| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 |
همچنان ایستاده ام
نه بیدی بوده ام که بلرزد و نه بادی که بلرزاند
فقط کودکی بوده ام که به عشق باد،زیر رقص برگ های بید مجنون،با عروسک همیشگی اش بازی می کند و آرام ِآرام، در آغوش خدا آرمیده است....
به تماشا بنشین بازی های دلنشین معصومانه اش را
اما...
یادت باشد او عروسکش را بسیار دوست دارد...
نکند آزارش دهی!!تن ظریفش تحمل دویدن ندارد دیگر....
بگذار عشق را در آرامش باد زمستانی، زیر درخت بید، معنا کند....
سلااااااااااااااام خانومی


صبح جمعتون به خیر
آخی من یادم بچه که بودم همیشه بازی که می کردم مثلا درو که می خواستم باز کنم می گفتم چیک چیک حالا همیشه داییم یادش که میوفته میگه چیک چیک
سلام درنا جون


ایول
خب منم الانه بهت میگم درناااااااااااایی چیک چیک
سلام خوبی گلم منم خوبم شکر زنده ام خدا رو شکر که شادی مامان خوبه از پنچ شنبه وب نیومدم
سلام ساناز جان

ممنون خوبم
بله دیدم دیگه به فقیرفقرا سر نمی زنی