آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

پر رنگ ترین نقطه ی زمینی!

بی خوابی های شبانه شده برام مثل مسواک قبل از خواب...شده برام عادت خوشایندی که احساس سبکبالی می کنم از بودنش.... 

انگار یه چیزی بهم هشدار میده از این شب های پر رمز و راز استفاده کن... 

وقتی همه خوابن می رم روی بالکن همیشگیم و غرق می شم در آسمونی که گاه پر از ستاره ست و صافه چون دل پاک بچه ها....وگاه اونقدر ابر توی خودش جا داده که هر لحظه منتظر ورودش روی زمینم.گذر ساعت زندگی رو حس نمی کنم...شاید ۲ ...۳ ... ۴... ۵ !!!!

ستاره ها رو می شمارم... 

۱ 

۲ 

۳ 

... 

۷۵ 

۷۶ 

...  

 توی نگاه اول، شاید چند تا ستاره رو بیشتر نبینی ولی وقتی خیره می شی به نقطه های سیاه آسمون،می بینی یه عالمه ستاره کم فروغ بهت چشمک می زنن... 

چند تا ستاره به اندازه انگشتای دستت هستن که پر رنگ تر و درخشان تر از بقیه ان و من همیشه اونا رو به بهترین های زندگیم نسبت می دم...   

همیشه دنبال بهترین هاییم چون بهترین روح ها در ما دمیده شده...

 

 

دارم فکر می کنم ستاره ها هم مثل آدم هان؟آخه الان از این فاصله همشون نقاط نورانی ان و مثل هم با میزان درخشش های متفاوت! 

اگه از اونجا به زمین نگاه کنیم شاید هر آدمی مثل یه نقطه دیده بشه....همه ی آدم ها تنها از اون زاویه مثل هم می شن....دلم می خواد وقتی از اونجا بهم نگاه می کنن منم پر رنگ ترین نقطه باشم...  

پر رنگ ترین نقطه...

 

رنگ نقطه های آدم ها،به میزان نورباطنیشونه که سنجیده می شه نه شکل و اندازه ی ظاهری!!!  

آرامش 

خوبی 

مهربونی 

... 

در کل به رنگ خدا بودن...

  

یه لحظه فکر کن... 

اگه از اون بالا به خودت نگاه کنی فکر می کنی چه قدر پر رنگی؟! 

فکر می کنی چه قدر می تونی به خودت افتخار کنی؟!  

تو هم دلت میخواد جزء پررنگ ترین نقطه ها باشی؟!  

پررنگ ترین نقطه ها بیشتر از بقیه رنگ و بوی خدا رو می دن...

  

در ادامه ی مطلب شعری واسه *ستاره ها* گذاشتم که حال چند شب پیش من بود...ولی الان فقط می خونمش نه برای سوالی که توشه بلکه برای اینکه ستاره ها رو دوست دارم.... 

ای ســـتاره هــا که بر فـــراز آسمان

با نـگاه خود اشاره گـــر نشسته اید

ای ســـتاره ها کــه از ورای ابـــر ها

بر جــهان ما نــظاره گــر نشسته اید

آری این منم که در دل سکوت شب

نامـــه های عـاشــقانه پاره میــکنم

ای ستــــاره ها اگر بمن مـــدد کنید

دامـن از غــمش پر از ســتاره میکنم

با دلــی که بوئی از وفـــا نبـرده است

جــور بی کرانه و بـهانه خوش تر است

در کـــنار این مصــاحبـان خود پســـند

ناز و عشوه های زیرکانه خوش تر است

ای ســــتاره ها چـه شد در نـــگاه من

دیــگر آن نشــاط و نغـــمه و ترانه مــرد؟

ای ســــتاره ها چـه شد که بر لبـان او

آخــر آن نــوای گــــرم عاشقـــانه مـرد؟

جــام بـاده سرنگـــون و بســــترم تهی

ســـر نهـــاده ام به روی نامــــه های او

ســـر نهـــاده ام که در میان این سطور

جستجـــو کنـــم نشـــانی از وفــــای او

ای ســـتاره ها مگـــر شما هم آگهیــــد

از دو روئـی و جفــــای ســاکنــــان خـاک

که این چنین به قلب آسمان نهان شدید؟

ای ســـتاره ها،ســـتاره های خوب و پاک

من که پشت پازدم به هرچه هست و نیست

تـا که کـــــام او ز عشــق خـود روا کنــــم  

                                       ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

ســر به دامـــن سیـــاه شـب نهـــاده اید

ای ســـتاره ها کـزآن جهـــان جــاویـــدان

روزنی بســــوی این جهـــان گشــاده اید

رفتـــه است و مهـــرش از دلــم نمی رود

ای ستاره ها ،چه شد که او مرا نخواست؟

ای ســـتـاره هـا،ســـتـاره هـا،ســـتاره هـا

پس دیـــار عاشقــان جــاودان کجـــاست؟! 

نظرات 81 + ارسال نظر
سینا شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 09:55 http://omide-ma.blogsky.com

درود بر شما
دیدن آسمون همیشه لذت بخشه.ماه و ستاره ها از این پایین فقط نورن اگه میشد میرفتیم از همون جا هم می دیدمشون خیلی خوب میشد.
درست گفتی همه به دنبال بهترین رنگ و پرنورترینش هستیم.

درود ما هم بر شما
خیلی چیزا از دور خوش تر است....میسوزی بری پیش اونا ها
ببین من کی بهت گفتم!
به امید پررنگی شما آقا سینا...امید ما

آفرینش شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 10:26

یه کامنت گذاشتم کجاست؟

نبود که

آفرینش شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 10:28

سلام فریناز جون خوبی؟ببخش یک هفته ای میشه اینترنتم خرابه الان از بیرون امدم
شعرتو نخوندم بعدا میام حتما میخونم اولشو خوندم خیلی قشنگ بود.نوشته هاتم مثل همیشه زیباست

سلام آفرینش جونی ممنون

لطف داری عزیزم...شعرشم قشنگ بود...خودم که خیلی خوشم اومد گذاشتمش....

آفرینش شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 10:29

فراموشم نکنیااااهروقت اومدم نت میام پیشت

من که دوستامو فراموش نمیکنم تازه اگه از نوع آفرینشی باااااااشه

خونه ی خودته عزیز دلم

پونه شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 12:11 http://jojo-bijor.mihanblog.com

سلاااااااااااااام عزیز دلم . دلم برات تنگیده بود خواهر.
کجایی خوشجل من.
چه تفسیر قشنگی احساس کردم کنارتم .خوشمان آمد.
بوووووووووووووووووووووووووووووس دوست دارم دختر خوب.

سلام پونه جونی...منم همینطور...
این هفته نبودم زیاد...خیلی کار داشتم

ممنون عزیزم لطف داری...
بوووووووس بوووووووووووووووووس بووووووووووووووووووووووووس
منم دوست دارم پونه خوشگل من

پونه شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 12:11 http://jojo-bijor.mihanblog.com


ببینم تو واسه این شکلا که نمیای احیانا؟!

پونه شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 12:11 http://jojo-bijor.mihanblog.com

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

اوووووویی چه محکم بودشا
منم دو تا ازز این بوســـــــــــــــــــــــا

زهرا شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 12:27 http://www.romantic6370.blogsky.com/

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

سلام

زهرا شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 12:27 http://www.romantic6370.blogsky.com/

بازم سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممم

بازم علیک سلاااااااااااااااااااااااام

زهرا شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 12:29 http://www.romantic6370.blogsky.com/

آجی فرینازم
خیلی قشنگ بود و رمانتیک
حالا دیگه ستاره ها بهت چشمک میزنن آره
ای کلک
من هم بهت چشمک میزنما توجه کردی ؟
هی خداااااااااااااااااا
آبجی موفق و موید باشی

ممنون رمانتیک خانومی
آره دیگه
منم بهت چشمک زدم ببین

شاد وآروم باشی عزیزم..ممنون

گل مریم شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 13:09

سلام
خوبی؟!
من اشتباه می کنم میگم بیا پرواز! تو خودت همیشه تو آسمونیییی
فکر می کنم احتمالا تو یکی از اون نقطه های پررنگی روی زمین
عاشق خیره شدن به آسمون پرستارم البته جایی که آسمون معلوم باشه! والا هر شب بالاسرم یه آسمون قرمز می بینم که نور تمام شهر توش منعکس شده

سلام
بله
جسمم که اینجاست ولی روحم زیاد رو زمین بند نیست
میگم خودتو با من اشتباه گرفتیا!من حالا حالا ها مونده تا پر رنگ بشم گلی جونم

قرمز؟واسه ما که سیاهه سیاهه

کوروش شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 14:13 http://korosh7042.blogsky.com

سلام بر بانوی مهر
که شبانگاههان ستارگان آسمان امید را می شمارد
چه احساس زیبائی
وچه اشتراکی با احساست هر شب من
و شبی هم مطلبی امد که بنا به دلایلی نیازمند ویرایش است
ای ســــتاره ها چـه شد که بر لبـان او

آخــر آن نــوای گــــرم عاشقـــانه مـرد؟

جــام بـاده سرنگـــون و بســــترم تهی

ســـر نهـــاده ام به روی نامــــه های او

ســـر نهـــاده ام که در میان این سطور

جستجـــو کنـــم نشـــانی از وفــــای او

سلام بر استاد مهربان...
واقعا دوست دارم اینکارو....لذتی بهم میده که منو به شعف میرسونه

خوشحالم که شما همیشه از درک بالایی برخوردارین

امین [اتاقک] شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 15:21 http://otaghak.blogsky.com

ببخشید که دیر میام.. والا اونقدرا هم که فکر میکنی آزاد و بیکار نیستم.. آدمی که فکر و خیالش مشغول باشه آزادی نداره که..
احساسات تو همیشه قشنگ بوده نیازی به تعریف نیست
من که فکر میکنم اصلا دیده نمیشم چه برسه به اینکه بخوام پررنگ باشم یا کمرنگ.. انقدر رنگ های جورواجور و پررنگ تو این دنیا هست که کسی نمیتونه مارو ببینه..

خوش به حال کسایی که دیده میشن حتی کمرنگ.......

الهی....
کاش مشغولیاتت از اون خوب خوبا باشه ها
اونوقت ما هم یه دلی از عزا در میاریم

اختیار دارید هر کسی به اندازه ی خودش میدرخشه...چون وجود داره

و اینک وارد میشود...

کییییییییییییه؟!!!

یادم رفت خودم رو معرفی کنم
و اینک وارد میشود
مّّّّّّّّّّهندس چوچولو

خوش آمدید آقا مهندس چوچول مچول ف....

میگم این آهنگتو بعوض آجی ما هی میام بترکانیم این آهنگت ما را خنثی مینماید

چرا؟آرامش خوبی بهم میده...واسه تو هم خوبه اینا رو گوش کنی نه انریکه رو

یه دو روز نبودم تیریپ دپرس شدید و اینا اینجوری شده بودم نگاه

الان اینجوریم
تا دوشنبه بعد از ظهرم اینجوریمبه خاطر امتحان

بله ما رو هم نگران کرده بودی آآآآآآآآاقا
معلقی؟!
نیوفتی با سر

داری به آزادی نزدیک میشیا
هووووووووووووورااااااااااااااااا

تا تو مسواک بزنی و ستاره بشمری من میرم پا درسم بعدا میام میخونم چی نوشتی

خوبه نخوندیا!
باشه برو ...خون

آجی من اگه از اون بالا به خودم نگاه کنم نمیتونم نگاه کنم چون چوچولوام دیده نمیشم ما هم اهل تقلب نیستیم به خودمون چراغ قوه بزنیم هی فرت و فرت نور ازمون بزنه بیرون
ادامه مطلبتو بعدا میخونم
خیلی قشنگ بود آجیییییییییییییییییییییییییییییییییییی
فعلا

نه بابا تو را هم میشه دید بی تقلب...چون وجود داری...

باشه ممنون داداش خوبم

هریوا شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 17:14 http://www.hariva1990.blogfa.com/

درود
زیبا بود و لذت بخش بود البته مطلبت واقعا خوندنی بود خیلی زیبا
و با احساس نوشتی لذت بردم به دلم نشست
موفق باشی و سبز اندیش
در مورد هریوا هم تووی گوگل سرچ کنید

ممنون لطف دارین...
خوشحالم که به دل دوستان میشینه

باشه ممنون

مهران شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 17:57 http://rozhaibigharari.blogfa.com/

سلام به آبجی گلم که عصبانی شده

بازم مثل همیشه آپت قشنگ بود راستی آبجی اگه آدم از اون

بالای ستاره ها به به زمین فکر نکنم کسی دیده بشه هیچ

شاید زمین هم دیده نشه

ولی کلآ اگه خودمه از اون بالا نگاه کنم فکر تو پررنگی زیاد وضعم

بد نباشه شاید یکی مونده به آخری بشم

راستی آبجی یم یعنی دیگه مرخصی نمیدی

آبجی نو کرتم احتیاج دارم به مولا این دیگه آخریشه یه مرخصی

دیگه می خواستم نو کرتم

سلام...حقته داداشیخجالت نمیکشی این همه مرخصی میگیری؟!

چرا دیگه...چشمات مشکل داره حتما
بابا خوش به حال شوما...بالاخره یه رتبه ای داری

خب حالا که اومدی بهت یه هفته دیگه مرخصی میدم ولی...
ولی...
وااااااااااای به حالت اگه بیشتر شدا

دیگه قسم ندیا

انسیه شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 18:02 http://ensiehta.blogfa.com/

سلام عزیزم خوش به حالت که می تونی ستاره ها رو تو آسمون بینی اینجا به دو دلیل نمی شه اینکاروکرد
۱- هوا خیلی سرده نمی تونی بیرون بایستی
۲- هوا خیلی کثیفه ستاره ها اصلا دیده نمیشوند
عزیزم جای من هم ستاره ها را بشمار
دوست دارم نازنین مانند همیشه خیلی زیبا بود لذت بردم

سلام خانومی
چرا خواستن توانستنه..

1-خب یه چیزی بپوش عزیزم
2-نه دیگه همیشه که هوا کثیف نیست

گل شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 21:05 http://zibayiha.mihanblog.com

سیلام و درود بر شما اپم دوست داشتی سر بزن نه اینکه نظر بدی فقط مطلبو هم بخونی برام کافیه و خوشحال میشم بای
شش حرف و چهار نقطه کلمه کوتاهیه اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد
تنهایی چشم براه بودن غم غصه نا امیدی شکنجه رو حی دلتنگی صبوری اشک بیصدا
هق هق شبونه افسردگی پشیمونی بی خبری و دلواپسی و
برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد.... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ....... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار...... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار .. متــــــنـــــفــــــرم

سلام...ممنون حتما میام...با نظرم میام


حسین... شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 23:16 http://funeral.blogsky.com

سلام
این گاهی وقتا عادت شبانه ی منم بود...
ولی دیگه نیست...
میدونم چی میگی !

سلام
امیدوارم دوباره برگردی به اون شبای سابقت...

کاش دوباره تجربه کنی تا اونی که فکر میکنی از دست دادی رو بهت برگرده

کوروش شنبه 16 بهمن 1389 ساعت 23:21 http://korosh7042.blogsky.com



درنا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 08:44 http://www.dornah.blogfa.com



سلام خانومی خوبیییی؟؟؟
من عاشق اینم که وقتی می رم خونه ماما بزرگ برم رو پشت بوم ستاره ها رو ببینم آخه اونجا آسمونش پاکه پاکه

متنت رو دوست داشتم
خودتم دوست دارم

سلام ممنون درنا جونم....
آآآآآآآره....خونه مامان بزرگا که یه چیز دیگه ست

منم تو رو دوست دارم عزیزم

دختر مردابی یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 09:13 http://dokhtaremordabi.blogsky.com

سلام فریناز عزیز
این روزها پرنورترین ستاره ها هم پشت ابرهای ایهام و شک پنهان شده اند...
فکر کنم چشمانمان را که بشوییم ستاره ها را پرنورتر می بینیم گاهی کم سویی این ستاره ها به غبار چشمان ماست نه به باطن آنها

سلام سمیه جون....

واقعا به نکته عجیی اشاره کردی...
دیگه تا اینجا فکرم قد نمی داد...

غبار چشمان ما!

ممنون عزیزم که هیشه حرف تازه ای واسه گفتن داری


سلام...........


دو چیز همیشه یاد آدمهاست، دوست خوب و روزهای خوب... اما یه چیز هرگز از یاد آدمها نمیره... روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت...[گل]

سلام
زیبا بود ...ممنون

محسن یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 09:47 http://www.degdar.blogfa.com

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است.

امیدوارم از این عمقش در امان باشید ...

ساناز یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 10:44 http://http:sara3767.persianblog.ir/

سلام خوبی گلم این یکی از عادت های من ه البته وقتی حوصله هیچی رو نداشته باشم و بخوام اروم باشم فقط به اسمون نگاه میکنم مطلب زیبایی نوشتی و شعرت هم قشنگه

سلام ممنون عزیزم
ساناز جان میدونی چه قدر این چند روزه دنبالت گشتم؟نظراتت اول که بسته بود بعدشم مشکل داشت
خوشحالم اومدی عزیزم

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 10:50 http://www.medade-meshki.blogfa.com

شدم سی و یکم

الهی آجی عیب نداره تو که اولی همیشه

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 10:52 http://www.medade-meshki.blogfa.com

آبجی سلاممممممممممممممممممممممممم


حیف دیر اومدم .... شدم سی و یکم .... آخه چرا دیر اومدم ؟

سلام مهسا جونم....مهم نیست اینجا همه اولن
خواب موندی شیطون؟!

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 10:55 http://www.medade-meshki.blogfa.com

آبجی این آپت حرف نداشت ... به نظر من از همه ی آپ هات قشنگتر بود

ممنون عزیزم....خیلی ساده نوشتم فکر نمی کردم خوب شده باشه

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 10:58

میدونی چرا گفتم از همش بهتره ؟؟؟؟؟؟ بخاطری که این یکی رو زیاد بزرگانه و با روح بزرگ و قشنگت ننوشته بودی

واقعا چیزی بود که از عمق وحودم حسش کردم ...


چه جالب منم همین جوابو تو نظر بالاییت دادم...
دیدی فکرتو خوندم؟!

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 11:04

آبجی اگه من از بالا به خودم نگاه کنم که خودم بالام دیگه کسی پایین نیست که من نگاش کنم

ها
چی شد؟!

نه مهسایی منظورم اینه که از بالا خودتو تصور کنی!

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 11:06

آبجی من مطئنم یه نقطه هم دیده نمیشم ... مطمئنم ...


از بس که گناه کارم .... اما به خدا امید دارم که میبخشه منو


چون بزرگواره ... من بهش ایمان دارم

عاشق هیچ وقت گناه کار نیست....اگه تو دیده نمیشی پس من که نابودم حتما!!

هر کسی دیده میشه چون وجود داره

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 11:08

آبجی خب من دیگه میرم .... خیلی دووووووووووووستت دارم ...

تو این روزا دارم یه تصمیم میگیرم ... واسم دعا کن که یه تصمیم درست بگیرم .... خیلی به دعا محتاجم

آبجی دووووووووووووووستت دارم

خدا به همراهت عزیزم..ممنون که اومدی پیشم.
چه تصمیمی شیطون خانوم؟!
شیرینی هم داره توش؟

همیشه از خدا واست بهترین ها رو میخوام الانم همینطور عزیزم

زهرا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 12:39 http://www.romantic6370.blogsky.com/

یووووووووووووووووووووهووووووووووووووووووووووو
شلامممممممممممممممممممممممممممممم
چطولی آجی خوشجله

شیلام به لوووووووی ماهت
ملسی خوفم

زهرا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 12:41 http://www.romantic6370.blogsky.com/

دوباره سلاممممممممممممممممممممممممممممممم
صدتاسلام
به روی ماهت
آجی بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

زهرا جونی چی شده؟خبریه اینقدر خوشحااااااااالی
سلاااااااااااااام سلام به چشمون سیاهت

مهسا یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 13:00

آبجی دلم واست تنگ شدهههههههههههههه

آبجی آن شدم ولی کار داشتم دوباره آف شدم .... واقعا ببخشید آبجی آبجی بووووووووووووووووووووووس

منم دلم واست تنگ شده عزیزم...

عیب نداره...به کارات برس
منم بووووووووس بووووووووووووووووووس بوووووووووووووووووووووس

سید یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 13:58 http://www.sayedabass.blogfa.com

کلا خوب وجالبه .امیدوارم موفق وپیروز باشید.وقت کردید به وب این حقیر هم سر بزنید ومنو راهنمایی بفرمایید.باتشکر...سیدعباس

کلا ممنون
باشه حتما ...



سلام .....


چشمان تو حروف را، بی استفاده می کنند! کافی است نگاه کنی

سلام...
خیلی زیبا بود ممنون

کوروش یکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت 23:47 http://korosh7042.blogsky.com

مختصر توضیحی دادم فریناز عزیز
امید گویا باشد

ممنون الانه خدمت میرسم

زهرا دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 00:00 http://www.romantic6370.blogsky.com/

سلام آجی فریناز
خیلی ممنون از نظر آرامبخشت
خوبی
چیکار کنم دیگه
بلاخره بعضی وقتا باید خوشحال بود تا غصه جرات نکنه به دلم وارد بشه
از خدا میخوام که تمامی دوستانی که اینجا و در اطرافیانم دارم هرلحظه شاد باشند و به فکر شادکردن دیگران نیز باشند
واقعا وقتی کسی رو که دوسش داری برات لبخند بزنه انگار تمام دنیا رو بهت دادن
امیدوارم عشقم هم همیشه شاد و سلامت باشه
شب خوش
یا علی

سلام زهرا جونم...
خواهش میشه گلم
زهرا به من میگی آرامش؟بابا وب تو و حضور خودت جدی جدی میگما یه دریای آرامشه...

آره منم واسه تو و عشقت بهترین ها رو آرزو میکنم...شاد و آروم باشی همیششششششششششششه

پونه دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 01:09 http://jojo-bijor.mihanblog.com



همه ی اینا از طرف من اومدن بهت بگن دوست دارم.


منم دوستت دارم عزیزم...




ممنون یه دنیااااااااا

مهسا دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 08:09 http://www.medade-meshki.blogfa.com

سلاممممممممممممم و صبح بخیر به آبجی نازممممممممم

خوبی آبجی خوشگلمممممممممممم ؟؟؟؟


من که مطمعنم تو خوشگلی ...


باور کن آبجی ...


آبجی ببین چه صبح قشنگیه .... چون که اول از همه اومدم پیش توووووووووو

سلاااااااااااااااااام به روی ماهت عزیزم
ممنون خوووووووبم به خوبیه تو...
از کجا میدونی شیطون؟!

آره امروز واسه منم خوب بود....کارای آموزشیم که خیلی خووووووووب پیش رفت

اووووووونم که بله...مهسا بیاد اینجا یعنی گوله قشنگی و نشاط

مهسا دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 08:11 http://www.medade-meshki.blogfa.com

میدونی آبجی من که عاشق تو شدممممم


میخوام یه چیزی بهت بگم

عاشق؟!
آدم قحطه قربونت برم؟

چی میخوای بگی؟!

مهسا دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 08:12 http://www.medade-meshki.blogfa.com

البته خیلی خجالت میکشم


ولی دیگه امروز عزمم و جزم کردم که بهت بگم


.

.

.


.


.


.


.


.

بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خجالت واسه چی راحت باش
.
.
.
.
.
.

هنوز که نگفتی؟!

مهسا دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 08:20

آبجی به خدا روم نمیشه

.
.
.
.
.
.
.
.
.

باشه باشه ... اعصبانی نشو ... میگم الان


ای خدا ....


...

آبجی میدونی که چند مدته من عاشقت شدم


میشه بیاممممممممممممممممم خونتون ؟؟؟؟؟؟؟

مهساااااااااااااا بگو دیگه!
.
.
.
.
داره خونم به جوش میادا
.
.
.
.
.
عاشق من؟
ممنون عزیزم منم همینطور
.
.
.
خونمون؟
هوووووووووورااااااااااااااااا...پاشو الانه بیا...بدوووووووووووو

مهسا دوشنبه 18 بهمن 1389 ساعت 08:24

آبجی ... تورو خدا نزن منووووووووووو



....




آبجی باور کن منو اغفال کردن




( حالا تو فکراتو بکن )




آبجی شوخی بودااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا






آبجی یه چیز دیگه ام هست ....




ولی اونو نمیگم

حالا کی گفته میخوام بزنمت؟!
مگه من لو لو أم؟!


نه آجی قدمات رو چشم...تو بیا من آدرسم بهت میدم


چرا نمیگی؟!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد