو... :دی

ایندفه رمز گذاشتی بی زحمت خودت برام رمزشو بفرست

--------

نه نمیدونستم... من به شایعات اصلا توجه نمیکنم آخه...

من که بالام خو
تو پایین مینیویسی

نه دیگه جون تو راه نداره
باید بیای تو صف

حقیقتِ محضه ام اس تی!
شایعه کیلو چند

مهسا جمعه 17 تیر 1390 ساعت 02:03 http://deleasemooni.blogsky.com

بهت واقعا تبریک میگم به خاطر این قلم زیبایی که داری
منم آپم بیا نظراتم بگو

من که اومدم مهسا جون

ممنون لطف داری

sara شنبه 18 تیر 1390 ساعت 15:15 http://alachigh77.blogfa.com

salam salllllllllllllllllllllllllam azize dela, khufi are tam,o, shod dg vali midonam kheyli nayomadam sharmande hala to nemikhy biay.montazeret hastamgola, boooooodo ke jat khalie

وای ساراااااااااااااااااااا

سلاااااااااااااااااااااااام

اومدی عزیزم؟؟؟؟

چشم الانه میام پیشت

sara شنبه 18 تیر 1390 ساعت 15:16

[:S027:apetam aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod

ممنون خانومی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد