آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

دستانت را در دستان خدایت بسپار...

دارند پر می کشند تا دور هایی که ممنوعه است!!! 

شقیقه هایم را گرفته ام 

آرام آرام با انگشتانم آن ها را نوازش می دهم 

سرم را می تکانم 

دارند می روند بیرون 

فقط آن هایی که مفیدند برایم می مانند 

 

سرم داشت منفجر می گشت از این همه تلاطم 

چشمانم دیگر طاقت دیدن این همه* چه کنیم چه کنیم ها *را نداشت !!! 

 

برایم جالب است افکار مردمان این روزگار!
چرا من اینگونه نمی اندیشم؟ 

چرا من در تلاطم نیستم؟  

اصلا خدای مهربانم مگر تو با دیگر بندگانت نرد عشق نمی بازی که اینگونه نا آرام گشته اند؟! 

 

این روزها حتی دوستان این جا هم در خود فرو رفته اند ! 

فریاد می زنند با سکوت !!!

سکوت می کنندبا فریاد !!!

اصلا مگر با حرف،کارها درست می شود؟  

مرد میدان باش...عمل کن... 

  

زمانی برایم عادت شده بود نالیدن از زندگانی 

زمانی برایم همه چیز بی معنا گشته بود 

در رویاهایم خودم را جایی می دیدم که دست یافتنی نبود! 

 

روزی با خودم نشستم و فکر کردم  

چرا؟! 

چرا همیشه فقط حرف می زنی و ناله می کنی؟! 

بلند شو و مرد عمل باش به اندازه ی خودت هم که شده عمل کن 

ولی... 

ولی... 

ولی...

ابتدا آگاهی ات را بالا ببر ! 

ببین سنگی که به سینه ات میکوبی ارزشش را دارد؟! 

 

حالا  

خودم دوباره برخواسته ام 

تو هم برخیز 

برخیز و مرد میدان باش  

توکل کن به خداوند قادرت  

دستت را در دست او بسپار 

 

گرد خوبی ها بگرد 

به خوبان و خوبی ها فکر کن 

به راهی که خداوند مهربانت گام هایت را در آن استوار گرداند 

  

بارالها نور مهربانی هایت را .... پرتو آرامش بخشت را .... بتابان بر ما که دیر زمانی ست منجمد گشته زمینت

 

 

 

رگبار۱:گل مریم جون ما چه طوری باهات حرف بزنیم؟!  

رگبار۲:مهسا جون آخه تو کجایی؟!!!دختر مردابی شما چرا حذف کردی!!!؟ 

 رگبار۲:الانه ببینین اگه کیکی مونده بخورین...غصه نخورین دوستای گلم

نظرات 34 + ارسال نظر
آرمان. یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 15:10 http://abdozdak.blogsky.com/

عجب مناجات تکان دهنده ای

یه گل شما یه گل ما!!!ببینیم میشه بهارش کرد اینجا رو

صدف یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 16:04 http://galaxy70.blogfa.com

سلام آجی فریناز.......خوفی؟
ممنون که بهم سر زدی با افتخار لینک شدی...
این آپت واقعا محشر بودا...
بازم بیا پیشم خوکشالم کن...

وااااااای سلام عزیز دلم

منم الانه لینکت میکنم....ممنون یه دنیااااااا

اووووووووووووومدم

امین [اتاقک] یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 16:35 http://otaghak.blogsky.com


نمی دونم چی بگم..
منو به فکر فرو بردی..


گل مریم انگار تو سربالایی زندگی گیر کرده..!
بریم هولش بدیم؟؟!!

خوبه یه خورده فکر کنی بد نیست

آره فکر کنم...اون با کسی هم حرفی نمی زنه

نمی دونم یه باره چی شده!!!!

منم میام...دوستان کسی نبود بریم مریمو هل بدیم؟!

فرناز یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 16:42 http://www.farnaz72.blogfa.com

سلام
مرسی که اومدی
بازم بیا
موفق باشی
یاعلی

سلام اووووووووووووووه میدونی من کی اومده بودم!!!

آرمان. یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 17:06

اینجا و همه جا را گلباران میکنیم
اگر همت کنیم
شما که هستین دیگران هم اضافه خواهند
حظ گلستان را وقتی می بریم که هر کدام گلی را با عشق به دیگری هدیه کنیم
گلستان در دستان منو و تو است
بشرط اینکه به اسمان بلند کنیم انها را و از باران استمداد بطلبیم
چیزی تا بهار نمانده

گفتم که مرد میدان باشین آقا آرمان!
گرچه خطابم به همه بود حتی خودم

و چه زیباست آن زمان که گل های روییده از همت ها مان از آسمان بر دیدگانمان فرو ریزند....

آقا آرمان یه چادر واسه ما بگیر تو گلستان ....ما هم میایم

شادی یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 17:16 http://shadi55blogfa

سلام وب قشنگی داری موفق باشید.

سلام ممنون

شادی یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 17:17 http://shadi55.blogfa.com

شاد باشی شادی

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 18:57 http://zibayiha.mihanblog.com

چی شده عزیزم؟

بانوی شرق یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:03 http://www.royavash.blogsky.com

عالی بود فرینازی

راستی یه ذره کاملترش کردم
بخون

ممنون رویایی

باشه الانه میام

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:11 http://zibayiha.mihanblog.com

سیلام .........................................................
خوفی..............................................................
چه خبر ................................................................
چهار بار آپ کردم خبرى ازت نشد باید دعوت نامه بفرستم تا بیاى یا منو قراموش کردى ......................................

سلام گلی جونم ممنون

این دو روزه یه مقدار جو آشفته بود....

الانه خدمت میرسم عزیزم
ببخشید
شرمندتم

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:12 http://zibayiha.mihanblog.com

فراموشم کردى من گلم یادت میاد منو .............

آره بابا اینجا یه گل تنها بیشتر نداریم

گلی خانوم داشتیم؟!!!

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:34 http://zibayiha.mihanblog.com

مر30 که بالاخره امدى منو شاید هوز خب نشناختى من کسى که بیاد تو ویبم نظر بده من میرم دو برابر نظراتى که او داده میدم شما دوتا نظر دادى من الانه 4 تا میدم
من دوستامو فراموش نمیکنم بخصوص با معرفت هارو

گل خانوم ممنون لطف داری عزیزم
ولی من واسه این قضیه نیست که نظر میدم

واسه اینه که دوستام برام قابل احترامن

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:34 http://zibayiha.mihanblog.com

در رفاقت رسم ما جان دادن است هر قدم را صد قدم پس دادن است

تو خیلی خوبی عزیزم

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:35 http://zibayiha.mihanblog.com

هرکه بر ما تب کند جان میدهیم ناز او را هرچه باشد میخریم


چه خوشگل بودشا
ممنون گل گلی خانومی

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:35 http://zibayiha.mihanblog.com

ما شقایق های باران خورده ایم سیلی نا حق فراوان خورده ایم

عزیزم...
کاش اون سیلی رو نخوری هیج وقت

بوووووووووووووووووس

گل یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:36 http://zibayiha.mihanblog.com

ساقه احساسمان خشکیده است زخم ها از باد و طوفان خورده ایم

کاش هیچ وقت اینطوری نشه واست جووووووووووونم

مهندس چوچولو یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 20:56 http://www.marde-choochooloo.blogfa.com

سلام

سلام

مهندس چوچولو یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 20:57 http://www.marde-choochooloo.blogfa.com

آجی پستت که مثله همیشه قشنگ بود ولی مرد عمل بودن خیلی جاها کافی نیست چون خیلیا هستن که آدم باهاشون در تعامله و انتخاب اونا هم مهمه
ولش
من رفتم تا بعد

اونم حرفیه داداشی
ولی این روزا همه فقط شعار میدن
منظور من جو این روزای اطرافمونه

سینا یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 21:19 http://omide-ma.blogsky.com

ابتدا اگاهیت را بالا ببر عجب جمله ایچقدر خوب نوشتی
درگیر این وری و اون وری نیستم اما زمان هر آپ طبق برنامه زمان بندی از پیش تعیین شده.فردا (دوشنبه) آپ جدید

آره دیگه کاملا درسته

شما عجب برنامه ریزی بودینا

من که هر وقت بیاد مینویسم

کوروش یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 23:03 http://korosh7042.blogsky.com

من گنگ و ماتم ازین خنده های پوچ
زین خاطرات ِ گریزا ن و بیم ناک
از باغ رانده گان به زمین کرده کوچ
لب تشنه گان همه محروم ِ اشک تاک


پائیز 80

زیبا و قابل تامل بود استاد
مانند همیشه

مهندس چوچولو یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 23:18 http://www.marde-choochooloo.blogfa.com

مریم گلی کجاست؟
یعنی به قول تو چه جوری باهاش بحرفیم
نکنه منهدم شده
این صدای قشنگ ماله وب فرینازیه؟
چه قشنگ
میگم صداهم دیگه دارم
ولی دل ندارم

نمی دونم محمد!!!!!
نیستش انگار

واسه خودم پخش نمیشه الان

خب واسه تو که پخش کنه واسه ما پخش نمی کنه

شکیبا یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 23:44 http://kavirbienteha.blogsky.com

سلام فرینازی

بازم لذت بردم از پست زیبات...
هر وقت اومدی پیشم بهم گفتی شاد و آرو م باشی همیشه فرینازی جونم مطالبت که اینقده قشنگ درباره ی خداست شادی و ارامش رو به دل نا آروم من هدیه میده...

راستی اینبار من تو رو به صرف شیرینی تو وبلاگم دعوت میکنم!

سلام شکیبا جان

قابل شما رو نداشت

خودت خوبی ومطالبمو قشنگ میخونی

حتما میام....وااااااااااااای شیرینی
هوووووووووورااااااااااااااااااااااااااا

شب خوش

پژمان اهورامزدا دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 02:00 http://www.pezhlvlan.persianblog.ir

"باران" به من گفت:

ماهی کوچک را که از اقیانوس در می آوری ، می گذاری داخل ُتنگ کوچک خانه ات، اگر دانسته باشد که کجا بوده، بمیرد شاید.... و اگر ندانسته که ....هیچ ! باز می خورد و می چرخد و می خواند و ...

ولی وای اگر ماهی کوچک دانسته باشد که....



- حقیقت آب مگر میان ُتنگ و اقیانوس، فرق می کند؟

= وای اگر ماهی کوچک دانسته باشد که.....

وای اگر ماهی کوچک دانسته باشد که...!

ممنون بابت متن زیبا و قابل تاملتون

شاد وآروم باشید همیشه

آرمان دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 06:49 http://www.fun-center.blogsky.com/

وای که چقدر دیر اومدم ، چرا خبرم نمی کنید ؟؟؟؟
نکنه توتئه کردید که من اول نشم ؟ ؟
مطلبت هم مثل همه ی مطالبت جالب بود
راستی من گشتم ، کیک پیدا نکردم
الان برم کار هامو بکنم بم بخرم ، دهنم آب افتاد

خب منو بذار تو خبرنامه هات
من کسی رو خبر نمی کنم

آره دیگه چه خوب فهمیدی

واسه منم بخر....انگاری تمومش کردن

آرمان دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 06:50 http://www.fun-center.blogsky.com/

راستی فریناز جان . یک سوال
سایت gravatar.com برای تو باز میشه
من هر چی می خواهم بازش کنم نمیاد

نه
الانه واسه منم باز نشد
با فیلتر شکن بازش کن آرمان خان

سوفیا دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 08:23 http://www.sufiyastory.blogfa.com

سلام آجی مهربونم...
مرسی که میای وبمو برام نظر میذاری...
حالا که مهسا رفته من جز تو و داداش محمد کسیو ندارم...
تو رو خدا منو تنها نذارین...
آجی وبم به کل بهم ریخته دارم دیوونه میشم...
دیشب تا دیر وقت داداش محمد و بیدار نگهش داشته بودم که بهم کمک منه...اما بازم درست نشد....
آجی ببخش حال روحیم زیاد خوب نیست..
من میرم دیگه...
فعلا آجی...

سلام سوفیا جونم

باشه آجی خیالت راحت
ما هستیم در خدمتتون

چرا؟چی شده مگه؟
سوفیا چی شده آجی؟

خدا نکنه آجیم حالش بد باشه

الانه میام پیشت

آرمان. دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 08:45 http://abdozdak.blogsky.com/

کمی صبر کن گلستانش میکنیم
بشرط اینکه پا روی گلهای بقیه نذاریم

من که از خدامه گلستان کنیم

باشه مراقبیم...خیالتون راحت

مهران سه‌شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 01:37 http://rozhaibigharari.blogfa.com/

سلام آبجی فریناز گل خودم

عیدت مبارک آبجی خوبم.........




سلام داداش مهران
ممنون عید شما هم مبارک

مهران سه‌شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 01:43 http://rozhaibigharari.blogfa.com/

راستی آبجی می تونم ازت یه سوال بپرسم ؟

میگم آبجی من اون روزای اولی که شناختمت خیلی خیلی

غمگین بودی یه طورایی افسرده بودی یادم میامد همیشه

دل داریت میدادم اما الان خدا رو شکر بزنم به تخته خیلی بهتری

آبجی یه دفعه چی شد که خدارو شکر انقد سرحال شدی؟

ولی کلآ خیلی خوشحالم که سرحال می بینمت
آبجی........

اون اوایل واسه هدف دیگه ای وبلاگ زدم...
ولی بعد فهمیدم میشه هدفم چیزای بالاتری باشه
در واقع اینجا با کمک دوستان خوبی نظیر شما تونستم از اون عشق و اسارت رها بشم....!!!

بعد ها من فقط ساده با خدام حرف میزدم ولی انگار واسه خیلی ها جالب بود و این شد که فهمیدوم میتونم دست به قلم بشم...

مهران جان من از روزهایی گریختم و رهایی یافتم که یادم میاد واسه نفس بعدیم هیچ امیدی نداشتم!!!

ولی اینجا با دیدن و شنیدن مشکلات دوستان درگیر اونا شدم و خیلی مواقع سختی های زندگی خودم رو فراموش میکنم....

ممنون بابت توجهت داداش خوبم

شاد وآروم باشی هیشه

ندا سه‌شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 08:46 http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

انشالله همیشه دستان خدا در دستت باشد

و دستان شماهم در دستان خدا باشه

ساناز سه‌شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 09:57

سلام واقعا مناجات قشنگیه

سلام تو هم که شدی مثل آرمان!!!!

آخه مناجات نیست که

به هر حال ممنون

گل مریم سه‌شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 11:30

سلام خانووووووووم
چرا با من نمی تونی بحرفی؟! من اینجام دیگه!
هنوزم میگم، یادت نره! کتاب مناجات خواجه فریناز اصفهانی جدی بگیر

سلام گلی جوووووووووون

خب نظراتتو که بستی!خصوصی هاتم که بستی!!!
ما چه طوری میتونیم باهات حرف بزنیم؟!

گل گلی جونی میگم راستشو بگو اون شب توی اون مهمونی چی شد که وقتی برگشتی دیگه گلی نبودی؟!!!

باشه بابا کتابم میدیم بیرون تقدیمش میکنیم به گل مریم تهرانی

شاد وآروم باشی همیشه مریم جان

درنا سه‌شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 12:57 http://www.dornah.blogfa.com

مناجاتی بس زیبا نوشتی فری جونم

ممنون در در در درناااااااااای خوبم

راستی این که مناجات نبود!!!

ولی هر جور دوست دارین شما دوستان بخونینش






رمانتیک چهارشنبه 4 اسفند 1389 ساعت 19:25 http://www.romantic6370.blogsky.com/

یووووووووووووووووووووووهووووووووووووووووووووووووووووو
سلام آجی فرینازممممممممممممممممممممممممممم
خیلی قشنگ و رمانتیک بود عزیزم
انشالا در تمامی لحظات خدای مهربون پشت و پناهت باشه
فدات شم

سلام زهرا خانومی
اووووووووووووووه تو هنوز اونجایی

رمانتیکا فقط پستای رمانتیکو میخونن؟
ممنون عزیزم
تنت سالم باشه و کنار عزیزانت به خوبی زندگی کنی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد