آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

به دلم افتادی و... بازآمدم...

هواللطیف...


گاهی نمی دانی از کجا باید شروع کرد... با کدام واژه سلام گفت و نوشت... تنها چند واژه در ذهنت تاب می خورند تا درست در جای مناسبشان میان هزاران واژه ی دیگر بنشینند... 

مثل معجزه

دعوت

تولد

شهادت

مکه

مشهد

بقیع

مدینه

محشر

کربلا

طبل

سنج

دهل

زنجیر

مشکی

عزا

هنگامه

همهمه

بلوا

شور

غوغا

حسن

مجتبی

رضا

اشک

ضامن

حرم

ضریح

نگاه

دعا

پرواز

آسمان

ابرها

خواب

رویا

دور

نزدیک

جوی

آب

چادر

صدا

توسل

فاطمه

خاتون دشت کربلا

ابوالفضل

حسین

مهربان

ارباب

حسن

مجتبی

جاری

رحمت

رها

طواف

پاکی

دل

گذشتن

قرآن

توبه

116

خدا

توکل

شکر

سپاس

رضا

ضامن

عشق

حسن

مجتبی

یا صاحب الزمان...

...


و تمام کلماتی که نمی شود گفت... تنها در جمله ای چند خطی می شود اشاره ای کرد و گذشت... رازهایی که باید آنقدر در دلت بمانند تا روزی شاید از خاک سر باز زنند و جوانه دهند...


خوب بود

عالی

محشر

سفرهایی که درست لحظه ی آخر راهی می شوی

با کوله باری از نیاز...

خودت

ساده می روی و

ساده باز می گردی

اما

نه ساده رفته ای و نه ساده بازگشته ای...



سپاس خدایم

شکر به پیشگاه کبریایی ات که اگر بخواهی بشود می شود...

شکر خدای مهربانم

شکر...


به امید روزی که چراغ بقیع فروزان گردد و بشود به یاد کوچه پس کوچه های مدینه صف بست و بر سر و سینه کوبید و عزاداری کرد...

به امید روزی که غربت بقیع تمام شود و دل مهدی فاطمه آرام گیرد...


http://www.8pic.ir/images/85241556446232134971.jpg


رگبار1:

دیدن دوستانی از جنس دل، روح و جان آدم را تازه می کند...

تو می توانی فرسنگ ها فاصله را پرواز کنی و بپری تا دیار دوست و دیدار دوست در حریم دوست...


نازنین عزیزم


ممنون برای آمدنت

برای دیدنت

و برای حضور سبزت بر این سرا

نظرات 11 + ارسال نظر
گلچین مداحی چهارشنبه 11 دی 1392 ساعت 14:50 http://bh313.blogsky.com

سلام
ممنون از پست های قشنگتون
التماس دعا
به من هم سر بزنید

سلام
گلچین مداحی

مرسی میرسم خدمتتون

یک سبد سیب چهارشنبه 11 دی 1392 ساعت 16:57 http://yeksabadsib.blog.ir

مثل معجزه...


ضامن...


فاطمه...


فریناز ... سلام سلام

زیارتت قبول ،



با کوله باری از نیاز...

ساده می روی و ساده باز میگردی...

اما نه ساده رفته ای و نه ساده بازگشته ای...

خوشحالم که رفتی پیش آقا...

و ممنونم بابت همه ی دعاهات فریناز عزیز

سلام لیلا
قبول حق ایشالله
جای شما خالی

ساده...

ایشالله خیلی زود توام می ری بانو
خواستم ازشون...
خواهش می کنم وظیفمه

یک سبد سیب چهارشنبه 11 دی 1392 ساعت 17:00

بقیع...

غرببی هم حدی داره...

بقیع...
آره
غریبی هم حدی داره...

حتما سه شنبه غریب تر از همیشه بوده...

فاطمه چهارشنبه 11 دی 1392 ساعت 20:17

قبول باشه زیارتت...



مى گم زیارتت بازم قبول...
دومى واسه دیدن همزاد خانوم بود...
اصولا دى ماهى جماعت رو دیدن زیارت قبولى داره

قبول حق عزیزم

چه دی ماهیا خودشونو تحویل می گیرنا

اونم جای شما خالی...

ایشالله قسمتت بشه اصن منتها بهمنیا رو ببینی نه دی ماهیا رو

اوای حرکت پنج‌شنبه 12 دی 1392 ساعت 00:59 http://freenotion.blogsky.com

سلام
با عقربی که جان زائران پیاده روی اربعین را نجات داد بروزم

سلام

چه جالب
میام پس حتما

نازنین پنج‌شنبه 12 دی 1392 ساعت 01:50

چقدر خوشحالم برای این سفرت
برای اینکه خوب بود و همونی که میخواستی

و برای اینکه شد و خواست که بیام
که ببینیم بازم : )

واسه چند سطرِ آخر چی بگم آخه خانوووم!!!
منم ممنونم واسه تک تکِ لحظاتی که کوتاه بودن اما خاطره ساختن
خاطره های خیلی خوب

به به نازنین خانوم
می گم من شما رو یه جا ندیدم؟ آشنا می زنی آخه

قربونت خانومی این چه حرفیه
می گم اون دعاهامو جدی بگیرا ولی
اصن اینطوری با امام رضا صحبت کن مرغ آمین می شنوی فورا میاد می گه آمین برو حالشو ببر
خیلی خوب

نازنین پنج‌شنبه 12 دی 1392 ساعت 01:54

تازه با همزاد خانوم نقشه هم کشیده بودیم که به دلایلی عملی نشد (از توضیح بیشتر معذورم ) :دی

فاطمه کامنتت خیلی خوب بود
دیدن دی ماهی جماعت اونم توی دیماه واقعا زیارت قبولی داره

کلا موجودات گلی هستن این دی ماهیا که مشابهشون فقط خودشوننُ خودشون :دی

ای بابا
حتما مث اون دفه هان؟
کلا فاصله ایمنی بین شما دی ماهیا باید رعایت بشه وگرنه آره

اصن اینجا پره نوشابه شد قندتون نزنه بالا یه وخ

خدایا این گِل ِ دی ماهیا چی چی بوده اینقد خودشیفته دراومدن اونوخ؟

نگین پنج‌شنبه 12 دی 1392 ساعت 02:10



زیارت قبولللللل

نگین می گما تو مطمئنی دی ماهی نیسی دس به دست این بالاییا بدی؟

قبول حق عزیزم جای شما خالی

نگین پنج‌شنبه 12 دی 1392 ساعت 02:11

تو رو خدا این قالب مشکی رو بردار
صفر سنگینه!

چشم
امروزم تموم شه الساعه برمی دارم...

ببخشید

نگین جمعه 13 دی 1392 ساعت 02:07

من خود ِ خود ِ اُردی بهشتی ام..
ولی ...

آره همون اُردی بهشتی ام..

+ از محمد خبر نداری؟
امروز تو فکرش بودم، فک کنم داره واسه کنکور میخونه :)

اُردی بهشتی؟ چرا جدا نوشتی؟
اصن شعر گفتم حال کردی؟:دی


نه عزیزم...
کنکور... یادش بخیر چقدر زود همه بزرگ شدن... یادمه اون روزا ترمای اول بود...

نگین جمعه 13 دی 1392 ساعت 23:34

ما تو این وبلاگا بزرگ شدیم فریناز..
کم چیزی نیس این چند سال..

آره دیگه میشه گفت چند سال..

بزرگ شدیم..
این همه گذشته و
آره

چند سال زندگیمون صب و شب یا اینجاها گذشته یا تو گذر ذهنمون از این جا ها رد شده

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد