آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

*ماه ِمن*

هوووووووووووووووووم 

.... 

فوووووووووووووووووو 

.... 

 

نفس عمیقی می کشم!  

اما تو را استشمام نمی کنم! 

جاوید گشته ای  

دیگر نیستی ...

 

اما بدان برای من

زیباست همین نبودن ها هم... 

تو هرگز نمی فهمی 

و نمی دانی 

و هرگز هم نخواهی دانست 

چرا 

چرا 

وچرا 

شب ها تا نیمه با آسمان وستارگان به تماشای تو می نشستم! 

ماه،برای من  

تو را تداعی می کرد  

.... 

هرشب 

یکی از ۳۰ نگاه زیبایت را 

بر من 

ارزانی می داشت 

 

و شهر چشمان تو  

آنقدر شلوغ بود 

که نخواست 

تک عکس قاب دیدگان من گردد!!!  

 

و این بار  

 

برای پُرنور گشتنت

دستانم را تا ابر ها بالا می برم 

نظرات 9 + ارسال نظر
آرمان. دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 13:03 http://abdozdak.blogsky.com/

هی نیم ساعت به نیم ساعت اپ کن
کشتی ما را

خدا رو شکر کن خیلی هاشو اینجا منتشر نمی کنم

مهرداد دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 13:18

سلام فریناز خانوم
ماشالا شما چقدر زود به زود آپ میکنید(زدم به تخته)
البته برای من که هم جالبه و هم خوب
میگم این مطالب عادی شما که اینجوریه پس اون رمزداراش دیگه چیه!

سلام مهردادخان
این روزا اقتضای زندگیم این جور حکم میکنه
نمی تونم ننویسم

رمز داراش اینطوری نیست
خیلی عادی و عامیانه ست!
بگذریم

ممنون بابت حضورتون

مهرداد دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 13:32

بنویسید،هر کاری که شما رو به آرامش میرسونه انجام بدید
ما هم براتون دعا میکنیم چون شما دوست خوب ما هستید
منم میتونم رمز داراش رو بخونم؟

ممنون دوست خوبم

وقتی مینویسم از اون خالی میشم و دیگه فکرمو مشغول خودش نمی کنه.
دعای شما واسه من خیلی ارزش داره

بانوی شرق دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 17:56

چه خبره فرینازی
یه روز نبودما
۳تا آپ خوشگل...

ماه برای من تو را تدایی می کند....
بی نظیره...

۴ تا میشه رویا

با رمز دارم

عزیزی رفت ...اونم به طور رسمی!

قرار نبود خدا این کارو بکنه با من!
ولی خب الانم فقط میتونم بگم شکر

کوروش دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 20:36 http://korosh7042.blogsky.com



رحم کن فریناز عزیز
3تا پست؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!1

شامم رو بخورم بر می گردم و می خوانم البته کم می خورم
که زیاد بیراهه نروم


سلام
خب چی کار کنم!؟
وقتی فوران کنه دیگه جلو دارش نیستم!!!
تازه خیلی هاشو منتشر نکردم اینجا

نوش جان....

سینا دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 21:15 http://omide-ma.blogsky.com

غزلی دیگر از حضرت مولانا
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر کی هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کی آن عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار
دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست
وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست
باقی این غزل را ای مطرب ظریف
زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق
من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

واااااااااااااای می دونی من چه قدر این یکی رو دوست دارم؟

یه دفعه شکه شدم سینا

ممنون عمو
خیلیییییییییی خوبی

کوروش دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 23:04 http://korosh7042.blogsky.com

درود بر تو فریناز مهربان

وقتی که نفسی در شب .و دوری می کشی
و در اوج تنهائی
اینگونه امیدوار

برایم عجیب می نماید
راستی اگر خصوصی نباشد عدد 30 برایم مبهم بود
در صورتی که گمانم ماه حدود 15 شب بیشتر دیده نمی شود

این قسمت بسیار زیباست

و شهر چشمان تو

آنقدر شلوغ بود

که نخواست

تک عکس قاب دیدگان من گردد!!!

درود و هزاران سلام به شما کورش عزیز

وقتی از بازی روزگار خودت سر در نمیاری برام عجیب نیست تعجب دوستان!

درسته ولی دو تا ۱۵ تا حالت های مختلف ماه می شه توی یک ماه.....

نیم رخ این طرفش با اون طرفش فرق دارن خب

امیدوارم حل شده باشه براتون


درنا سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 08:28 http://www.dornah.blogfa.com

صبح عالی بخیر
انگار واقعا دیروز در بست در اختیار نت و کامپیوتر بودیا
می خوایی رکورد بزنی تو آپ کردن


قشنگ بود مثل همیشه

صبح جنابالی هم به خیــــــــــــــــر و خوشــــــــــــــــــــی

دیگه دیگه

آره تا الان توی یه روز رکورد ۹ تا رو داشتم....

البته دیروز که شد ۴تا

ممنون عزیزم

ندا سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 10:47 http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

دستت را به خدا بده مطمئن باش گرمی وجودش را حس خواهی کرد

دستای من همیشه بودی تو دستاش...
گاهی بنا به حکمتش رها شده...

ممنون ندای خوبم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد