آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

شغل زیبای من!

در کارخانه ی خدا شغل زیبایی بر دوش من نهاده اند...


تا صبح منمُ گیسوی سیاهِ عروسِ ماهُ و تاج نقره ایِ شهاب سنگی بر سرشُ تورِ زری دارِ ستاره بر جای جای سیاهیِ کمند موهایش...


تا شب منمُ لبخندِ سوزانِ خورشیدُ شراره های گاه و بیگاهش...


تا صبح ساقدوشِ عروسِ شب می شوم و صبح که می شود خورشید با انوارِ طلایی اش دستانم را نوازش می دهد تا برای شبی دیگر، پُر از نور گردم... پُر از شور ... پُر از عشق... پُر از خورشید...!


تا شب از عشوه های عروسِ ماه برای خورشید می گویم... از ناز و کرشمه هایش... و دلِ خورشید قنج می رود انگار با هر تعریفِ من...


کارِ شب و روز من این شده است...


همدمِ دو شور    دو نور    دو عشق    دو پاکی   دو قداست    دو زیبا    دو خندان   دو نشانه...


گفتم دو نشانه!


نشانه های بودنِ تو معبود بی همتایم...

نشانه ای از عشقی آسمانی

عشقِ ماه و خورشید

عشقی که همیشه هست و هیچ گاه وصالی نیست


اما 


امیدِ به وصال، این دو را تا جایی فراتر از امروز و فردا و بی نهایت روزِ دیگر،لبریز از عشق و دوستی می کند...


عشقی پــاک

عشقی آسمــانی

عشقی با بوی امـیــ ـد


                                      بوی نــ ـور


                                       بوی زیـبـ ـایـ ـی


                                                           بوی خــ ـدا



نظرات 59 + ارسال نظر
فرینــــاز دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 09:14

اگه گاهی نظراتو می بندم واقعا مجبورم...

الان کارام سبک تر شده و در خدمتم البته دیر جواب دادم نگین چراها!

اینم نظرات
کچل شدم اینقد گفتین باز کن

فریناز کچلو

خوش اومدی خانومی

دیگه نبینم از این کارا بکنی یا! وگرنه می دمت تمساحا پوستتو بکنن زنده زنده سرخت کنن بدن به کوآلاها بخورنت استخونتم بندازن واسه داییناسورا بشه خلال دندون واسشون


خوددرگیری دارما

نازی دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 10:01

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام آجی

من اومدم اینجا اینجوری شدم--------------»


خوش اومدی آجی...اینکه اومدی خیلی آرومم میکنه...خیلی زیاد...

راستی آجی پستت هم محشر بود...خیلی خوشگل بود...خوشم اومد ازش

راستی به همین یک نظر اکتفا میکنیم ...خو معلوم نیست این یکی هم کی جوابیده میشه خو

بعد میای میگی چقده اینا بی جنبه بودن...

خو دیگه من برم هنوز نظات خودمو جواب ندادم

بابای

سلاااااااااااااااام عزیزم

همون ذوق مرگ شدن دیگه

ممنون

جنبه رو خوب اومدی

آخی خو برو دیگه

ای چش سفید

ر ف ی ق دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 12:04 http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

خوشحالم که به خوزشید رسیدی
وبر قله ی سپید های راستین صعود کردی
و از انبوه مه های تابسوز و تیرگی های توانفرسا رهایی یافتی
خوشحالم که یکبار دیگر بر بال همای روز نشسته ای و در آفاق پهناور زندگی اوج گرفته ای
سلام بر فریناز عزیز
همیشه جویبار باش برایمان همان گوش خستگی ناپذیر از زمزمه ی آب ها ...
و از این که اجازه دادی برای حضورمان در دلهای بارانی
یک دنیا سپاس ...

به خورشید که نه اما روزها هم صحبتش گشته ام
شغلِ خدا که باشد انوار تابسوزش نیز بر جانم به مهر می نشیند....
اوج... چقدر از این کلام میترسم
دلم می خواهد در راه اوج گرفتن باشم! چرا که در نقطه ی بعد از اوج، سقوط است و بس!

سلام بر رفیق مهربانم
دلم برای شیرین کلامیتان تنگ گشته بود
سرافرازم کردید گرامی

همین حوالی دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 12:19 http://haminhavaly.blogsky.com

خدایا شکرت
این فریناز ما بالاخره به راه اومد

هوراااااااااااااااا



میخوای جنش ورود نام آوران عرصه ی وبلاگستان بگیرم؟

همین حوالی دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 12:21 http://haminhavaly.blogsky.com

همین که نظرات باز شده یعنی میشه امیدوار بود که یه کوچولو بهتری


ارادت خاص داریم استاد

حالم همیشه خوبه

دُزش پایین بالا می شه منتها

چاکریم پرفسور

همین حوالی دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 12:21 http://haminhavaly.blogsky.com

فریناز به این خورشیدت بگو سمت ما هم بیاد
یکی دو کوچه بالاتر
یه خونه هست به اسم همین حوالی
بهش بگو منتظرشم

خورشید خودم که نه! اما خورشید خدا رو...
بالای سرته
خودت نگاش کن
حالا برو صداش کن

محمد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 12:58

کلا شدید به نجوم علاقه دارم
بچه بودم جز علایقم آسمون بودُ هست
سعی میکنم یه منجم آماتور بشم یا باشم فرقی نمیکنه

آخ گفتی محمد
نجـــــــــــــــــوم

زیاد در جهت رسیدن بهش تلاش نکردم اما خیلی دوستش دارم

محمد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 13:00

الان میترسم درباره نجوم بگم باز بگی محمد...
پس من هیچی نمیگم آجی
شما راحت با ماه ُ خورشیدت تیله بازی کنی

اتفاقا برعکس

نه کاش میگفتی

من خودم عاشق نجومم

تیله بازی و ...

تو هم میای بازی؟

کوروش دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 13:11 http://korosh7042.blogsky.com/

ولی من کچلیم رو گردن کی بندازم

درود بر فریناز عزیز

راستی که وصف زیبایی از آسمان شب عشق مهتابی
و خورشید عاشق داشتی

پاینده باشی مهربان



شما که کچل نیستین استاد

سلام کورش مهربان

ما کوچیک شما و اشعار استادانتونیم گرامی

ایام به کام


ندا دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 13:18 http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

فوق العاده بود کلی لذت بردم از نوشته ات

نداااااااااا جون

می دونی دونه به دونه ی نداهای زندگیت خیلی به من کمک کرد این روزا؟

قابل حضور پرمهرت رو نداشت عزیزم

دورافتاده دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 13:44 http://khe-mesle-khoda.blogsky.com

...
می خواستم به دامن این دشت، چون درخت،
بی وحشت از تبر،
در دامن نسیم سحر غنچه واکنم؛
با دست های بر شده تا آسمان پاک،
خورشید و خاک و آب و هوا را دعا کنم؛
گنجشک ها ره شانه ی من نغمه سر دهند،
سرسبز و استوار، گل افشان و سربلند،
این دشت خشک غمزده را با صفا کنم؛
...
ای مرغ آفتاب!
با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد،
آزاد و شاد پای به هرجا توان نهاد،
گنجشک پر شکسته ی باغ محبتم،
تا کی در این بیابان سر زیر پر نهم؟
با خود مرا ببر به چمنزارهای دور،
شاید به یک درخت رسم نغمه سر دهم.
من بی قرار و تشنه ی پروازم،
تا خود کجا رسم به هر آوازم ...

سلام مهمون جدید رگبار آرامش

خوش اومدین

سپاس از هدیه ی زیباتون

دورافتاده دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 13:45 http://khe-mesle-khoda.blogsky.com


سلام ...
آرامش ... رگبار!
پارادوکس زیبایی داره عنوان بلاگ؛
همسفرتون هم که حرف نداره

سلامتی ...

سلام گرامی

آفرین
خوشم میاد وقتی همون اول اینو مخاطب من متوجه میشه

همسفرم خداست و بنده هایی از جنس خدا با دل های بارانی

گل مریم دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 14:09

سلام
خوبی؟!
می تونی پارتی کنی منم بیام پیش تو کار کنم؟!

سلام
تو بهتری

به جون تو راه نداره گلی
ولی حالا شاید چون تویی بشه یه کارایی کرد!

البته میدونی که خرج داره

فاطمه دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 14:42

سلام...

چه زیبا...
خوش بحالت بانو با این شغل زیبات...

از آسمون گفتی هوایی شدم...من آسمون رو تو شب خیلی بیشتر دوس دارم...

یکی از لذت های منم شبا دیدن ستاره هاست و دیدن صورت های فلکی...

سبز باشی...

سلام
دیدی آخر منم مشغول شدم؟
تو که همیشه آسمونی هستی عزیزم

شب و رازشو شاید من و تو خوب بتونیم درک کنیم...

دلم میخواد برم یه تلسکوپ بخرم...

فکر میکنم ضرر نکنم

همین حوالی دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 15:50 http://haminhavaly.blogsky.com

ببین بچه ها چقدر دوست دارن؟
همه از ذوق ِ باز شدن نظراتت دارن از سر و کله ی هم میرن بالا

حالا تا شب فک کنم 30 -40 تا بشه نظراتت
تازه خیلی ها هم شبگردن هنوز نیومدن
مث نگین البالویی

اره جون من، یه جشن راه بنداز
دلم جشن میخواد، خصوصا اگه تو میزبان باشی
فقط جون هر کی دوس داری اصفهانی بودنتو توی اون جشن فراموش کن

از الان گفته باشم به همه نمی رسه رو سر و کله هم بالابرید دوستان

نه دیگه ببین ما اصفهانیم و اصالتمونو همیشه حفظ میکنیم
حتی در مهمانی

حالا شما که معروفین به خون گرمی قربون دستت وسایل افطاری رو جور کن

نازنین دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 17:14

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
ببینم دارم خواب میبینم یا بیداریه؟!

به سلاااااااااااااااااااااام بر نازنین وبلاگستان

نمی دونم

نازنین دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 17:18

آواتارم پس چرا نیومد؟
فریناز میگم من خیلی وقته دارم دنبال کار میگردم
منم استخدام میکنی تو شرکتتون
راستی شرکت بود یا بانک؟

میاد که

نه دیگه
گلی هم تو نوبته! راه نداره

نازنین دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 17:30

باز این سیستم من قاطی کرده
نمیدونم چیکارش کنم
فرینازی خیلی خوشحالم که نظراتتو باز کردی
میخوام خیال کنم که حالت بهتر شده
حتما بهتر شده که باز کردی
بذار حتی اگه شده الکی دلم خوش باشه

ویروسی شده حتما!
حال من همیشه خوبه فقط دُزش پایین بالا میشه

خوش باشی

نازنین دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 17:31

این هدیه من


**
****
******
********
**********
********
******
****
**

**
****
******
********
**********
********
******
****
**

**
****
******
********
**********
********
******
****
**

**
****
******
********
**********
********
******
****
**

وووووووووووووووووووووییی
ماه رمضونی موج مکزیکیت گرفته؟

ممنون عزیزم لطف داری


نازنین دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 18:10

راستی منم عشق نجوم بودم
از همون دوم دبیرستان قرار بود برم رشته نجوم و حتی انتخاب هم شدم
اما...
قسمت نشد دیگه

سومین عاشقم پیداش شد

امان از این قسمت

مقداد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 18:42

میبینم که دوران نقاهتتو پشت سر گذاشتی و دوباره به میادین برگشتی راستی، منم شبگردما

بـــــــــــله
دیدیم میادین خالیه گفتیم یه چرخی بزنیم

شما استاد مایی

مقداد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 18:44

افطار چی میخوای بدی؟ میترسم بیام اصفهان و هیچی بهم ندی و از گرسنگی منو بکشی

قرار شده نگین بیاره!

اصفهانی و افطار؟؟؟

آروم بگو معده ام هنگ میکنه

محمد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 20:12

بیخیل آجی
شما سطحت خیلی بالاهه
جدیدا با ماه ُ خورشید تیله بازی می کنی
من بیام از نجوم بگم که چی شه؟!
بعدا من نجوم رو علمی بررسی می کنم شما احساسی یا همون تیله بازی

اتـــفاقا تو فراتری

خو بگو ازش شاید بریم نجوم بازی

بابا عــــالم
بابا مکانیک
بابا منجم
بابا ابوریحان بیرونی
نه اشتب شد!
بابا محمد بیرونی

محمد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 20:14

راستی آجی برو دنبال یه کار ازش نون زنُ بچه در بیاد
تیله بازیم شد کار؟
نه ولی خدا وکیلی شغلت خیلی خوب بود دوسش دارم
ایشالا قسمت منم بشه تیله بازی

من که نون زنُ بچه هامو درمیارم حساااااااااااابی
مگه تو در نمیاری؟

خوبه یه بچه هم بیشتر نداره ها! به تو میگن پدر سوسول

عالم و تیله بازی؟

خدا کنه!

محمد دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 20:17

بلاگ اسکای هم بلاگ اسکای های قدیم والا
نیگا چه چش سفیده!
به این چه من خونم کجاست؟!
(قالب جدید نظرات هم مبارک خوبه ولی فقط یکم چش سفیده!)

اووووووووووووه این که هیچ چی! تاااازه آدرس شخصیتم میخواد

برو خدا رو شکر کن شماره ازت نخواسته

گل مریم دوشنبه 17 مرداد 1390 ساعت 23:34

محمد کجای کاری بلاگ اسکای از اول این جوری بوده! لااقل واسه من که تا حالا قالب نظراتم دست نخورده، از اول آدرس منزل می خواست... خداییش خیلی بچه های بلاگ اسکای پاین، یه نظر میزاری پا میشن میان خونتون

بلاگ اسکایی ها رو عشقه

تااااااازه آدرس یاب هوشمندم داره!

آرههههههههه

فرشاد سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 12:11 http://www.mosafere-shahrebaran.blogfa.com

سلام فریناز جان خوبی؟
خیلی دلم برات و دست نوشته هات تنگ شده بود
فریناز میدونی چرا نیستم؟ همین داستان فیلم بی پولی بود برام اتفاق افتاد با یکم تغییر
دعا کن
شاید ال جی اوکی بشه!
چه پست های قشنگی واقعا دوستشون دارم... کاش تو واقعا فهمیده بشی...
سلام منو هم به گل مریم جان برسان.

سلام مسافر شهر باران
ممنون...
گفتم دیگه تنهایی راهتو کشیدی و رفتی طرف مقصد همسفر

نگران نباش ایشالله حل میشه همه چی
هنوز اوکی نشده؟چرا پس؟

ممنون لطف داری

گلی جون فرشاد با تو إ ها

مقداد سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 13:10

میگم شما موقع افطار و سحری چی میخورین؟ واسه خودتون چیزی درست میکنین!

واسه خودمون سنگ تموم میذاریم
اما خب مهمونو!

از اصفهانی چه انتظارایی دارینا

امین اتاقک سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 13:16

ســـلام فرنیزوکی

اومدی پس

من که میدونم چون تنبل بودی حوصله نداشتی ج نظرات بدی.. بسته بودیش

میگم پیش خورشید بودی جزقاله نشدی احیانا؟

حالا چقد حقوق میدن؟!
میشه ۵۰ - ۵۰ ؟؟

جااااااان؟؟؟

همون قضیه ی نازوکیه دیگه؟

آفرین میدونستم فقط تویی که میفهمی من چرا نبودم

نه بابا فاصله ایمنی رعایت شده بود
اینجا ایرانه ها

راه نداره جون تو! مردی برو خودت کار کن نون در بیار

ستوده سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 16:14

سلام فریناز جان .
چه عجب راه دادی بیای اینجا .
همینجوری اومدم دیدم از لاکت اومدی بیرون .

سلام ستوده جون

مگه لاک پشتم؟

ستوده سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 16:16

شغل جدید مبارک .
لطفا برای من بیکار و کار نداشته کاری دست وپا کن .
از بس بیکارم نمیدونم چیکار کنم

شما و بیکاری؟
معلم که هستی! مسافر که هستی! شناگرم که هستی!بازم بگم؟

آها! شیــــــــــرزنم که هستی

مهرداد سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 16:41

به کف یک قطره دل دارم
به لطف خویش دریا کن...

ممنون مهرداد

شعرایی که میذاری رو خیلی دوست دارم

نازنین سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 18:38

سلام به نازوکی 3
تو هم هنوز تو این شغلت موندیا
خب یه کار جدید بزن دیگه

به سلااااااااام به نازوکیه ۱


مگه بده؟ شغل به این خوبی

نچ حقوقش خیلیی خوبه

فاطمه سه‌شنبه 18 مرداد 1390 ساعت 22:33

سلام بانو...

چه خوب...اتفاقا خیلی خیلی آسمون زیبا تره با تلسکوپ...
خواستی خودم راهنماییت می کنم تا یه خوبشو بخری...

اصا تلسکوپ ما قابل شما رو نداره...بفرما...پست می کنیم براتون...
راستی فیسم رفتما...با همین میلم...

سلام عزیزم
دیشب به مامانم اینا گفتم اونا هم حرفی ندارن!

فقط اینکه نمی تونم شبا برم رو پشت بوم بده!
واسه اونم باید یه فکری بکنم

چشم عزیزم وقتی خواستم بخرم حتما ازت راهنمایی میگیرم

صاحبش قابله

بله دیدیم

شراب خاطره چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 01:38 http://nina65.blogsky.com/

فریناز عزیز
تشکر از اینکه نوشته مرا خواندی
بچه که بودم دایه ام قصه ای میگفت از عشق ماه وخورشید تقریبا شبیه به نوشته شما بود که ماه عاشق خورشید است وهرچه بدنبالش میرود خورشید فرار میکند چون از بچگی من خیلی سئوال میکردم که شب خورشید کجا میره ماه روزها کجاست
دایه با تجربه وبی سواد من طبیعت را باقصه بمن شناساند وهمیشه من منتظز اسب سفید وشاهزاده چشم براه ماندم
گل من نوشته ها همه مال خودم است
من در دنیای حقیقی تنهایم
در دنیای مجازی تنها نیستم
واگویه هایم را در این کنج مینویسم بدون نشان تا راحت باشم آشنایان سرک نکشند وتوبیخ ام نکنند که از توگذشته عاشق بودن سن نمی خواهد دل میخواهد
کسی باور ندارد ممنون

سلام دوست خوبم

ممنون که اومدی به خونه ی خودت....

از شب نشینی ها و سوالات بچگی هایم به این جواب و متن رسیده ام...من نه دایه ای داشتم و نه کسی که برایم غصه بگوید!!!

خوشحالم که با شما و نوشته های زیباتون آشنا شدم...

رگبارم بازم منتظر قدم های شرابیتون خواهد بود

دل میخواهد.... اینو قبول دارم اساسی

کوروش چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 03:04 http://korosh7042.blogsky.com/

سلام فریناز عزیز
نمیدانم امشب تو هر وبلاکی از عزیزان میرم
گویا نظرات قبلیم پیلتر شده

اینجا حتما سری بزن
http://mobile-inc.blogfa.com/post-48.aspx

ممنونم از همدلی و همراهی هایت

سلام کورش مهربان

ممنون امروز اومده بودم وبلاگتون دیدم لینکی که امیرخان زحمتشو کشیده بودن

دیگه قول میدم کمتر غیبت کنم

ممنون

مهرداد چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 08:31 http://kahkashan51.blogsky.com

سلام فریناز عزیز
درود بر تو که استادانه و به زیبایی خاستگاه عشق های واقعی را که همانا خداوند هست را به زبانی
شیرین ترسیم نمودی ، آفرین.
حق نگهدارت.

سلام آقا مهرداد
سپاس محبتتان

فهمیدن عمق عشقی واقعی از درک مخاطب، جانی دوباره به من میدهد...

نگاهتان همیشه کهکشانی

صبا چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 09:13 http://http://azadisedaghat.blogfa.com/

سلام دوست خوبم اولین باری که اسم قشنگتو می بینم قبلا هم آمده بودی؟؟؟

خسته نباشی صبا

کوروش چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 14:39 http://korosh7042.blogsky.com/

سلام فریناز عزیز

خدای من ان نیست که همه می گویند

ولی خدای همه است

خدای من مهر است و عشق

هرگز به من نگفت اگر با من تندی کنی .مثل فر یناز ها می آیند و ازت گله می کنند

هیچ گاه برای من و خودش چکته نمی اندازد

همه ی من و زفتار و گفتار و پندارم برای او (اند ) انصاف است

خدای من و من
یگدیگر را با میزان و متر خودمان اندازه می گیریم

ممنونم از اینهمه محبتی که به من بیدریغ ارزانی می کنی

شاد باش و هرگز نگران نباش
چرا که ما حق داریم
با خدایمان همان باشیم که هم را میشناسیم



سلام استاد مهربونم

من بی جا کنم در محضر بزرگی چون شما گله کنم از مناجات های زیباتان

خدایتان نیز زیباست... چون خدای من ... چون خدای یگانه مان... همه خداست. خدایی که بوی قلب هایمان را گرفته

هر وقت خدای دوستانم را می نگرم با زوایای جدیدی آشنا میشوم... و دوست دارم این خداشناسی را

سپاس گرامی

کوهیاR چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 21:52 http://BOJNOURDRAP058.BLOGFA.COM

سلام فریناز عزیز
بسیار جالبه دخترک شاعره
این وبتون همیشه در خیال من میماند همچو
کلبه ای برای راز و نیاز ....
دردو دل...........
و
و
و
در ذهنم باقی

پس تا .....
بدرود

سلام...
خوشحالم که خوشتون اومده بود

سپاس دوست خوبم...

خدمت می رسم

مهسا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 02:33 http://deleasemooni.blogsky.com

سلام نوشته هات عالیه مثل همیشه آهنگ وبتم که محشره آهنگ ماه عسل
منم آپم عزیزم بیا نظراتم بگو

سلام
ممنون
حالم خوب بود باشه میام

الیسا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 03:19 http://negahemannegaheto.blogsky.com

سلام
به به
وا شد اینجا بالاخره
خداروشکر بهتری انگار
رمز!!!

سلام الیسا جون
آره دیگه... دوستان ناراحت میشدن ازم

رمز همیشگیه... میام پیشت

سینا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 08:35 http://omide-ma.blogsky.com

آفرین فرینازی آفرین
عاشقانه ی خوبی بود.لحظه های خوبی رو سپری کنی.
قالبن نظراتت هم خیلی خوبه

مرسی عمو

به این میگن عشق ماه و خورشید! نه لیلی و مجنون

قابل نداره

ziba پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 09:43 http://zibaaa.blogsky.com/

سلام
فریناز جونم
خوبی
خوشی
درچه حالی
صدای مارو از دیار ...... میشنوی

البته این جای خالی رو بعدا بهت میگم

باورم نمیشه من از اول رمضان اینجا نیومدم
ببین اون جلوی تمساحا لایق منه هاااااااااااا

سلام زیبا جان
کجایی تو؟

ممنون خوبم

.... خب بگو دیگه

پس اشهدتو بخون بندازمت

ziba پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 09:49 http://zibaaa.blogsky.com/

مگه نظر دهیتو بسته بودی؟
راستی در مورد جمعه های انتظار هم بهت میگم که خیلی خانومی میدونستم که حرف حق رو حتی از منم
گوش میدی این حتی منظور خاصی نداشتم

امیدوارم کسی باید بخونه که خوده بزرگوارشه بخونه و به دل پاکت نیگاه کنه

فدات خانومی
چون خونه مردم مهمونیم نمیتونم زیاد ان باشم برای همین فعلا رفع زحمت میکنم

با اجازتون
خب نظردهیم بسته بود کلا!

خونه ی مردم میای نت؟

مهمونیای تهرونیا هم عالمی داره ها

کوروش پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 12:14 http://korosh7042.blogsky.com/

آخیش راحت شدم
دیشب آمدم تا ببینم با شوخی ای که داشتی
ومن هم در جواب مهربانانه ات به مزاح چیزی گفتم
نگرانم کرده بود که حتما دلخور شده ای
الان که دیدم پاسخ داده ای خوشحال شدم


راستی نمیدانم دیدی یا نه
فروغ
برایم نظر گذاشته بود
وباور کن ان شوخی بی تاثیر این حضور نبود

ممنون همه مهربانی هایت

درود بر استاد عزیزم

شما تاج سرمایین استاد... دلخوری از شما !!! هرگز
اتفاقا خیلی هم خوشحال شدم از مزاح به جاتون مهربان

حتما میام میبینم الان
باید حضورجالبی بوده باشه



مهسا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 13:44 http://www.mano-mano-mano-man.blogfa.com

آبجی جونم سلاممممممممممممممممم

اول از همه تبریک بگم که بالاخره نظراتتو باز کردی و ما رو از این سرگردونی آزاد نمودی !!!

من همچنان در حال ذوقیدن هستم که نظراتت انقده نازه ... قالب نظراتت حرف نداره آبجی

سلااااااااااااااااام مهسا جونی

آزادتان نمودیم دیگه گفتم گناه دارین

ممنون عزیزم لطف داری

مهسا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 13:47 http://www.mano-mano-mano-man.blogfa.com

آبجی میگم ببین نظراتتو باز گذاشتی همه ذوقیدن


داره میترکه نظراتت آآآآآآآآآآآآآآآآآ

خو دوس ندارم تاییدیش کنم
اینطوری آزادیه بیانش بیشتره

مهسا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 13:51 http://www.mano-mano-mano-man.blogfa.com

آره کلی عقده شده بود تو دلمون ...

تو نظر میذاشتی من عینهو این ندید بدیدا میومدم وبت نگاه میکردم میخوندم اما دریغ از یک جایی که حرفی بتونم بهت بزنم ...

آخرم خانوم خانوما میاد به من میگه که چرا نمیای ؟

بزنمت دختر بد ؟؟؟؟؟؟؟

منو نزن
روزه ام الانه میوفتم می میرم اونوقت تو رو هم میبرن اعدامت میکنن
تو میری تو جهنم من بهشت بعد میام از اون شربتای خوشمزه ی بهشتی رو جلوت میخورم بعد دلت تو آتیش میسوزه بعد...

مهسا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 13:53 http://www.mano-mano-mano-man.blogfa.com

آبجی جونم دلم برات تنگولیده بود حسابی

منم همینطور عزیزم

از عید تا حالا ازت بی خبر بودم به کلی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد