ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تو فکر کن در پس و پیچِ جاده ها لختے آرمیده امـــ
تو فکر کن من تمامِ بودنت را در لفافه کشیده امـــ
تو فکر کن دیگر صدایت نیز برایم آهنگے نمے نوازد
تو فکر کن قلبِ من مے شود تکه سنگے در پسِ جاده ے سفرمان!
.
.
.
.
اما هنوز هر شب در آن گوشه از فرطِ اشک ، تنم بے حس مے گردد !
اما هنوز بودنت طفلِ قلبم را در پسِ زندانِ سینه به جست و خیز وا مے دارد
اما هنوز شب ها همین آواے مانده از تهِ ظرفِ خاطراتم برایم نواے لالایے مے نوازد
اما هنوز قلبِ من چون شیشه ے اتاقت با نسیمِ ضعیفے نیز مے شکند...
*
*
*
*
چرا همیشه آنگونه که خودت خواسته اے فکر کرده اے ؟؟؟
چرا همیشه عقلِ خود را پرستیده اے ؟؟؟
و چرا نخواستے ذرّه اے خود را در فضایے فراتر از خودت بگسترانے ؟؟؟
کاش مے فهمیدے هر کس در قصرِ خودخواهیه خویش فرمانروایے ست ستُرگـــــــْ
کاش می دانستے فرق سنگ و شیشه را !!!
نه دیگر بیخیالِ تمامِ ندانستن هایتـــــ
فقط
فقط
فقط
......
......
کاش مے دانستے شیشه ے دلِ من شکست...
این آرم پرشین بلاگ چه معنی میتونه اشته باشه
عزیزم عکسشو عوض کردم
حرفهای قشنگت به نظر من یه مقداری تلخ اومدم نمیدونم شاید من نگرفتم
اوهوم
دلم از یه نفر خیلی گرفته بود
از یه آدم مغرور!!!
منم نوشتم تا آروم شم
همیشه با دوستام مشکل داشتم مثل اون قضیه که هی میخوای یه چیزی رو به من حالی کنی با رمز طرف نفهمه
حالا اون میگیره من نمیگیرم
خب من وقایعی که واسم اتفاق میوفته رو در قالب متن مینویسم
اینم مثل بقیش
اکثرشم مربوط به دنیای واقعی و زندگیه منه
خانومی سخت نگیر
اما هنوز هم زندگی ام رنگ تراژدی دارد



اما هنوز هم شانه هایم از همیشه به زمین نزدیک ترند
اما هنوز هم زانوانم گاه و بی گاه زمین را می بوسند
.
.
چرا مثل همیشه نگاهت را از قطره هایی که پیش پایت قریانی می کنم جدا می کنی ...
چرا مثل همیشه چشم هایت را به آسمان می دوزی و می گویی باکی نیست ...
چرا مثل همیشه تنها سردی دستهایت و تنهایی دنیایت را برایم به ارمغان می آوری ...
کاش می فهمیدی که من وتو از اجزای سخنیم وبرای (( فعل )) بودنمان باید که خودخواه نباشیم ...
سلام بر فریناز عزیز
من عاشق این دوپاره و چند پاره قرینه نوشتنم ...
کاش می دانستی چقدر از این مطلبت خوشم آمد !!
و انگار تو در کلامِ من جای گرفته ای و چه زیبا تمام حرفاهای بغض گشته در گلویم را فریاد میزنی ...




چه قدر من سبک گشته ام حالا
چرا که واژه ای نمیافتم تا این همه بغضِ خفته را در جای جای این صفحاتِ سپید جای دهم...
چه قدر زیبا حدیث ِ فعل گشتن را شرح داده ای شفیقِ مهربان
و سلام بر یگانه رفیقی که تا عمقِ دلنوشته هایم شیرجه ی احساس میزند
سپاسِ بودنتان رف ی قِ پاکی ها
ماه من غصه چرا تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن کار آن هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره ی عشق، زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست خدا هست
که خدا هست خدا هست هنوز....


ممنون عزیزم که همیشه وقتی باید باشی هستی و بهم دلگرمی میده بودنِ همیشگیت
نوشتم کاملشو زدم به اتاقم که وقتی دلم گرفت بخونمش
نخنـــــــــــــــــــدی ها حالا گرفتم
نه بابا من غلط بکنم بخندم
گفتمش: دل میخری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد
و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی
خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود....
هییییییییییییییییییییییییی
نازی
هیییییییییییییی
سلام خوبی؟!
سلااااااااااااااااااام
ممنون تو خوبی خانومی؟
مراقب شیشه نازک دلت باش
نه هنوز نشکته فقط تَرَک خورده
نباید بذاری بشکنه
اوهوم فک کنم از این ترکا زیاد داره برمیداره
داره تو خودش میشکنه
کاش میفهمیدی..
که دلم تنگ تو بود
نفَسَم حبس تو بود
عشق من بهر تو بود..
کاش میفهمیدی!
که اگر من رفتم...
نه که بی دل باشم!
من برای قلبی
بی محبت رفتم..
که برایم هیچ گاه
جای خالی نداشت...
نازی میدونی اینو چطوری خوندم؟؟؟


من واسه س...
نه خدا نکنه!!!!
در کل قشنگ بود ممنون
منم هر وقت میخونمش امیدوار میشم...


کار خوبی کردی...منم تو فکرشم که بزنم به دیوار اتاقم...
از اول تا اخرش و داشتی؟ بقیه شم قشنگه
نه من کنار توام نه تو کنار منی...
ما کنار همیم
فدات بشم من
اوهوم دو ماهی میشه زدم به در کمدم که همیشه ببینمش




اما داداشم کلی مسخره م کرد
فکر کن اینجا و متنای منو ببینه چی میگه
ما کنار همیم
خوشم اومد
کارت درسته عزیزکم
راستی مبدل و دانلود کردی؟ بدرد خورد؟
قالبشو هنوز پیدا نکردم
آره .من اینو خوب فهمیدم!
اینکه یه نفر هرچی بهش بگی در مورد احساست حرف خودشو بزنه و بگه اینجوری نیس
یعنی در مورد احساس تو هم تصمیم بگیره! من که حسابی حرص میخورم

اینا رو ولش خودت چه طوری؟
واقعا مزخرفن

مخصوصا اگه اون طرف یه پسر باشه
آره فکر کردن عقل کل ان
خودمم امروز که همین بودم که نوشتم نگین
بعضی روزا هم اینطوریم دیگه
امیدوارم تو خوب باشی
همممم صدای اذان میاد

قبل اینکه کامنتم و بنویسم همین جا
همین طور که اذان طنین انداز میشه از خدا میخوام
به تو و تمامی بجه های وبت آرامش بده
و اونا رو به آرزوهای قلبیشون برسونه
و همج وقت طعم انتظار دلتنکی و غم و نجشن..
امیدوارم همه خدایی و آسمونی باشن
همممممممممممم


ممنون دوست جونیه من
اول از همه هم به خودت طعم شیرین آرامشو بده و دوباره شمع غم ها و غصه هاتو فوت کنی و دیگه یه دنیا شادی و آرامش داشته باشی همیییییییییشه
مرسی واسه آدرس قالب
کور بودم واقعنا....
بیا راجع به اون سهراب صوتی واسم بکو
خواهش

نه بابا عینکتو برعکس گذاشته بودی
آنی دیگه
برات میگم
سلام فرینازی


خوبی؟
از پسته هایی که برام اوردی یه عالمه ممنون!
اینقده خوشمزه بودن که نگو!
منم به جاش برات آلبالو میارم
آخه قراره بریم طالقان یه عالمه آلبالو بیاریم
سلام شکیبا جوونی




ممنون
خواهش میکنم فقط کم بخور دیگه پول ندارم برات بیارما
یهووووووووووووووووووووووو
من عااااااااااشق آلبالو ام
نگین آلبالویی اینقدر واسم آلبالو میاره که نگوووووووووووو
تو هم بیار من کم نمیارم
این جمله رو هم که به نظرم قشنگ بود هم تقدیم به دوست خوبم فرینازی:
انگاه که ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی ارزوهایت حس می کنی،به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
وااااااااااااااای ممنون شکیبا جونم

یادم میمونتش
باید بنویسم روی کاغذ و بزنم به کمدم
چطوری پسر؟((: لواشکا نرسیدا، اگه تا آخر شب نرسه لوت میدم(: راستی، پس و پیچ یعنی چی اونوقت؟ ما میگیم پیچ و خم جاده نه پس و پیچ(:
ارادت


نه دیگه مقداد حتما هواپیماش سقوط کرده
من میگم پس و پیچ!
اینطوری بیشتر دوست میداریم
مشکلیه الان؟
salllllllllllllllllllllllam aji farinaz mel30 baz sar zadi azize delam konkoro khob dadam vali sakht umad omidvaram doki sham vasam doa kon aji jonam .bosssssssssssssssssss



سلاااااااااااام عزیزم
خدا را شکر
نگران نباش ایشالله که خوب خوبی و میشی خانوم دکتر آینده
مراقب خودت باش سارا خانومی
سلام مرسی که به من سر زدین . اگه با تبادل لینک موافقین خبرم کنین.
موفق باشید
سلام سحر جان
چشم حتما خدمت میرسم
سلام فریناز جون ...میگم ببخشید میشه کد آهنگ قبلی وبلاگ رو بهم ایمیل کنی ممنونت میشم
سلام خانومی
به چشم واست ایمیل میکنم
دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است
شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است .
کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد .
حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است .
سلام فریناز جون ؛ اومدم قایق سواری کجا بردیش قایق خوشگله رو ؟!!
سلام آفتابی جونم

قایقه الانه وسط دریاست
باید شناکنیم تا برسیم بهش
ممنون شعر خیلی زیبایی بود
به حال من میخورد
نه دیگه، مشکلی هم اگه بود برطرف شد. دوست داری کاریشم نمیشه کرد فقط ما رو نزن..
چشم نمی زنیمتون
دیگه شیطونی نکن تا از کتکای ما در امان باشی
سلام فریناز عزیز
او که رفته و شیشه نازک دل تو هم که شکسته پس خاطراتش را بگذار در همان صندوق قدیمی گوشه قلبت و بگذار دلت هوایی تازه کند...
بگذار قلبت کمی بیاساید از این همه اشک که گاه تنت را بی حس می کند. تا شاید اینگونه بودنش این قلب تپنده را در پس پشت دنده هایت اینگونه به تپش وادار نکند...
بگذار اندکی آرام گیرد قلبت خاطرات او را که رفته رها کن... فردا برای تو نویدهای تازه ای خواهد داشت
هر کدوم از پست هات از قبلی زیباتره. قوی شدن قلمت رو به وضوح میشه حس کرد
سلام سمیه ی مهربونم

دلم میخواهد صندوقچه ای بیابم که از درزهای آن یادش نشت نکند!
و قلبم که کاش کمی آرام گیرد از این تپش های گاه و بی گاهش
و رهایش کرده ام...همین که رفت یعنی من با جانم رهایش کردم و ...
سپاسِ محبت بی نهایتت عزیزم
این حس کردن هاتو عجیـــــــب دوست دارم
اومدم واست دعوت نامه بیارما!!
!!
گرچه فک کنم فرشته ها احتیاج نداشته باشن
دست گلت درد نکنه
فرشتگی از خودته عزیزم
اخ یادم رف!:::
دعوت نامه
وای ممنونم

الانه خدمت میرسیم
مرسی دوست جون واسه قالب...
گذاشتم...بیا نگاه کن ببین همه جا ستاره بارون هست یا نه؟
با فایر فاکس فقط بالاش ستاره داره
اما با اپرا همه جاش.....
اگه اینطوری باشه نوموخوام
خواهش


باشه عزیزم الانه میام ببینم
واللا من گذاشتم با فایر هم اومد که
حالا میام ببینم چی چی رو نو مو خوای
سلام. قربون دلت بانو. که این عادت ادماست که دلتو راحت بشکنن. تو مواظب خرده های دل نازکت باش زیبا...
آه که می دونم چه حالی داری . کاش حال خوشی هاتو درک می کردم. کاش تو خوشی هات سهیم بودم.
سلام عزیزم

گاهی ترک برمیداره به قول نازنین!
هستی عزیزم
توی خوشی هامم سهیمی بانو جان
توی همین آرامش بعد از نوشتن هامم هستی عزیزم
جان رفته ولی زخم جفایت نرود/ تاثیر طلسم چشمهایت نرود.
فرشی ز دل شکسته انداخته ام/آهسته بیا شیشه به پایت نرود
وااااااااااای سها ممنونم
خیلی شعر قشنگی بود و به حال من میخورد
نظری ندم بهتره
چرا اونوقت
فریناز جونم ممنونم بلاخره تموم شد یه وبلاگی از آب در اومد
به هر حال ببخشید من چند بار ایمیل کردم اما نمیشد انگار
انسان اسیر تعلقاتی است که از جنس انها نیست،در بند خدا باش که از جنس اویی...
خیلی قشنگ بود
سپاس دوست عزیز
پس چی شد این لواشکا؟مهلتت داره تموم میشه ها
بابا میارم برات
بذار برم از مسافرت واست بیارم کیفش بیشتر باشه
سلام فریناز من آپم....!
به سراغ من اگر میایید نرم آهسته بیایید
تا مبادات ترکی بردارد
چینی نازک تنهایی من...
سلام
حتما میام مهرداد خان
انگار ترک برداشته!
ولی خب به همین ترک برداشتن و نشکستنش بسنده میکنم
سلام بانو.سفر بخیر نازنین.
مراقب خودت باش. سفر که نه منم می رم مهمونی..
در پناه حق اسمونی باشی
راسی اپ کردم بانو
سلام سها جان

ممنون
امیدوارم به تو هم خوش بگذره خانومی
چشم حتما خدمت میرسم
کاش میدانستی شیشه دل من شکست....


کاش میدانستی شیشه هایش دست کسی را نمی برد...
کاش میدانستی کسی نیست که خرده هایش راجمع کند...
کاش میدانستی من تنهای تنها هستم...
کاش میدانستی
رویا جونم ممنون که درک کردی
ممنون
در این پیچ پیچ


و هزار توی ادمها
نمی باید به کور ها و سیاهی ها نگاه کرد
برای رسیدن به اسمان صافشان
به نور تابنده می باید خیره شد
تا رهید و رهاند
و البته
از موهبت گفتن و سبک شدن نیز
نباید غافل شد
درود بر استاد بزرگوارم


ممنون که چه زیبا حدیث پیچا پیچ جاده ی مرا به تصویر کشیده اید...
آری مینویسم تا سبک گردم و رها از آنچه مرا آزار میدهد
همواره شاد و سلامت و خندان باشید استاد مهربانم
چططططططططوری فری؟
دلم برات تنگیده بود گفتم بیام ببینم چه حال و احوال؟
دیدم تو هم که بدتر از من از دست بعضی آدمای این زمونه خون دل میخوری خواهررررررررررررررررررررررررررر
ولی خودمو دلداری میدم که این نیز بگذرد
سلاااااااااام غوغایی زلازلم



ممنون خوبم
خوش اومدی خونه ی خودته خانومی
ببخشید داریم میریم سفر اینه که خیلی کار دارم نرسیدم بیام پیشت
اوهوم واقعا هم همینه
این نیز بگذرد
کجا داری میری سفر؟
از کدوم وره؟ از این وره یا از اون وره؟
مراجعه شود به پست بعدی

ایشالله تهرانم میایم یه زمانی
خوش باشی
من خودم بچه شمالم، میخوای از شمال واسم لواشک بیاری؟!
من همین الان لواشک میخوام، تا 3 میشمارم اگه نرسه بهم تا 6 میشمارم
دارم میرم سفر فعلا

حالا از اونجا واست میارم
لواشک جنوبی