ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دارم به تو فکر می کنم!
اصلا انگار همیشه حس حضور تو به سراپای وجودم آرامشی عمیق می دهد.
چه قدر دوستت دارم و گاهی خودم از این همه اشتیاق برای بوییدن تو به خودم می بالم
ابرها دارند آخرین تلاش هایشان را می کنند تا یادم بماند هنوز زمستان است!اما دل هامان را که می دانی بوی بـهــار گرفته است...
چه قدر باران را دوست دارم.زمستان را هم دوست دارم.بهار را هم دوست دارم
انگار ابر و باد و مه و خورشید و فلک را برای دوست داشتن ِمن، آفریده ای...
چه زیباست و تو همیشه در زیبایی ها جلوه می کنی مهربان بی منتهایم!
حالا باغچه ی کوچک حیاطمان هم پر از گل شده...درست مثل تو...
می روم می نشینم کنار گل ها
انگار گلبرگ هاشان چون آیینه ، رخ زیبای تو را مجسم کرده اند...
باران می بارد...گاه تند گاه نم نم
باران هم بی قرارت گشته است
می نشیند روی گلبرگ های گل های شب بو و بنفشه
و من به اوج لذت و شادمانی می رسم از بارانی شدن سیمای مهربانت روی گلبرگ ها...
چه قدر خوبی
چه قدرلطیـفی
چه قدرمهربانی
چه قدر زیبـــایی
چه قدر خوشبویی
بوی باران می دهی
بوی عشق
بوی آرامش
بوی زنـدگـی
بوی بـــهـــار
اما برای من
تو
فقط
بوی خـــودت را می دهی
بوی خـــدا
I LIKE THIS
yOu LIke The Best AlwAys
سلام










سلام
وای بالاخره باز شد
خودمو کشتم نتونستنم واسه پست های قبلیت نظر بذارم
خوبی فرینازی؟؟؟؟
این مهندس چه خارجی شده
خیلی قشنگ بود
همینطور پست های قبلیت
علیک سلام رویا جونم













داشتم دیگه از اومدنت ناامید می شدما
ممنون تو چطوری رویا خانومی؟
آره دیگه خارجکی رو عشقه رویا
به من بود پستامو انگلیسی می نوشتم
ممنون اومدن تو قشنگ تر از همشونه
سلاااااام.





چه عجب کامنت دونیت باز بود دیروز هزار بار اومدم کامنت بزارم باز نمیشد.
خوبی تو دختر خوب مامانتون حالش خوبه عزیزم .از طرف من ببوسش فریناز جونم.
چه بوی بهاری میاد اینجا
سلام پونه خانومی




بازه که خیلیییییییییییییییی وقته
ممنون .مامان هم بهترن.لطف داری عزیزم...
دلت بهاری باشه همیشه
یکبار دگر نسیم نوروز وزید
دلها به هوای روز نو باز تپید
نوروز و بهار و بزم یاران خوش باد
در خاک وطن ، نه در دیار تبعید
--------
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غمزخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید
بویی مگر از میهن ما آوردی!
--------
بر سفرهی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست
--------
هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لالهی خفته به خاک ،
نوروز کبود و لاله پوش آمده است!
--------
نوروز رسید و ما همان در دیروز
در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن
هر سال سر آمد و نیامد نوروز !
--------
نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجدید جوانی جهان کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاک ایران من است
--------
دلتنگ ز غربتیم و شادان باشیم
از آنکه درست عهد و پیمان باشیم
بادا که چو نوروز رسد دیگر بار
با سفرهی هفت سین در ایران باشیم
سلام کورش مهربون





ممنون شعرتون بهار اینجا رو تکمیل کرد
همیشه به موقع می رسین با دست مهری پر از نیکی ها و ما رو شرمنده ی حضورتون می کنین استاد مهربونم
سلام فرینازی جون
چقده زیبا نوشتی...
خدا برای من فقط بوی آرامش میده
سلام شکیبا خانومی


ممنون
چشمای تو همیشه زیبا می بینن گلم
آرامش هم جزیی از بودن خداست
چرا منو تو این موقعیت قرار میدید؟


چرا نصف شب آپ نمیکنید تا من اول بشم؟
طبقه بالایی ما هم انگار آرامش ندارند
ولی خوشم اومد خیلی باحال بود
آرمان جان گفته بودم که من هر وقت بتونم می نویسم



عیب نداره گل پسر الانم خیلی دیر نکردی یا
طبقه بالایی تون؟!
دعواس مگه؟
خواهش می شه آرمان جان
سلام صبح عالی بخیر

وای فریناز الان که داشتم میومدم سر کار واقعا بوی بهار رو حس کردم
فک کن ساعت 8 صبح تو کوچمون بوی قرمه سبزی هم میومد
حس کردم عید و دارم می رم خونه مامان بزرگم
یعنی می گی منم خونه تکونی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟
راست می گی قالبم ماله زمستونه باید بهاریش کنم
سلام خاااااااانوم






ظهر شما هم به خیر و خوشی
وااای من عاشق قرمه سبزی ام...
دلمو آب انداختی درنایی
آره یه قالب خیلی خوشگل بذار میخوام بیام عید دیدنیا
چی شده آرمان؟

دیوار کوتاه تر من نبود؟!
ساناز الانه اینا یعنی چی؟!



خیلی قشنگ بود... بوی خدا... تبریک میگم به خاطر این همه احساسی که می تونی ازش لذت ببری! کاش یه ذره مث تو بودم
وقت مسافرت رسید همه می خوان برن، هنوز که نرفتی
......................
مهندس بخونه: اگه منُ تحریم نکردی چرا نمیای؟!
تو هم می تونی گلی جان

قلمتو بذار وری کاغذ گلی جون خودش میره...
نیاز به تمرین داره و تمرکز
ارتباط برقرار کردن با خدا...
تو می تونی خانومی
بقیه اش واسه محمد...
سلام
متن دلنشینی است . با احساس و آگاهی مثبت نوشته ای .
آفرین
سلام گرامی
ممنون حضور شما دلنشینیه این متن رو دوچندان می کنه
سپاس
سلام...
حظ کردم از این همه زیبایی نوشتت...
بارون همیشه آدمو سرشار می کنه...
ممنون بابت متن های زیبات...
واقعا قلم زیبایی داری..
سبز باشی
سلام


ممنون فاطمه جونم
دلت سبز و بهاری باشه همیشه
به پای قلم استادانه ی تو نمی رسه دوست خوبم
به قول صدف اوف اوف



اول شدیم؟
بدو باید دو برابر گز بدی آخه ما دوتاییم
میبینیم که بانو هم به میادین بلاگ اسکای بازگشته
چه هندونه ای زیر بغل خودش میذاره این آجی
آره اجی من همیشه بهترین ها رو دوست دارم
یعنی پست تو بهترینه؟
به قول صدف:
مثله تو پیدا نمیشه
آره دیگه اول شدی




به صدف بگو خودش بیاد بهش بدم...
آجیشو فراموش کرده آخه
بله رویایی سرافرازمون کرد بالاخره
آره دیگه شک داری محمد؟!
نه نمیشه والا
بـــــله

اونوقت الان شما؟!!
گلوله ی احساس
اونجا الان داره بارون میاد؟ یادت یه پست درباره بارون گذاشته بودم از اون وقت تا حالا یه روز درمیان اینجا بارون میاد.بیچاره مون کرد
گوله رو خوب اومدی


خوس به حالتون...اینجا که شب تا صبح بارون میاد...صبح تا شب هم ابره...
عمو مراقب خودت و خونت باش غرق نشین یه دفه
به خدا همیشه میام
خب چی کار کنم نظرات باز نمیشد؟
مهندس
بابا من که همیشه هستم در این میادین بلاگ اسکای
اصلا چرا دیر به دیر به من سر میزنی؟
احوال فرینازی چطوره؟
ببخشید رویا جونم







نمی دونستم نظرات مشکل داره
خودت خوبی اونوقت وقتی نمی یای دلمون برات تنگ می شه و میایم گله گذاری
مهندس خان با شماستا...
ممنون خوووووووووووبم با بودن رویااااااااااا جون بهاریم
زنده بودنم را جشن میگیرم
با لمس انگشتان سرنوشت
و بوسه های شیرین باد
پوست می اندازم
...
بزرگ شده ام
...
آن روزها گذشت
و من دیگر نمی خواهم از بهاری حرف بزنم که ابتدای ویرانی و درد بود
و آغوشی که همیشه برای خستگی هایم تنگ بود
آن روزها گذشت
و عشق
مثل یک ظرف استفراغ
از کنار لثه های شهوانی منتظر ، به پیشگاه خلسهء اتمام می رود
دردهایم را عاشقانه در آغوش میکشم
پیشانی سرد شکست هایم را آرام میبوسم
پاهایم را بر سنگفرش خیابان میکشم
دیگر نمیشود
نمی شود زیر این آسمان تار
دستهایم را در جیب هایت فرو بری
و برایم آواز بخوانی
....
....
میخواهم رویای سیب ها را بخوابم
و دور شوم از هیاهوی این گورستان
فوووووو
وووو
ت
.
.
شمعها را فوت میکنم
.
.
نه سایه ها ماندنی ست
و نه شمع ها
..
.
نووووووو
ووو
ش
.
آخرین جرعه را مینوشم
در سکوت تلخ ثانیه ها
خاطرات ترک خورده ات را چال میکنم
بی زدن پلکی
به یادهایت چشم دوخته ام
به یاد تو
که با سوزش مرگباری
برای همیشه
از شکاف سینه ام
به یغما میرود
......
....
...
می خندم
تلخ تر از همیشه
بخاطر حقیقت
که می بینم اش
بهتر از همیشه
می خندم



تلخ تر از همیشه
.....
بخند اما شیرین
بگذار شرمنده کنی تمام تلخی ها را
بگذار همه چیز و همه ی خوبی ها برای تو باشد
ساناز عزیزم
می بینی آدم ها می تونن حقیقت رو بهتر از همیشه درک کنن...
فقط کمی اراده لازمه
آجی همیشه برات بهترین ها رو می خوام از خدا
مطمئن باش زمانی می رسه که بخندی شیرین تر از همیشه
تو خدایی داری
خدایی که همیشه مراقب تو هست
فریناز عزیزم.خوبی؟؟؟؟؟؟؟

طبق معمول دوباره قالب عوض کردم
ولی لوگوی وبلاگت رو گذاشتم تو لیست پیوند ها . قشنگ شد . بیا ببین
سلام آرمان جان.ممنون تو خوبی؟




الانه میام دوبااااااره
ممنون...پس حتما این دفه خیلیییییییییییی قشنگ شده ها
شاد باشی گل پسر
برای مریم گلی:
اولا انقدر حرص نخور چاق میشی
ثانیا من تا ۷ یا ۸ یا ۹ یا ۱۰ یا...روز دیگه میرم سفر خیالت راحت
مریم خانومی واسه شماست
.....
....
!!!
موفق باشی آسمونی..
ممنون امین جان




بالاخره یه خبرنامه اومد که امین آپ کرده!!!!
الانه خدمت میـــــــــــــــــــرسیم زمینی جان
سلام آجی فریناز
خوبی
قربون اون دل رویاییت برم
تصمیم داری وبلاگ تکونی کنی ؟؟
خوش میگذره
دیگه قابل نمیدونی به کلبه فقیرانه من سر بزنی
موفق باشی عزیزم
سلام زهرای خوبم




خدا نکنه آجی
آره دیگه یه وبلاگ تکونیه اساسی
چرا عزیزم
نیومده بودی گفتم حتما نیستی
الانه میام
یوووووووووووووووووووووووهوووووووووووووووووووووووووووووووو



مرسی آجی
ماشالا چقده زود اومدی
با ماشین اومدی یا پیاده
یکی اینو بگییییییییییییییییییییییییییییره



خواهش می شه زهرا جونم
با جت اختصاصیم
آجی





















به نظرت خدا حاجتمو میده ؟
آره می ده عزیزم


اگه برات خوب باشه حتما می ده
تق!! تق!! تق!!

صابخونه خونست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم منم...
آجی سوفی...
من برگشتم آجی...بدو بیاااا بترکون
اول از همه به تو گفتم آجی..
وااااااااااااای






خونه دارو بچه دار
بدو بیا ببین کیییییییی اومده
محمدو صدف و فاطیما وگلی جون
بیااااااااااااااااین
اووووووووووووومدم آجی
کورش مهربون بیشتر از این منو شرمنده ی خوبی ها و مهربونی هاتون نکنین استاد











شاد وآروم باشین همیشه
سلام علیکم
هیچ چیز غیر ممکن نیست
همت از خود طلب و توکل بر خدا کن
بخشش او واسع است
رحمتش همه را شامل است
موفق باشید
الله حافظ
[گل]
سلام
ممنون
لطف دارین
سلام فرینازی
من بدون اجازت قبلا جزء دوستای مهربونم لینکت کرده بودم!
دیگه اگه اجازه نگرفته بودم به بزرگی خودت بخشش گلم
سلام شکیبا خانومی


ممنون گلم...
اجازه ی ما هم دست شماست
شما بزرگ مایی
سلام

همین طوری اومدم صبح بخیر بگم
قالبم قشنگ بود آبجی گلم؟؟؟
سلام درنا جونم



صبح تو هم بخیر آجی
آره خیلییییییییییی قشنگ بود
بهاااااااااریه بهاری بود خونت آجی
به تو حسرت می برم ... برای اعتقادت و برای ایمان بزرگت!!
من هر قدر که از جوانی بیشتر فاصله میگیرم ُ پایه های ایمانم بیشتر میلرزد ... ممنون که ما را برای لحظاتی به خلوت توحیدی خویش راه دادی ...
خوش اومدین گرامی
من فقط حرفای دلمو می نویسم...
حس درونیمه که دارمش...تمام تلاشم به عجین شدن باهاشه تا وقتی بزرگ تر شدم بتونم مثل امروز اینقدر پر از خدا باشم....
سپاس که اومدین
سلام علیکم
دیدم درنا صبح بخیر گفته
منم گفتم ظهر بخیر بگم
خوبی فرینازی؟؟؟؟؟؟/
علیکم السلاااااااااام



آره دیگه...
بعد از ظهرت بخیــــــــــــــــــر رویایی
جات خالی جشن آخر سال داریم
آش می دناااااا
دیدم پست جدیدت رو نظر دوختی گفتم اینجا نظرم رو ارائه بدم


اون اتاق رو که گفتی درش رو ببند
روش هم عکس یه جمجمه با استخون بکش
اگر روزی دیدی درش بازه بدان صاحبش برگشته
اونوقت می تونی دوباره باهاش کل کل کنی
روز از نو و روزی از نو
ببین من نمی تونم جدی باشم
ولی حرفم رو شوخی زدم
بله ممنون
منم دلم میخواد که...
....
اوه اوه / چه خبره اینجا ...
برای من تو فقط بوی خودت را می دهی ...
اوهوم !!
چرا مگه؟
ممنون اومدین
....
....فقط کاش اون که باید .... بخونه....
آره رویا
خیلی دلم می خواد میومد....
خیلییییییی
سلام فریناز جان...




بابا تو بلاگ دیگرون (ام اس تی رو منظورمه) از شیطونی می ترکونی ... بعد تو بلاگ خودت که میام اونوقت نوشته هات انقدر لطیف و حساسه...
جدا که قشنگ می نویسی دختر خوب...
امیدوارم که هیچ وقت حال و هوای دلت ابری نشه خانومی...
می گم دوست خیلی خوبی پیدا کردی... باران رو می گم ... یکی از بهترین و خو ش اخلاق ترینه... توی یک کلام عین خودت مثل ماه می مونه...
نگی چرا نیومده انقدر ازم تعریف کرد... بابا آخه ناسلامتی ما همدیگرو خیلی وقته می شناسیم... درسته دورادوره ولی خب دیگه...
خب دیگه زیادی حرف زدم ...
قلبون تو دخمل گل...
سلام یگانه خانوی









خب ام اس تی فرق داره دیگه
هرجایی بنا به اقتضای مکانیه خودش نظر می دم
ممنون
ابر هم خوبه چون بارون داره به همراهش...ولی کاش ابرای قشنگ بهاری باشن
باران؟
امروز اتفاقی رفته بودم وبش....اگه شما می گی پس حتما خیلی خوبه
ممنون اومدی عزیزم
بازم منتظرتم
--------------------------
یگانه جون آدرسی نذاشته بودی بیام جوابتو بدم
نه عزیزم اون نیست...
آخرین پستم واسه یه دختره
ولی با اونم بی ربط نیست!
ممنون بابت توجهت دوست خوبم
سلام فریناز جان .
این قالبت برام تداعی گر وبی بود که خیلی دوسش داشتم وهر وقت دلتنگ میشدم درد دلهایم ا توش مینوشتم .
اما سپردمش به دست سرنوشت .
دلم گرفت
سلام خانومی



نه دیگه
من واسه بهار اینو گذاشتم
دلتو باز کن ستوده جون
پروانه ها رو ببین
من که عاشقشون شدم
خاطره ان دوست عزیزمن را آزار میده .
منم دوسش داشتم واز اینکه ما را تنها گذاشت ورفت دلتنگشم .
هر کجا رفت از ته دل براش آرزوی خوشبختی میکنم .
اما ازش دلخورم که چرا باهام خداحافظی نکرد
یعنی من لایق یک خداحافظی هم نبودم
پس شما هم متوچه شدی با کی بودم

می دونستم باهاشو خانومی
هیچ چی نمی تونم بگم...
شاید خودش اومد و خوند!
شما فقط از یه خداحافظی دلخوری!؟؟؟؟
من از....
بگذریم!
چون قسمت نظرات پست بالا را بستی اومدم اینجا بهش بگم .
به ان دوست که سوء تفاهم ها خیلی وقت ها ادم ها را از هم جدا میکنه خیلی موقع عا ما با زبونمون یک کسی را که دوسش داریم آزار میدیم در صورتی که قلب ما این را نمیخواد .
امیدوارم آن دوست بیاد واینها را بخونه وبدونه که همه ما دوسش داشتیم واز رفتنش دلتنگیم
بازم نمی خوام چیزی بگم


چون...
ممنون خانومی که اومدی...
مطلب جدیدتو چه غمگین نوشتی..
راستی این پروانه ها چقدر قشنگن تو وبلاگت 
خیلی قشنگ بود.. منم امیدوارم همونی که میخوای، بره بخونه کفش ببره..
واسه یه دوست قدیمی بود که الان دیگه دوست نیست امین جان!



خونه تکونیه دیگه پسر خوب
گفتم تکلیف این اتاق دلمو هم روشن کنم
آره من که عاااااااااااااشقشون شدم
سلام.
وب من کاریست جدید.
بد نیست قدم رنجه کنیدا.
سی ان ان و اخبار جهان.
مریم منتظر شماست
نظر هم ....
سلام
ممنون
باشه میام
سلام فریناز خانوم
حالتون خوبه خواهر خوبم؟
نبینم ناراحت باشیدا
برای پست امروزتون نمیشد نظر گذاشت برای همین اینجا حالتون رو پرسیدم
در ضمن کفشم رو هم درآوردم
ادامه ی مطلب رو هم با اجازتون خوندم
خداکنه با احساسات هیچ کس بازی نشه...
-----------------------------------------------------------------
ای گرداننده ی دلها و چشمها
ای اداره کننده ی شبها و روزها
ای دگرگون کننده ی زمانها و گردشها
حال ما را به بهترین حال مبدل فرما...
-----------------------------------------------------------------
پیش شما جمله ی قشنگ گفتن مثل زیره به کرمان بردنه ولی:
چه دعایی کنمت بهتر از آنکه خدا پنجره اش رو به اتاقت باشد...
به قول خودتون همیشه شاد و آروم باشید
ما همه دوستون داریم
سلام .ممنون شما خوبین؟




ناراحت که...یه جور روشن کردن تکلیف اتاق قلبمه
گاهی بود و نبود افراد دست خودشونه!با یه کلام،میوفتن زمین و دیگه تو...
بگذریم!
ممنون.جملات قشنگ ددوستانم بهم دلگرمی می ده
منم همه ی دوستامو دوستشون دارم...
ممنون آقا مهرداد که اومدین
راستی شما خونه تکونی کردین قلبتونو ؟!
سلام فریناز عزیز




نظر پست جدیدت باز نشد
چقدر زیبا
نبودنم را تنفس عمیقی کرد تا به ریه هایش عطر دل انگی تنهائی بپاشد
کاری نکنی که دود جایش را بگیرد
منهم امیدوارم
این ادمه مطلب . ادامه ی مهر باشد
سلام استاد




خوبین؟
چه به موقع اومدین
دود؟!
نه خاکستر تمام دودشو نشونده دیگه
مهری نمونده استاد!!!
امیدواریتون اما همیشه قشنگه
سلام..جملات زیبایتان را در گوشه ی ذهن تا ابد پایدارم میگذارم..میبالم...لذت میبرم..عشق پیشگی میکنم با جملات شیرینتان..دیدن نامت بر پایگاه تنهایی من برایم عادت شده..عادتی ترک نشدنی.
بنده را با پیغام زیبایتان شرمنده کردین..ممنون..دوستی شما را همچون گوهری بر چشمان ناچیزم مینهایم..تا معنا بگیرد دیدگانم
سلام...خوش اومدین

کاش تازگی داشته باشه...
عادت ها چه خوبش و چه بدش همشون عادتن دیگه!!!تازگی ندارن
وظیفه ی دوستی بود آقا کورش
امیدوارم دیدگانتون پر نور باشه و بهترین ها رو در خودش جای بده همیشه
شاد باشید
سلامت باشید،منم بد نیستم
راستش فریناز خانوم این پست شما یه کمی ذهنمو مشغول کرده،این کسی که ازش دلخورید رو من که نمیشناسم،درسته؟
در مورد خونه تکونی قلبم هم باید بگم نمیدونم چیکارش کنم!
خدا را شکر

امیدوارم همیشه خوب و سلامت باشین
نه فکز نمی کنم!اصلا شما مگه کدوم یکی از دوستای منو می شناسین؟!
یه دختری بود که الان خیلی وقته دیگه نیست!!!
قلبتونو بگیرین و با دست های مهربونی و پاکی بتکونینش...
به همین راحتی اما خیلی سخت!!!
آجی سلام...






سلام آجی...
خوبی آجی؟؟؟؟
آجی خوبی؟؟؟؟
آجی نیستی؟؟؟
نیستی آجی؟؟؟
اینجا کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام به روی ماهت عزیزم




ممنون خوبم .تو چطوری خوشگل خانوم؟
چرا هستیم
اینجا اصفهان است...صدای جمهوری اسلامیه ایران...رادیو فریناز
آجـــــــــــــــــــــــــــی...

.
.
.
چه خوکشل شده وبت...
.
.
.
آجی چه تفاهمی...منو تو تو وبمون پروانه داریم...
ممنون عزیزم



آره دیگه....
پروانه ها دور گل ها می گردنا
چه خودمونو تحویل می گیریم سوفیا
آجی میگم اومدی وبم میگی صبحانه میخوای؟؟؟؟



.
.
.
میگم من که رستوران نداشتم...داشتم؟؟؟
.
.
.
من یه موقع داستان نمینوشتم؟؟؟
.
.
.
من هیچی یادم نمیاد
.
.
.
ولی با وضعی که تو وبم راه افتاده باید در فکر طراحی یک منو غذایی باشم...
آره دیگه


برام آوردی؟!!
خب اومده بودم مهمونی
شما ها یه مهموناتون غذا نمی دین؟!
خسیـــــــــــــــــــــــــس
آجی میگم آدرس شیرینی رو پیدا کردی؟؟؟؟؟؟؟؟

.
..
.
محمدو زود فرستادم وبش که یه موقع پشت در نمونی...
ببین چه آجی دلسوزی داری...
نه بابا اون شیرینی های محمد و صدفو که خیلی وقته خوردمشون الانم گوشت شدن به تنم


شیرینی هاتو رد کن بیاد ببینم سوفی خانوم
آجی حالا جدا از شوخی...منو میبخشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




آخه خیلی دیر اومدم پیشت...
میدونم دت از من گرفته...
آجی تو رو خدا بگو منو بخشیدی...
آجی آخه کارام خیلی زیاد شده...چهارشنبه منو و دوستام تو مدرسمون یه نمایشگاه میزنیم...برای همین باید خیلی زیاد کار کنم...
به خاطر همینم هست که نمیتونم زیاد بیام وب...
ولی آجی بگو که منو بخشیدی...
آخه عذاب وجدان دارم...
سوفیا این چه حرفیه عزیزم؟!





همین که الان هستی پیشمون و دلم قرصه که صحیح و سالمی یه دنیا واسه من ارزش داره
خوش به حالتون
کاش منم می مدم نمایشگاهتونو می دیدما
سلام و سلام و سلام
درمورد پست بالا من یادمه گفته بودی بعله بعله
این شاپرکها نمیزارن برم ادامه ی مطلب رو بخونم جون عمو راست میگم
به هزار دوز و کلک تونستم بخونم.زبان آدمیه دیگه گاهی حرفایی میزنه که نباید بزنه و موجب رنجش خاطر ذیگران میشه.
دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی
قالب هم که عوض کردی حسابی زدی به تریپ بهار و ...اینجا که طوفان و بارون و ..هستش تازه زمستون اومده
علیک علیک علیک






یادته چی چی گفته بودم؟!
با explore بازش کن وبمو....
اونوقت می تونی بری
گرچه نرفتی هم عیب نداره
آره دیگه میبینی عمو؟داره بهــــــــــــــــــــار می یـــــــــــــــاد
شهر شما ماهاشو قاطی کرده فکر کنم
آجی بیا این قلب های خوشکمل هم واسه بهترین آجی دنیا...











































آجی یه دنیا دوستت دارم...
واااااااااااااااااااای ممنون سوفیا جونم



























منم خیلیییییییییییییییییییییی دوستت دارم آجی
مراقب خودت باشی یا...
الانه میام صبحونمو ببرم