آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

نوزدهمین جمعه ی انتظار


سلام آقای زمانِ ما


اینجایی ها می گویند یا صاحب الزّمان ! 

و من ناگاه مبهوتِ نبودنت می شوم که چرا تو صاحبِ زمانی و زمامش را به دستانِ نمایندگانی سپرده ای که صراط مستقیم را در این هزارراهِ زمانه به نفعِ خود، خط کشی نموده اند...

این روزها تو کسی را پیدا کن که به صراطِ مستقیمش ایمان داشته باشد تا بشود قطاری ساخت از آدمیان تا به راه راستی پیش به سوی تو و اهل بیتت و خدای مهربانمان با عشق و ایمان عازم  شویم...


اینجا کوه ها ریزش کرده اند

کوه ها هم شرمِ دیدنِ این همه نفسِ آلوده به زمین را ندارند و با تمامِ عظمت شان ذرّه ذرّه  فرو می ریزند

دیگر ریزعلیِ فداکاری نیست که پیراهنش را آتش زند

اگر هم باشد، خودش را آتش می زند نه پیراهنش را...


شتافتن به سوی چهارده پاکِ خدایی و خدای پاک ترین پاکی ها، بال می خواهد

دیگر راه های زمینی تو را به آسمان نمی رساند...

بالی از عشق می خواهد

از شور و اشتیاق

از ایمانی راسخ

از بی تابیِ نبودنتان

....

و تو باید به جایی برسی که دیگر هوایی برای تنفّست باقی نمانده باشد و راهِ آسمان را در پیش  گیری تا مگر در لابه لای سپیدِ ابرها کمی اکسیژنِ عشق بیابی و به جانت بِدمی تا دوباره روحِ تشنه ات، خدایی گردد و آسمان در تو به ابدیّت برسد!


به سُتوه آمدن ها یک طرف و به ستوه کشیدن ها طرفی دیگر...


و حالا به ستوه کشیده می شوند آدمیان به دستِ آدمیان آدم نمایی دیگر!!!

و گیج می شوم آنگاه که خدای مهربانمان گفته است در روحِ تمامِ آدمیان دمیده ام...

مگر می شوم روحی روحِ دیگری را به ستوه کشد؟؟؟


مهدی جان!

ببین کوه ها هم دارند چون پنبه های حلاجی ، با چوبِ نادانیه روزگار، زده می شوند و تو هنوز در پس پرده ی غیبت نشسته ای و فقط به نظاره کردنمان اکتفا می کنی

.....

دیگر نمی دانم به چه زبانی آمدنت را از عمقِ جانم فریاد کشم آقای شنوای آه و ناله های ستوه کشیده شده ی ما....


فقط ساده برایت بگویم:

بیــا


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


اَللهُمَّ َعَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


نظرات 30 + ارسال نظر
گل مریم جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 10:40

داشتم وارد بلاگ اسکای میدشم که دیدم یه وب آشنا آپ شده

إ سلام گل گلی جون
پارسال دوست امسال آشنا

نیلوفر

گل مریم جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 10:44

صراط های مستقیم خط کشی شده که معلوم نیست رو چه معیاری با چه دستی کشیدنشون...
(این جمعه کوتاه و قشنگ تر بود)

همین آدم نما ها دارن گند میزنن به زندگی هامون!

فشارشو حس کردم که جرات نوشتنشو پیدا کردم هر چند غیر مستقیم!

فاطمه جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 10:57

سلام...

زیبا بود...
اومدم طبق قولم...


سبز باشی بانوی آرامش...

سلام بانوی دریا

ممنون که همیشه میای

خوبی؟

سها جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:02

سلام بانو. صبح ادینه بخیر. صبح مهدی وارت بخیر.
بانو! حالت چطوره؟؟؟؟؟؟؟ حال دلت؟

سلام بر بانوی آسمون

امروز اینجا بانو بارونه

حالم....
اینجا خوبم...
حال دلم
تنگ
خیلی تنگ

سها جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:16

بانو
دلم گرفته. نه شکسته. نه!!! راستش فکر می کنم. نه. دیگه مطمئنم که دلم مرده...

خدا نکنه عزیزم
خدا تو دلت داره زندگی میکنه
مگه میشه خونه ی خدا مرده باشه؟

دلت خوابیده
گاهی یه خواب واسه آرامشت نیازه عزیزم ولی نمرده بانو جان

نازی جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:18

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین

سها جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:37

چه عجیب به ادم اعتماد بنفس میدی. اما من خودم می خوام که بمیره. فقط اون قسمتی که مال خداست زنده. اونم اونقدر گرد و غبار گرفته که داره می پوسه بیچاره.
در پناه حق اسمونی باشی عزیزکم.

اعتماد به نفس داری عزیزم
من فقط بهت یادآوری میکنم

نه
بی تفاوت می شی
بی تفاوتی خوب نیست!اونوقت می شی مثل یه چرخ و فلک بدون کنترل که اون قدر می چرخه تا سرت گیج بره و پرت شی یه جای ناکجا

خونه ی خدا رو هم گردگیری کن عزیزم

سهای آسمونیه ما می تونه
همیشه میتونه

محمد جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:37

به نظر من شتافتن به سوی خوبی بال نمی خواد
مگه هر کی خوب شد بال داشت؟
بعضی موقعها خیلی چیزا رو برای خودمون دست نیافتنی میکنیم
فکر کردن به این بال
رسیدن به خوبی رو دست نیافتنی تر میکنه

خب درست نمی خونی دیگه!

*بالی از عشق می خواهد

از شور و اشتیاق

از ایمانی راسخ

از بی تابیِ نبودنتان*

وگرنه پرنده که نیستیم دو تا بال بهمون بچسبونن و بریم تو آسمون

افتاد محمد؟

محمد جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:41

خوبی و بدی به نظرم کمیت نیستن که بخوایم واسشون یکا و واحد تعیین کنیم
کیفیت هستند
کیفیت معیار و خط کش نمیخواد چون کمیت نیست
البته به نظرم!

محمد
با منطق و عقلت متنای احساسی رو نخون!

کنایه ها رو بگیر ازش!

از دید علمی یه متن ادبی رو تحلیل نمی کنن!

محمد جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:42

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین

محمد جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 11:50

الان یه ترافیک اومد تو ذهنم؟
الان حس میکنم هر آدمی برای خودش یه تعریفی از خوبی داره
بعد یه معیار براش میخواد
بعد معیار دیگری براش عجیبه یا اشتباهه
مگه خوبی غیر از خوبیه؟!!!

خوبی ها فرق دارن
دُزشون فرق داره

چون آدم ها نگرش هاشون با هم فرق داره
و این روی مرزگذاریه خیلی چیزها مثل خوبی و بدی تاثیر میگذاره

نازی جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 18:41

آجی میگم صفحه نظراتت رو با صفحه اصلیت عوض کن

اینجا انگار حدفایی که زده میشه باحال تره...

جدی عجب حوصله ای دارینا


دیگه دیگه

نازی جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 18:45

سخنی به محمد:

اونجا که تو وبت گفتم احساس و منطق باید باهم برابر باشن واسه همینجا ها بود

ولی تو همیشه منطقت دو سه قدم از احساست جلو تره

عقل و احساس اگر باهم پیش برن...درکت از زندگی بالاتر میره

البته اینم نظر من بود

شاید چون جنسش یه مرده اقتضا میکنه که منطقی تر برخورد کنه

اینم نظرمن

مهرداد جمعه 7 مرداد 1390 ساعت 22:17

سلام
فقط ساده برایت بگویم
بیا
-------------------------------------
خوبی فریناز؟

سلام
ممنون خوبم

نازنین شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 00:27

انشاا... که به زودی بیاد آقامون
توی همین ماه مبارک

آمــــــــــــــــــــــــــــین

آمین

نازنین شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 00:27

چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
نایید داره اونوقت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نازنین شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 00:29

زودباش تایید و بردار

این یک دستوره

نچ

نازنین شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 00:30

راستی یادم رفت
سلاااااااااااااااااام

واقعا چراا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چیزی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام

sara شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 00:42 http://alachigh77.blogfa.com

saaaaaaaaaaaal malm ajie golam namald shodi dg nemiy bashe ma ke umadimupam golam

باشه خانومی
میام

الیسا شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 01:16 http://negahemannegaheto.blogsky.com

سلام
عزیزم نوشته هات خیلی زیبا و دلنشینه
واقعا دوست دارم این نوشته هارو عالین

سلام الیسا جان
ممنون

بهناز شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 02:50 http://www.we-are-alive.blogfa.com

سلام عزیزم
ممنونم سر زدی
نه عزیز من هروقت بتونم آپ می کنم نه موقعی که حالم فقط خوب باشه ...
اگه درسها فشار نیاره حتما به موقع آپ می کنم و در صورتی که مخاطب داشته باشم ...
منو با اسم : زندگی را لمس کن : لینک کن و بگو با چه اسمی لینکت کنم

چشم
فقط آپ کردی بگو

بلاگ فایی دیگه

ر ف ی ق شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 09:48 http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

سوال ساده دارم از حضورت
من آیا زنده ام وقت حضورت
اگر که آمد ومن رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در رکاب تو بمیرم
سلام فریناز عزیز
جمعه های انتظارت گنجینه ای از صدافت است

و سلامی به استاد کورش عزیز
چون می دانم که می خواند

سلام مهربان همراه...

