ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سلام بر آقای مهربانی ها
دوباره آمده ام تا برای تو به عشقِ حضورِ تو انگشتانِ قلمم را بنوازم بر این صفحه ی سپیدِ بی روح تا مگر با نامِ تو از شورِ حضورت سراسر شوق گردد و نبضِ واژه ها در جای جایش به تپش درآید.
چه حسِ خوبی ست میانِ این همه جشن و سُرور، آمدنت مزیّنِ تمامِ آذین بندی های این روزها گردد...
شعبان که تمامِ گرمایش را وام دارِ دو خورشیدِ چشمانِ توست که زمانی بر این عالمِ سرد و بی روح تابید و دل ها را سراسر گرمی و عشق نمود و چه قدر دلش می تپد برای تابشِ دوباره ات در این چند روزِ باقی مانده از عمرِ ۳۰ روزه اش...
چه زیبا می شد اگر بر تمامِ زمین و آسمان منّت می گذاشتی و با قدومِ مبارکت در جای جای سنگفرش های سردِ هستی مُهـــر ِ ظهور می زدی و نمی دانم زمین تابِ حضورِ نور را دارد در این تاریکیه مطلق یا نه ؟؟؟
عزیـــزِ من!
بگذار برایت بگویم چرا دلم می خواهد بر سرِ یکی از همین روزها منّت نهی و با افتخار پذیرای حضورِ پُـــرمِهـــرَت گردیم...
میلادِ جدّ بزرگوارت سیدالشّهدا امام حسین (ع)
ولادتِ عموی بزرگوارت سردارِ علمدار ابوالفضل العباس
تولدِ جدّ گرامی ات علی ابن الحسین امام سجّاد(ع)
وقتی نجابت ریشه دواند
وقتی عشــــق بزرگ شـد
وقتی معصومیت جان گرفت
وقتی با عطرِ پاکی، شعبان معطّر گشت
وقتی جهان به استقبالِ ورودِ حسین جوانه می زد
دلم می خواست فورانِ آتش فشانِ شادی اش را بر فرازِ کوهستان های اشراق به تماشا بنشینم.
دلم می خواست بودم و پایکوبی اش را در ورای تمام ِ ماه های زمین ببینم و بنگرم که چرا شعبان دنیا دنیا شادی و جشن و سُرور و آرامش را در دلِ خود جای داده است...
و آن هنگام که ابولفضل بر زمین و زمان هدیه داده شد
حتم دارم تمامِ زمین و آسمان بر یگانه یارِ حسین شان بذرِ ایمان پاشیدند و ماه از آن بالا به پابوسش آمد
و سجّاد و سجده های عاشقانه اش که دلم می خواست بدانم در آن نُه ماه هم بر خدای مهربانمان سر بر سجده ی شکر می ساییده است؟؟!
دلم از این تشدیدِ ج به لرزه در میآید و با دیده ی شرم بر خودم می نگرم که چرا دلم به سجده ی تو سر بر خاکِ عشق نمی ساید و این چنین سرکش می شود گاهی!!
و می دانم که شعبان اگر تا قیامِ قیامت هم سر بر سجده ی شکر فرود آورد هنوز شکرِ بودنِ یکی از این عزیزان را در دلِ خود به جای نیاورده است...
و حالا که شعبان مسخِ بودن ِ عشق گشته است تو نیز بارِدیگر سرافرازش کن تا همیشه سرش را با افتخارِ حضورِ تو با خاکِ شُکر، عجین گرداندُ سرمستش کن یگانه ماهِ عشق و شور و شادی و سُرور را...
اَللهُمَّ َعَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج
اول
دوم هم مال خودمه
مقام سوم رو هم به کسی نمیدم
آره دیگه معلومه همین حوالی همیشه
پس خواب نبودی
آشپز باشی غذات شور نشه یوقت
دیگه برم بخونم پستتو
نه دیگه عزیزم خواب چیه!

نه تا الان که خوب شده فقط نمیدونم شکر بود این یا نمک که ریختم تو غذا
ای بابا، پنجم شدم که!! دیشبم تا دیروقت مهمون داشتین؟! چند روزه کم پیدا شدیا!
دیشب زدین وب ستوده رو هم ترکوندین که

نه دیشب خودم مهمونی بودم نبودم نت
من که همیشه هستم مقداد
اَللهُمَّ َعَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج
واقعا آفرین فریناز
من که خیلی خوشم اومد
آمین
خوشحالم که خوشت اومده خانومی
آره مردم همین حوالی میچرخن خو
خانوما مقدم ترن مقداد
من هر وقت میام اینجارو میخونم واقعا از نوشته هات لذت میبرم.
امیدوارم که قلم زیبات همیشه بنویسه
ممنون عزیزم تو قشنگ میخونیشون وگرنه من که حرفای دلمو میزنم فقط
منم امیدوارم
وای غذای شیرین به خورد مامانینا میدی
دقت کن سرآشپز
خب این پسته نمی ذاره که

یه کلمه مینوشتم یه کم نمک بود یا شکر نمی دونم! میریختم تو غذا
خدا به دادم برسه امروز
ترکوندن وب ستوده اتفاقی بود که بعدش من کنار کشیدم تا دوستان موفق بشن و نوبل بگیرن
من دیشب مهمونی بودم وگرنه میدونو به شما جووونا نمیدادم که

نوبل که آشِ کار خودمه خانومی
دیشب در اولین فرصت وب ستوده رو ترکوندیم و حسابی زیرابتم زدیم(: الانم نوبت وب توئه که باید بترکونیمش(: آماده ای؟1؛ 2؛ 3،... ترکید؟
هه

امروز که نگین آلبالویی نیومده هنوز
من از دم همتونو حریفم!
اینجا ضدِ ترکیدن کارگذاشتم وگرنه الانه دیگه خاکسترشم نمیموند
فریناز الان داره تو دلش اینو میگه:
ما پیر شدیمو دل جوان است هنوز
میگم مامان بزرگ خب همون دیشب میومدی نوبلو میبردی که ما انقدر زحمت نکشیم خب
آآره دیگه ولی دلم جووووووووون تر از همتونه ها


خب مهمونی بودم دیگه
اونجا داشتن نوبل واقعی بهم میدادن
من کامنتم آنتی ضدترکیدن داره، تاالان باید میترکیدی، چرا نترکیدی؟! حتما آلبالو خبر نداره که آپ کردی وگرنه میومد.. فعلا که من و نگین همین حوالی تو نت زندگی میکنیم، شبا هم تو نت میخوابیم(: نوبتی کشیک میدیم(: هم بزن غذارو ته گرفت!((:
نه دیگه اینجا سیستُمش خیلی قویه



فعلا که با هم دارین کیشیک میدین
جاتون میشه تو یه برجک؟؟؟
مقداد نیوفتی پایین؟؟؟
من خودم خونه دارم بیام تو نت زندگی کنم!!




عجبا، به این پسرا یکم روی خوش نشون بدی سریع جو گیر میشنا فریناز
آشپز باشی من میرم بعدا میام جواب کامنتامو میخونم
خسته نباشی
فعلا
آره واللا!



پسر جماعت کلا پر رو إ
حالا یه شمشیر میکشم براش حساب کار بیاد دستش
باشه خانومی برو بعد بیا
نگین زود برو من ی چند کلمه پشت سرت حرف بزنم: فریناز، به حرفای نگین و احتمالا آلبالو که میاد میگه منم با اینام گوش نده، اونا میخوان سرت کلاه بزارن. حالا که همه فهمیدن بزار بگم: من گشت نامحسوس شبانه تو نتم، کسایی که تا نصفه شب بیدارن رو شناسایی و معرفی میکنم به برادرای فیلترینک که وبلاگشون فیلتر شه(: مواظب خودت باش(:
واااااااااااااااااای


مقداد جان قول میدم دیگه نیام شبا نت
تاااااااازه قول میدم همه لواشکاتو که یواشکی خورده بودم پس بدم
تااااااااازه قول میدم یه عالمه گز برات بیارم
دیگه گزارش منو ندیا
من میترسم از فیلی شدن
سلام عزیزم...
خیلی قشنگ بووود...
منم آپم گلم
سلام خانومی
ممنون
چشم خدمت میرسم
واسه ماها شمشیر میکشی؟ غلافش کن تا قمه رو در نیاوردما! بزار شب برسه وقتی خوابیدی میام و هرچی لواشک تو خونه دارینو میبرم، در ضمن پسرا گلن(:
قمه؟؟؟؟




الانه گرزمو میارم بیرون ببینم تو کی باشی فسقلی؟؟؟
اتفاقا دو روز پیش یه عالمه لواشک درست کردیم
ولی قائمش کردم یه جاااااای امن
نه خیرم پسرا خلن
چه خبرتونه؟





چرا با شمشیر به جون هم افتادین شماها؟؟
فقط چند دقیقه نبودما ببین چی شد یدفه!!
میگم هندونه ی پسرا معمولا ظاهرش خیلی قشنگه اما باطنش سفیده سفیده
فریناز هندونشو برگردون، سفیده
فریناز با حرفت درمورد پسرا موافقم
البته واسه خنده میگیم وگرنه خدای نکرده قصد بی حرمتی نداریم
میخواستم برم درس بخونم دوباره اغفال شدم اومدم اینجا
حقشه خو






بدو بیا طرف من حوالی
آره راس میگی یا
مقداد ما که با تو نیستیم ولی حالا بد نیست یه کارد بزنی به خودت ببینی سفیدی یا قرمز یا سبز
خب برو سراغ درسات دیگه!
پس فردا میاد یقه منو میگیره میگه من نذاشتم
ولی سر بزن جات خالیه اینطرفا
فزیناز دستور تهیه ی لواشک رو رد کن بیاد
وگرنه میام اصفهان ازت میگیرم

درست نوشتم اصفهانو؟؟
وای یعنی تو با این سن و سالت هنوز بلد نیستی لواشک درست کنی؟


هه
جرات داری بیا اگه راهت دادم خونمون
نه انگاری اینطوریه: عسفحان
آره مقداد؟
میگکا من اواتارمو عوض کردم ولی اینجا همون قبلی رو نشون میده

چرا خب؟
جاهای دیگه درسته ولی اینجا ..
چرا واسه من که عوض شده

شاید عینکتو نذاشتی بابا
اینجا خیلیییییییییییی هم آپ دیته
گفته باشم
اصفهانو درست نوشتی ایندفعه
من دستگاه لواشک یاب دارم هرجا قایمشون کنی پیداشون میکنم
فری جرات داری بیا دوئل کنیم وقتی کشتمت اونوقت میبینی دخترا همشون سوسکن
اِ پس درست بود




هه هه پخخخخخخخخخخخخخخخ
الانه پرت شدی تو همون برنج زار پشت خونتونا
منم دستگاه مختل کننده ی امواج دارم آقاااااااااا
بجنگ تا بچرخیم
ای بابا مثل اینکه این رفتنی نیستا

فریناز بیا دیپورتش کن خب
گوشتو بیار جلو
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برو دعا کن این ما را دیپورت نکنه
میگم فریناز مگه قراره وقتی کشتت بازم ببینی؟

فک کنم روش جدیدی داره واسه کشتن
سوتی رو به سوتی نامه اضاف کن
بذار دلش خوش باشه بچمون


فعلا که پخخخخخخخخخخخخخخ شده
خب منم که میدونی صد تا جون دارم بالاخره
کجا در رفتی خب؟ جنگ تن به تن که شد فرار کردی؟
هه من همینجام نفــــــــــــــــس کش

من دان یک کونگ فو دارما
نزدیکم نیا که پودر میشی
من خودمم نفهمیدم آخر شریک دزدم یا رفیق قافله



می خوای اصلا فکر نکن تو

گیج میره سرت
اتفاقا امروز عینکمو یادم نرفته، الان رو چشممه خانمی
الان درست شد، رفتم دوباره تغییرش دادم .
راستی بدو بیا همین حوالی یه خبر دارم واست
آره دیگه آفرین دخترم

منم یادم میره هی برعکس میذارمش
اومدیم ترافیکه بابا یه خورده وایسا
اگه تو دان 1 کونگ فو داری منم کمربند مشکی دارم که همیشه رو شلوارمه
هم بزن ته نگیره
اونوقت این آواتوره چی چیه دیگه؟




یه شاپررک خوشگل بذار بشه یه کاریش کنیم حالا
اُه اُه بابا مشکییییییی
ما که نمی بندیم یه وقت ریا نشه خلاصه
کیو؟ غذا رو یا دیگو؟
سلام
دیشب داشتم با خودم فکر میکردم که چقدر خوب میشه اگه وقتی یه تصمیمی میگیریم تا آخر سر حرفمون بمونیم
البته تصمیمایی که مثبتن
خوشحالم که با انگیزه ۱۶ تا جمعه ی انتظار نوشتی
آره واقعا شعبان ماه شیرینیه
هم من و هم تمام دوستامون خوشبختیم که جمعه ها یاد امام زمان تو ذهنمونه و بهش فکر میکنیم
دست خدای عشق نگهدارت
سلام ...


دعا کن واسم بتونم ۲۴ تای دیگشو بنویسم مهرداد
اولش میگی چیزی نیست که هر جمعه می نویسیم و میگذره اما باور کن یه موقع هایی آدم کم میاره!
ولی خب هنوزم خودشون کمکم میکنن که بتونم بنویسم
البته اومدن شماهاست که بهم انگیزه ی نوشتن واسه جمعه ی بعدو میده
مراقب خودت باش داداش گلم
بازم متنت زیبا بود
میدزدنت آخر من میدونم
من الان از خواب بیدار شدم ساعت ٢.٣٠
به به
حتما خودت میخوای منو بدزدی؟؟؟؟


نه راستشو بگو چرا میترسی؟
خسته نباشی یه وقت
اتفاقا یکی از علائم دزدا همین خواب زیادشونه ها
سلام...
این سلام یعنی هنوز سر قولم هستم و میام...
سلام بانوی دریا
خوش اومدی ممنونِ بودنت
نه بابا بدزدمت دو روزه پست میدم....
پس من یه دزد حرفه ای ام..
اینم لینک دانلود..
http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://malariasoft.persiangig.com/Themes/ThemeConverter/BS%20Theme%20Converter.zip
آدم یه دوست مثل تو داشته باشه دشمن نمیخواد که


ممنون دستت مرسی
نه الانه دارم فکر میکنم میبینم اون دزده تو نبودی دستیارت بوده
مچلس گرم کنی یاااااااااااااا...
دمت گرم...
حتما عروسی م بیا
آره اتفاقا


وااااااااااااااااااااای کاش میشد با سر و دست و پا میومدم
فری گرم کن معروفه تو اصفحان
خدارو شکر که همه چی به خوبی و خوشی تموم شد، کار داشت به قمه کشی و شمشیرزنی و.. میرسید. خیلی شانس آوردی که خیلی از هم دوریم وگرنه تاحالا اومده بودم و شاهرگتم زده بودم(: عکس آواتارمم عوض کردم تا بترسی و حساب کار بیاد دستت(:
آره دیگه بالاخره این پسرا مغلوب شدن و ما غالب



اِ نه بابا منم وایمیسادم بِرُبِر نیگات میکردم حتما
وای قلبم الانه خیلی ترسیدم
کمــــــــــــک
شانزدهمین جمعه ی انتظار را هم به یاد او که نیامد ولی حس بودنش به تو شوق زیستن می دهد ُ گذراندی ...


کاش بیاید و آفتاب صداقت را به مهمانی گل های باغ بیاورد ...
کاش بیاید و دست های سپیدش را به آب ها ببخشد ...
کاش ...
سلام فریناز عزیز[:S005:
زیبا و عاشقانه و عارفانه نوشتی ...
مثل همیشه ...
سلام رفیق مهربونم



کجایین شما؟ دیگه افتخار نمیدین زیرِ رگبارِآرامشم خیس رفاقت بشین!
ممنون لطف دارین
جاتون خالی بود و اومدنتون خیلی خوشحالم کرد مهربان
سلام
جواب کامنتت را در وبلاگم دادم عزیز
و ما در ماه شعبان انتظارمان زیاد میشود!
سلام خیلی ممنون میام خدمتتون
اوهوم خیلی بیشتر از همیشه
پسرا همیشه برندن چون قوی هستن، این دختران که ضعیفن و سوکسن(: زود برو جا بخورکه تو وبلاگت بمب کار گذاشتم(:
قوی تر از من هیچ پسری زاده نشده مقدادخان



دوباره تو خودتو به من نسبت دادی؟
من خودم یه پا بمبم تو منو از بمب میترسونی؟
امروز که نگین آلبالویی نیومده هنوز


















هستم عجقم
زیرپوستی
والا!
من به صورت تله پاتی مآبانه اول شدم و هووورا شدم به قوله اون آقاهه
من اولم مگه نه
من و نگین همین حوالی نداریم که
نیگیییییییین بگو
نگفت که
دپ
پس تو هم زیرآبی میری







آره؟؟؟
پس زیرپوست رگبارم تو بودی وول میخوردی فسقلی
آره دیگه مهم نگینه حالا چه آلبالو باشه چه همین حوالی
نه بابا دشمنت دپ باشه عزیزم
جیف که مجبورم به خاطر یه نفر که شما چند تا میدونین فقط من یه یه هفته ای یا بیشتر به صورت زیرپوستی بیام نت




دوست داشتم بترکونم
هی هی هی
عاجقتماااا
الانه میام ببینم کی بوده نگینو اذیت کرده؟؟؟




عسک بده جنازه تحویل بگیر خانومی
عزییییییییییییییزم عیب نداره
مهم اینه که یادت هستیم همیشه
اَللهُمَّ َعَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج




آمیــــــــــــن
اَللهُمَّ َعَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج
بازم من اوومدمم با یه عالممه نیاز به اقای مهربونت فریناز جوونمم
آمین
خوش اومدی عزیزم
فکر میکردم اینجا کامنت گذاشته بودم
نه دیگه اون واسه اون هفته بوده احتمالا
قویتر از تو پسری زاده نشده؟ مگه تو پسری؟ چرا من تا حالا نفهمیدم؟!
واااااااای پس لو رفتم آره؟


مقداد به کسی نگی یا
بین من و خودت بمونه خواهشا
قول میدم بهت یه عااااااااالمه لواشک بدم اونوقت
سلام فریناز عزیز
جمعه های انتظارت را همیشه می خوانم بی هیچ ردپایی
این بار اما گفتم دست مریزادی بگویم به باور و قلمت و البته اعیاد گذشته و پیش رو را هم به تو شادباش بگویم
سلام سمیه ی مهربـــــونم
ممنونِ حضورِ همیشگی ات عزیزم
من هم به تو و خونواده ی عزیزت این اعیاد فرخنده رو تبریک میگم
سلام آجییییییییییییییییییییییییییییی
خوبی
بی نظیر بود خیلی لذت بردم
اعیاد شعبانیه رو با کمی تاخیر بهت تبریک میگم
شرمنده اگه دیر به حضور رسیدم
موفق باشی
سلااااااااااااااااااااام زهرا خانومِ گل
ممنون
خوشحالم که لذت بردی خانومی
منم به تو و خونواده ی عزیزت این روزهای خجسته رو تبریک میگم
من عاشق لواشکم، اگه قول بدی که سر قولت میمونی من چاکر آجی فریناز گلمم هستم(: و اینگونه این داستان به خوبی و خوشی به پایان رسید((:
آره دیگه خدا را شکر به خیر و خوبی جنگ یه روزمون تموم شد

باشه قول میدم برات لواشکم بیارم داداش گلم
تو هم قول بده دیگه شیطونی نکنی
خواهش میشه....
نه شک نکن که خودم بودم
حالا ما خواستیم تو رو تبرئه کنیم خودت نمی ذاری یا