| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 |
گاه دیگر نه نفس،ارزش داردو
نه بودنو
نه نبودنو
نه رفتنو
نه ماندنو...
دیگر به جایی می رسی که حتی ارزش هم،برایت بی ارزش می شود!!!
دیگر نه روی زمینی نه روی ابرهای آسمان...
تو معلّق می گردی...میان زمین و آسمان...میان بودنو و رفتن...میان ِمیانه ها هم تو معلّق می مانی...این را باور کن!
نه پرهایت توان پرواز دارند...نه دیگرجاذبه ی زمین تاثیر گذار است!
معلّق مانده ای میان تمام میانه های عالم
دیگر اینجا را نمی خواهی.خودت را که ...!!!چه بگویم؟!
خودت را روزهاست به دست فراموشی سپرده ای...
دیگر آنجا را هم نمی خواهی.خدا را که....!!!چه بگویم؟!
خدا روزهاست آمده اینجا شده مهمان لحظه های تو...
نمی دانم این همه گم شدن ها برای چیست؟جرمم چه بوده آخر که خواستم با بصیرت به اینجا نگاه کنم؟هر کس بخواهد از این روزمرگی ها فراتر رود؛تاوانش معلق بودن است؟تاوانش دلزدگی می گردد؟شده ام علامت سوالی بر این ثانیه های گذرا...نه خوابی مانده بر چشمانم!نه آرامی بر افکارم!نه گلویی برای آشامیدن قطره آبی!نه توانی برای خوردن تکه نانی!!!
نمی دانم این روزها قرار است چه بشود...
فقط می دانم الان که روبروی آینه ایستاده ام،خودم را نمی شناسم دیگر!!!
انگار دیگر گرسنه هم نمی گردم !!!
نمی دانم تاوان چه را دارم پس می دهم؟؟؟!!!
نه...
تو بگو...
تو که این روزها سایه ات را گسترانده ای تا آفتاب جهالت،مرا نسوزاند در خود...
تو خود بگو که چرا؟!
به خودم می نگرم...از تک تک تارهای پریشان شده روی شانه هایم می گذرم...لابلای تمام گیسوانم را می گردم...دستانم دورنشان گم گشته است...انگار دنبال چیزی می گردند...دنبال چیزی به نام عقل!!!
آخر می دانی چیست؟این روزها به هر که حرف رفتن می زنم می گویند عقلت کجا رفته دختر؟!ولی انگار لای موهایم هم نبود...!!!
بگذریم...
همین که می گویم بگذریم!!یعنی عقلم سرجایش است هنوز!

رگبار۱:این درگیری هامو باید حلش کنم.نمی تونم درشو بذارم و الکی بخندم!!!ولی باور کنین عقلم سرجاشه هنوز!
رگبار۲:نوشته های من بوی نا امیدی نمی دن.بوی غم نمی دون.درونم متلاطم نیست...اینا رو مطمئن باشین...شاید نتونستم اون آرمش همیشگیمو توی حرفام منتقل کنم!ولی من از خودکشی نمی گم...!!!!
رگبار۳:من دارم زندگی میکنم با آرامش عمیقی که سراسر وجودمو فرا گرفته...ولی دیگه به این دنیا دلبسته نیستم...این به معنای نا امیدی نیست!!!
نمی گم امیدم خالصه...و مشکل منم همین جاست...
به همون نور آیندم امید دارم ولی یه اما این وسط اومده که باید برام حل بشه...
و چون خدامو دارم اونم حلش میکنم با توکل به خدای مهربونم
رگبار۴:بودن تک تک دوستام برام قابل احترامه ولی خواهشا با دیدی ناامیدی به مطالبم نگاه نکنین که زده نشین!!!
رگبار۵:با همون آرامش عمیق خودم بخونین و حسش کنین...مطالب من باید عمقی فهمیده بشه تا آرامشش ملموس بشه براتون...
سلام
ادم با خوندن این نوشته ها یاد بوف کور صادق هدایت میوفته
هدایت را که یادته.اینقدر از نا امیدی نوشت اونقدر از معلق بودن نوشت انقدر از این حرفها نوشت که خودش هم باور کرد
و در اخر به این نتیجه رسید که بهترین راه حل ،خودکشی است. شاید روزی تو هم به این راه حل برسی
وقتی که
گاه دیگر نه نفس،ارزش داردو
نه بودنو
نه نبودنو
نه رفتنو
نه ماندنو...
دیگر به جایی می رسی که حتی ارزش هم،برایت بی ارزش می شود!!!
دیگه من به این وبلاگ نخواهم اومد
اگه اومدم هم فقط در حد یه سلام.
دیگه مطالبشو نخواهم خوند
سلام
نمیدونم کیه این هدایت...
ولی باید حل بشه برام...من یا نباید وارد این بازی میشدم یا الانم که شدم باید این کلاف رو مرتبش کنم....
داداش اونی که منو رسونده به ته دره حتما ظرفیت بالا آوردن را هم بهم میده....
بذار حل کنم...بذار برام خدا مبهم نمونه...
ولی تو هم که از نیومدن و نموندن حرف میزنی پس فرقت با من چی میشه؟؟؟؟؟؟!!!!
اولا ارزش هیچ وقت بی ارزش نمیشه!

دوما سلام بر خواهر گرام
سوما عقلت کجا رفته دختر؟!
اولا میشه!


دوما علیک سلام
سوما عقلم سر جاااااااااااااااشه...
و چهارما عقلم درسته بازیگوشه ولی جای دوری نمی ره...سلام داره خدمتتون
عقلم سرجاش نیست





فریناز عزیز
واقعا نتونستم ارتباط ایجاد کنم
2بار خوندم ولی با نظر حمید عزیز موافق نیستم
مگر اینکه من هدایت رو نفهمیده باشم
اون ورای مذهب به نوشتن دست بکار بود و تو
کاملا مذهبی می نویسی
عقلم کجاست؟؟
عقل شما هم سر جاشه







هدایتو نمی شناسم!ولی خدامو دوستش دارم...
آدم کسی رو که دوستش داره و عاشقانه میپرستتش باید ابهامی بهش نداشته باشه....
عقل من و شما سر جاشه فقط از من کمی بازیگوشه
مطمئنم ذره ای از سختی های که من تو زندگی داشتم نداشتی

من هیچ وقت کسی رو با خودم مقایسه نمی کنم آره هر کسی مشکلاتش برا زندگی فرق داره و جور دیگه به زندگی نگاه می کنه
ولی می خوام اینو بگم من سرشار از امیدم ،امید به آیندم هیچ وقت نه به گذشته نگاه می کنم نه برا آینده خیال پردازی فقط همیشه یه نور توی آیندم می بینم
البته شاید دنیای برزخ باشه
ولی من به نوشته هات و عقایدت احترام می زارم اینجا ماله خودته هر چی که دوست داری توش بنویس منم همیشه میام می خونمشون
درنا جونم ممنون...




نمی دونم چی بگم
منم به اون نور امید دارم.ولی یه اما داره توی ذهنم!!!اون حل بشه امید منم مثل تو خالص خواهد شد..
احترامت قابل تقدیره عزیزم.امیدوارم بتونم لیاقتشو داشته باشم...
موفق باشی درنا جون
گلی ببینم خودتی؟؟؟



















ممنون عزیزم...فکر کنم این پست فیلتریت کار دستت داده ها
خووووووووووووبی؟! کامنت بالایی واسه متنت قشنگت بود...
شاید دیوونه شدم
من هنوز امتحانام تموم نشده هاااااااا که انقدر سرخوش شدم!!!
ممنوووووووووووووون



دست شما درد نکنه گلی جونی
من شنبه ترم جدیدم شروع میشه اونو قت تو تموم نشده؟!!!!
من هفته ی بعد هم سه تا امتحان دارم! از ۱۶ کلاسام شروع میشه
ببینم تو از بهار زیر بارون خبر نداری!!!!!!
وااااااااااای تو چه قدر خوشبختی دختر



حذف کرد وبلاگشو....
خوبه سلام داره خدمتتون
همین درسته عزیزم باید هر چی تو دلت داری خالی کنی بنویس تا بفهمی باید کجای زندگیتو پاک کنی و همه چیر رو درست کنی اون قدر تو این وبلاگ بنویس و پاک کن تا بالاخره به اون متن زیبای زندگیت که می خوایی برسی

اگه این اما ها نباشه که زندگی بی معنی می شه
درنا جووووووونم ممنون که درک میکنی...



خوشحالم که دوست خوبی چون تو را دارم که با آرامش مطالبمو میخونه...
آره این اما هاست که از روزمرگی نجاتمون میده
راستش خیلی دوست داشتم یه ایمیلی ازش داشتم! حیف شد
بهش میگم بیاد پیشت گلی جونم...


ولی هنوزم دارم فکر میکنم تو چرا الانم امتحان داری؟!!!!مگه تو کجا درس میخونی؟؟؟؟؟
ای جانم



فرینازی چه کرده؟!
چرا همه حرف از بی عقلی میزنن؟!
این آقا حمید چرا اینقدر دیدش منفیه؟!
خود کوشی دیگه چیه؟!
یه نگاهی به تیتر بندازین بدنیستا٬عقلم سر جایش است٬هنوز!
والا نمی دونم
فکر کنم یه تلنگر بوده متنم



آقا حمید پسرخوبیه ولی نمی دونم چرا این حرفو زده
آره عزیزم منم با تو موافقم
عقلم سر جایش است٬هنوز!
فریناز عزیز



من بهیجوجه احساسی جز آرامش ندیده بودم
فقط اشاره ام به نظراتی بود که هدایت وار میدید
که تعجبم را برانیگخت
همیشه امیداوار باشی حال به هر شکلی که دلت راحت بود
ممنون کورش مهربون


اونی که هدایت وار میدید هم قصد کمک داشت به من...الان بهش گفتم بیاد رگبار هامو بخونه تا سوء تفاهم پیش اومده براش حل بشه....
منم همیشه برای همه ی دوستانم بهترین ها رو خواهانم از خدای مهربونم
بودن یا نبودن مهم این است






چطوری آبجی خوشگلهههههههههههههههههههههههه
آجی راستشو بگو عقلتو کجا قایم کردی
به هر حال متن تامل برانگیزی بود
هرکی بخواد بفهمه که میفهمه
هر کی هم که نه باید وقت بذاره تا متوجه منظور بشه
هرکی هم که میفهمه و دلش نخواد که بفهمه خب آخرش نمی فهمه
بی خیال
اصلا فهمیدی من چی گفتم
خووووووووبیم به خوبی شما
وایسا بگردم
اینجا که نبود...!!
إإإ اونجا هم که نیست!
ببینم آجی دستاتو بیار جلو ببینم
بله ما که فهمیدیم ولی انگار خودت داری گیج میزنیا
سلام وای وبلاگت خیلی قشنگه ایول

سلام ممنون
من شمارو لینک کردم شما هم دوست داشتی منو لینگ کن بای عزیزم


یارب دل دوستان پر از غم نکنی با تیر بلا قامت ما خم نکنی ای چرخ تو را به قرآن سوگند یک مو ز سر عزیز ما کم نکنی
الان میام خدمت میرسم
ممنون بابت شعر زیباتون
موفق باشین
سلام خانم گل.



کی گفته عقلت پریده من که اینجا یک دختر عقل کل میبینم .
نگران نباش عزیزم عقلت سر جاش هست اونم بهتر از قبل فقط به دور وبرت نگاش کن پیداش میکنی .
سلام طلا جونی




گفتم که *عقلم سرجایش است هنوز*
آره ولی این بازیگ.شیاش منو کشته
آروم قرار نداره انگاری!!!!
سلام خوبی گلم اره واقعا داری حرفای دل منو میزنی هیچ کس این موقعیت ها رو درک نمیکنه مگه در اون موقعیت قرار بگیره
سلام ممنون...


این لحظه ها خوبن به شرط اینگه در اونا نمونیم...منم دارم تلاشمو میکنم تا این امای بزرگم حل بشه...
امیدوارم واسه تو هم همه چیز به خوبی پیش بره
سلام فریناز خواهری خوبم

از ماموریت شمال اومدم.. رستورانی وسط مه جالب بود...
اره اگر بخواهی ازین روزمرگی ها ازین دورغ ها و آزمایش ها فرار کنی میام میانه ها گیر میکنی اصلا نمیدونی که به کدام حرف و کدام عمل روی بیاوری... میانه این میانه های آدمیان میمانی! که چه بگویی که بفهمند که هیچ نمیفهمند که چون خود در این میانه ها میخوایم پرواز کنیم و برویم....تو و ما شاید تاوان نگاه متفاوت مان را میدهیم این تاوان کمی ست .. اگر میخواهی از این میانه ها به آن اعلا برسی باید بیشتر تاوان پس دهی و دهیم
|آری اگر حرفی بزنی میگویند عقل نداری آخر این عقل با آن عقل ها متفاوت است....
اگر دوستان مطلب من رو بخونن اون وقت میفهمن که چقدر حرف های تو با آرامشی خوب همراه هست....
اما نوشته خوبی بود...
مرد بارونی همچنان در باران میرود...درشکایت میرود کاش فانوس نوشته های تو در آن راه هدایت کند و من هم تو را و ما همه را تا همه من ها ما شود....
(به قسمت نظرات ویلاگم بیا باز هم و بگو...)
سلام فرشاد برادری جونی




رسیدن به خیر...جای دوستان خالی
نوشتم دیشب تا بدونم دارم چ راهی رو طی میکنم...ولی ایمان دارم که توی این راه هر چی به سر من بیاد برای تعالی خودمه...من به خدام ایمان کامل دارم...
مهم اینه که بتونیم از این مشکل هم عبور کنیم ...اگه تونستیم حلش کنیم اونوقت عقلمون به خودمونم ثابت میشه...
حتما...الان میام ممنون
زیبا بود!!!
اگه تو یه بار نظر بیشتر از دو کلمه دادی من یه جایزه حسااااابی بهت میدم

ممنون
سلام
قشنگترین قسمت این بود : نه پرهایت توان پرواز دارند...نه دیگرجاذبه ی زمین تاثیر گذار است !
اگه حرفات نا امیدی نیست پس اعتراضه !
یه امیدیه همراه با یه اما!!!!

توی این مسیر سوالات بسیاری هست که از بعضی هاش نمیشه گذشت!
باید حلشون کنی
ممنون حسین جان
جان ِ فریناز من اینجا کامنت داده بودم ! کو ؟
پاکش کردی دیکتاتور ؟
پیداش کن زود باش !
آلزایمر گرفتی به جان رسولی


من هیچ نظری رو پاک نمی کنم!!
خواب دیدی خیر باشه دانش خان
سلام آجی وای بابا من که متنت رو وقت نکردم بخونم ولی یه چیزایی از نظرات فهمیدم آجی وای دلت چقدر خوشه از یه لحاظایی
من که دارم میمیرم انقدر واسه خودم مشغله درست کردم دارم دیوونه میشم
درس وب فیس بوک روزی ۲۳ ساعت تو نتم الان مخم داره منفجر میشه
میام حتما نوشتت رو میخونم
خب این وقتی که واسه نظرات گذاشتی میرفتی متنو میخوندی
تو فیس بوکم میری ف...جونی؟!
بزرگ شدیا انگاری
باشه هر وقت خواستی بیا
سلاااااااااام


آجی یک سوال این ملموس که آخر نوشتت گذاشتی یعنی چی؟؟؟
یعنی نوشتت رو یه جوری بخونیم ملوس شه عینهو پیشی؟؟؟
سلاممممممممممممم

ملوس نه...ملموس
یعنی قابل لمس بشه
سلام

ممنون که سر زدی مارو با اسم >>> بی دلی هم عالمی داره کاش هیچ وقت دلی نداشتیم تا نشکنه نسوزه و تنگ نشه 
لینک کن اگر طولانیه نصف اسمو لینک کن 


بای عزیزم 
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ولی حیف که من زاده ی امروزم... خدایا جهنم فرداست پس چرا امروز می سوزم
سلام یه قطار میخواد این اسمو بکشه والا
باشه الان لینکت میکنم
جهنم اینجا نیست...اینجا بهشته...خونه ی خداست
آجی
ا
بییییییییییییی خیییییییییییییییییییییییییییییال باب
ب
ی
خ
ی
ا
ل
خب این جا رو نمیشه بیخیال شد...طرفم خداست داداشی
بچه ها بیاین کارتون دارم بی زحمت یاین تنهایی نمیتونم
کجا بیایم؟خونه ی شما؟!

الانه که دیر وقته داداشی
آقا ابوالفضل شما اونورو بگیر
مهسا تو سمت چپو
خوبه بانو همون جا وایسا
گل مریم منو نگاه نکن بیا توام کمک
آماده اییییییییییییییییییییییییییییییییین
میگم خوبه با همه ی دوستام دوست نیستیا

اوووووووووومدیم...بچه ها شما هم بیاین
آجی فریناز آرامشتو رگباری حفظ کن خوب؟؟؟؟
خوووووووووووووووووووووب داداش
فقط به زمان نیاز داره تا درست بشه
آجی فریناز خودتو ول کن بپر پایین مگه نمیگی معلقی؟؟؟
ما با بچه این زیر میگیریمت
آروم خوب؟؟؟
میترسم این پارچه تحمل وزنتو نداشته باشه
نمی شه که آخه...بابا این جاذبه انگاری رو مااثر نداره
میگم من که چاق نیستم داداشی!!!
اگه پارچه منو پاره نکنه من اونو سالم نگه میدارم
برو اول مارو لینک کن بعد بازی کن





به چشم گل خان...راستی شما کی هستی؟!
بچه ها اوممممممممممممممممممممممممممممممد

تق
این که خورد زمین
وووووووووووووووووووووووییی





اینور تر
نههههههههههه
اون طررررررررف
اوووووووووووومدم
رسیدما
ما که رفتیم هر کی خودش این پیشنهاد رو داد خودشم خونشو به گردن بگیره



من که از اولم موافق نبودم
همش تقصیره مریم گلی بود
ما که رفتیم
انگاری سالم رسیدما...
این مریم گلی که از دم همه چی رو تکذیب میکنه
خب الان من میام پیشت
من گلم وا

خب آخه گل مردونه ای یا زنونه!؟
گرچه گلا خانومن..
ههههههههه خانم که نیستم هنوز دخترم




خب پس مثل خودمونی


حالا دختر گلمی یا گل،دخترمی؟
آخه اینم اسم مستعار شد خانومی؟!
وایییی بلاخره لینک شدم تو وبت مرررررررررسی


بای
ببینم اون قدر موندی تا لینک بشی؟!



خب خوش اومدی به جمع دوستای من گل گلی خانومی
دوست گلم سلام
مرسی که به من سر زدی .
از گردش در وبلاگ قشنگت لذت بردم
باز هم منتظر اومدنت میمونم .
راستی قالب وبلاگت خیلی آرامش بخشه . موفق باشی
سلام پروانه خانوم


وب شما هم زیبا بود...
ممنون
باشه حتما میام
سلام روزگار همیشه برخلاف انتظارت پیش میره گلم موفق باشی اینقدر حالم خرابه که دیگه از خدا هم گله ندارم.دیگه هیچی نمی خوام.آرامشی ندارم.هیجانی هم ندارم.فکر کنم کم اوردم.
سلام عزیزم...چی شده؟الان میام پیشت...تو قرار بود از حالت منو بیخبر نذاریا



ساناز جونم کم آوردن واسه تو نیست...توی زندگی باید ما پیروز بشیم..اینو یادت باشه گلم...
حالا بگو چی شده؟!
فرینازی چطوره؟؟؟؟
سلام داره خدمتتون
سلاممممم خوبی فرنوز جونم
مرسی که بهم سر زدی 
سلااااااام ...


فرنوز؟؟؟!!!
اینجا هر کی هر چی عشقشه ما رو صدا میکنه ها
انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها می توان فهمید چشمی که گریستن نمی داند زیستن نمی تواند



قلب من خدا رو شکر هیچ وقت منجمد نمی شه



ممنون
تو با آواز خود شب را شکستی ولی من بی دریچه مانده ام بازهوای پر زدن هایم کجا رفت ز یاران باز هم جا مانده ام باز



ممنون گل گلی جونم


آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد نخست می باید ایستادن راه رفتن دویدن و بالارفتن آموزد پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند


عااااااالی بود...

حقیقت محضه
اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن



آقا لبااااای ما باااااااااز
بخـــــــــندیـــــــــن
ممنون
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر نهادم آیینه ها در مقابل رخ دوست



تو به پاکی عقیقی مثل دریاها عمیقی مثل گریه مرحم زخم مثل تنهایی رفیقی



بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
ممنون یه دنیاااااااااااااا گل گلی جونم بابت تمام جملات زیبات

به سلامت عزیزم
یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها / کی بماند برگ کاهی در میان بادها
ببین کی اینجاست
خوش اومدی امین آقا
بنویس حتی اگه نوشته هاتو کسی قبول نکنه!
اپم..
خبر دادم تا اشتی باشیم
ممنون
باشه الان میام
من عاشق روح لطیفتم همیشه پاینده باشی
منم عاشق روح امیدوار کنندتم عزیز دلم...شما هم موفق باشی


عاشقت گشتم گفتی عاشقان دیوانه اند
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای
عاشقم دیوانه ام جایی ندارم خانه ای
عاشقان کی خانه دارند.. دل مگر دیوانه ای
واقعا زیبا بود...

ممنون دوست خوبم