ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هواللطیف...
همیشه دوست داشتم که روزی محل کارم در شهر باشد، شبیه یک شرکت و یا اداره و از این دست کارها! شاید برای همین هم بود که از رفتن در کارخانه ها فرار کردم و مسیر زندگی ام را یک جور عجیبی تغییر دادم! و حالا که به عکس های دو سه سال پیشم نگاه می کنم می مانم که این سرنوشت در انتظارم بود و زمین تا آسمان با چیزی که فکر می کردم فرق دارد...
اما نمی دانم درست از کدام روز بود! شاید روزی که شناسنامه ام را عکس دار کردم و یا روز صدور گذرنامه یا نه روزی که کارت ملی ام گم شد و آواره ی اداره ها و کارمندهایش شدم و شاید هم آن روز بود که دانشگاه رفتم و تمام کارهای اداری که برایم پیش می آمد یا عوض کردن گواهینامه و یا تمام آن کارهایی که مرا اسیر اداره جات و کارمندهای محترم می کند! شبیه همین امروز و نامه بازی هایی که نمی دانم مگر یک امضا چقدر کار دارد که باید ساعت ها وقت گذاشت تا کارمند محترم دلش بسوزد و امضای مبارکش را تقدیم شما بکند!
نمی دانم آدم ها که کارمند می شوند بداخلاق می شوند یا آدم های بداخلاق می روند و کارمند می شوند!!!
از کارمندان عزیزی که دوستان رگبارآرامشم هستند عذرخواهی می کنم اما باور کنید هر وقت کارم به کارمندی گیر کرده، یا در آبدارخانه صبحانه می خورده یا به کارهای شخصی اینترنتی اش می پرداخته یا با همکارانش درباره مسائل مختلف خانوادگی بحث می کرده یا نیم ساعت به ساعت ناهار بوده و دیگر کار نمی کرده! یا یک ساعت مانده به آخر وقت بوده و دیگر حوصله ی کار کردن نداشته!! و خلاصه هزار کار می کرده و کار ارباب رجوع را راه نمی انداخته یا آنقدر دیر به کارش می رسیده که خون طرف مقابل به جوش آمده باشد!
زمانی اگر کارمند شدم، با روی خوش و اخلاق نیکو از همه استقبال خواهم کرد
و وجدان کاری خواهم داشت تا پولی را که می گیرم حلال حلال باشد...
خدا نکند زمانی کارتان به اداره جات و نامه بازی ها گیر کند که باید اول از همه غسل صبر نمایید و دو رکعت نماز صبر بخوانید و از خدا صبر ایوب را طلبد کرده و با سلام و صلوات رهسپار دیار اداره جات و کارمندان محترم و محترمه شوید!!!
انشالا که کارمند ِ مهربونی خواهی شد..
+ اولین باری که این آهنگو شنیدم خعلی حس های خوب در پی داشت..
حالا نیز..
مرسی

به همچنین
هرچند به شخصه واقعا مخالفم با کار کردن زن توی اداره جات
مرسی
منم اتفاقی شنیدم و دوس داشتم:دی
سلام فریناز عزیزم
میدونم که از دل مهربون تو چیزی بیشتر از این برنمیاد
میدونم که یه کارمند موفق و مهربونی خواهی شد
میدونم که تو همیشه صبوری و بهترین
باور کن جدی میگم
+داداش من سه سال متوالیه که رتبۀ بهترین کارمند شرکتشون رو برای خودش کرده،همیشه لبخند داره و خیلی خیلی مهربونه و دلسوز،بارها شده خودش افتاده دنبال کار ارباب رجوعش
ایشالا توام اینطوری میشی
سلام مریمی
البته با کار کردن زن با وضع الان واقعا مخالفم
یه وقتایی زن باید مثل آدم بشینه زندگیشو بکنه بچه هاشو به بهترین شکل بداره
شاید آینده هم هیچ وقت کارمند نشم:دی
به به تبریک می گم
میگم بگو بیان اصفهان کار کنن یه کارمند خوب داشته باشیم ما:دی
پس همه جا همینه!
فقط شدت و ضعفش فرق داره
این جور متنا رو که میخونم دلتنگیم یه کم آروم میشه فریناز
ممنون که این مدلی هم مینویسی
بیشتر بنویس(گل)
آره بابا
همه جا! فقط شدتاش فرق داره
مرسی مهرداد
اگر سنگ بودى به هر جا که بودم
مرا مى شکستى...
قشنگه...
جاهای قشنگشو بخون که خیلیم به آدم می چسبن

و گر سنگ بودم به هر جا که بودی ، سر ِ راه تو جای می گرفتم...
سلام فریناز عزیز ، دلم برات تنگ شده
...
سلام لیلا جون
خوبی؟
به همچنین
کم پیدایی دختر خوب؟