زیباست همیشه اشعارتان

زیباتر از متنی که مینگارم برایشان

و سلامی به مهر بر کورش مهربان



ندا شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 10:04 http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

دلم برای نوشته هات تنگ شده بود ما خیلی خسته بودم شبهائی که برمیگشتم خونه
برام دعا کن

سلام ندا جون
تو نمی گی اینجا کسانی نگرانت میشن؟

بیخیر میذاری میری؟

سینا شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 10:15 http://omide-ma.blogsky.com

سلام خانوم فریناز خانوم
زمان ایت الله بروجردی(ر ه) از ایشان درخواستی میشه برای فرستادن یک روحانی نماز جماعات به یک روستا.ایشان قبول میک نن و یک را می فرستن.مردم اونجا استقبال گرمی ازش می کنن و دو سه هفته ای بدین منوال سپری میشه و هرشب از روحانی می خوان که بره پای منبر و خطبه ای ایراد کنه.اما روحانی هربار یه جورایی طفره میره و تا اینکه یه شب قبول میک نه و میره پای منبر فقط یه جمله میگه:
خدایا ظهور حضرت را نزدیگ مگردان.
شبش خادم مسجد میاد در خونه آخوند و با بی احترامی تمام سجاده رو میده بهش و میگه این چه دعایی بود که کردی ما هم دعا می کنیم برای رسیدن فرج و تو دعا می کنی برای نیامدن آقا؟!خلاصه هرچی فحش بلد بود بهش داد و رفت.چند ساعتی سژری میشه و دوباره درب خانه محکم کوبیده میشه.حاجی میگه حتما یکی دیگه از اهالی اومده یه فحشی بده.اون که خادم بود اونطور با هامون حرف زد خدا اینو بخیر کنه.در رو باز می کنن می بینن همون خادمه اما اینبار با حالی آشفته و گریان.جریان رو می پرسن.میگه از اینجا که رفتم خواب رفتم و حضرت حجت رو در خواب دیدم.ایشان گفتن این پیراهنی که پوشیدی قصبیه ...فلان کالای خونت اشکال شرعی در خریدش وجود داره.و خلاصه به هرچیزی یه ایرادی میگیره تا اینکه میگه که اصلا این زنت بهت حلال نیست و بچه هات هم مشکل دارن.
اینو گفتم تا بدونی که وقتی مهدی (عج)ظهور کنه مو از ماست کشیده میشه و عدالت ئ دین حنیف اجرا میشه که با این دین خیلی فرق داره.شما که اینقدر مشتاق ظهوری حواست جمع باشه که ببینی همه چیت رو به راهه یا نه!
والسلام

سلام آقا سینا

سعی میکنم حواسم باشه

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

نازنین شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 15:05

فریناز جون چیزی شده؟
نگرانت شدم

خدا پدر آنلاینی رو بیامرزه

فاطمه شنبه 8 مرداد 1390 ساعت 23:29

اومدیم یه سلامی عرض کنیم خدمت بانوی آرامش...

سلام از ماست بانوی دریا

بانوی آرامش

گل مریم یکشنبه 9 مرداد 1390 ساعت 00:23

سلام
امروز فقط دلم شور می زد برات
قالبت مبارک... قشنگه

سلام

نکنه اشکام تا دل تو هم پاشیده شدن!؟

ممنون

منو تکوندن
منم زورمو رو خونم خالی کردم

گل مریم یکشنبه 9 مرداد 1390 ساعت 00:48

چرا اشک!!! با خودت چی کار می کنی فریناز

کاش غصه تموم میشد
کاش گریه نمی کردم

من باعث و بانیشم
دنبال کی می گردم؟!...

تقصیر خودم بوده
هر چی که سرم اومد
از هر چی که ترسیدم
عینا به سرم اومد...

ziba یکشنبه 9 مرداد 1390 ساعت 18:35 http://zibaaa.blogsky.com/

بازم سلام این اپ هر هفتت

خیلی با حاله ها
نذر داری فریناز برای این آپ؟؟؟؟؟؟؟؟
خب شاید بگی برای یادی از امام زمان کردن نیازی به نذر نیست ولی راستشو بخوای اینقدر که تلویزون
روزنامه بیرون از مدرسه بگیر تا دانشگاه درودیوار شهر پر سده از حرف امام زمان یه جوری حس میکنم دیگه خلصی تو صدا کردنش نیست برای همین سعی میکنم زیاد خودمو مذهبی نشون ندم حقیقتش اینقد از این جماعت متظاهر دین نما بدی دیدم که فقط سعی میکنم
دینم امامم پیغمبرم رو تو دل خودم برای خودم و خدای خودم بزارم تا اینکه همش به رخ بکشم

خدایی نکرده فری جونم بد برداشت نکنی
نمیگم تظاهر میکنی اصلا این حرفا مخاطبم با تو نبود

اتفاقا چووووووووووووووون میدونم خلوص نیت داری اپتو میپسندم

و تحسینت میکنم
فدای تو عزیزمژزیر سایه امام زمان موفق باشی گل من

سلام عزیزم
بله نذر دارم ۴۰ جمعه بنویسم واسه آقای خوبی ها

از اولین جمعه ی سال ۹۰ شروع شد و الان رسیدم به نوزدهمیش

نه عزیزم میدونم چی میگی
اینجا هم خونه ی منه و دلم میخواد واسشون نذرمو اداکنم...
شاید سخت باشه ۴۰ تا متن بنویسی ولی اگه اون آقای ماست باید بیشتر از اینها بتونم بنویسم...

ممنون زیبای مهربونم

خیلی خوب و مهربونی

ziba یکشنبه 9 مرداد 1390 ساعت 18:37 http://zibaaa.blogsky.com/

بابت این غلطای املایی شرمنده
قضیه مرغا و عجلس دیگه

عیب نداره

بله ایشالله جوجه هات عزیزم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد