ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دستهای کوچکم را می آورم بالا
می شود خودت آن ها را بگیری؟
فقط نترس...بند بند انگشتانم از غصه ی دوریِ تو یخ بسته است...
و دلم ...
نمی دانم چرا سینه ام عجیب می سوزد... انگار گلوله ی آتشی درونش با خاطرات گذشته توپ بازی می کند... و خورشید غبطه می خورد بر آتش افروخته در قلب کوچکم...
آخر به خورشید بگو سوختن هم تماشا دارد؟؟؟
دستهایم را بالاتر می برم.. روی انگشتانم می ایستم تا مگر بیشتر به بودنت نزدیک گردم...
تو خود میدانی رازِ من و تو و شب و ماه و ستاره و سکوت را... وهیچ کس نمی داند چه شب ها که یک به یک خط می خورند از روی تقویم سرنوشتم،بدونِ او که باید باشد... و با تو که دلم می خواهد تا همیشه با تو باشد و به عشقِ تو خط بخورد و بایستم و به خود بگویم آآآآی بانو جان ببین یک روزِ دیگر هم تمام شد و داری نزدیک می شوی به روزِ وصال ... به روز زیبای آرمیدن در آغوشِ مهربان یگانه معبودت ... و چه وصالی می شود...
من محتاج، تو مشتاق و مرا غرقِ اشتیاقی بی وصف می گردانی مهربان آفریدگار بی همتایم...
چقدر دلم می گیرد این روزها... اشک دیگر میهمان همیشگیِ گونه هایم گشته است...شاید هنوز طاقتِ از کف دادن ها را ندارم... و شاید هنوز جای خالیِ کسی را احساس می کنم...
حالا دستانم را تا خود آسمان تا خودت بالا می آورم...
جز تو جز گرمای بی دریغت چه کسی می تواند رها کند بند بند انگشتانم را از این همه دلتنگی؟؟؟ دلم گاه برای تک تک مفصل هایش می سوزد... هنوز زیر نور خورشید عریان می گردد این سو و آن سو... و چه پناهگاهی امن تر از دستان تو خدای مهربانم...
و دلم را که نمی خواهم در این روزهای گرم، جانم را آتش زند چون جسمم زیر نور آفتابی سوزان..... اما می سوزد.تو خود ببین... تو خود دستت را نزدک تر بیاور تا بنگری که کوره ای اینجا داغ تر از خورشید دارد برای خودش شراره بازی می کند...
. کسی کاش دلش برای سوختنِ من می سوخت...
. کسی کاش می دید همیشه سوختن به نورش نیست که داغی اش طاقت فرصا تر از آن است...
. کسی کاش حس می کرد دلم دریا هم که باشد، در قبالِ این همه داغی می سوزد... تبخیر می شود و جز بلورهای سپید نمک برایش چیزی باقی نمی ماند...
. کسی کاش به چشمانم می فهماند اینجا تابستان است و بارانی نیست!!!
. کسی کاش به قلبم می فهماند اینجا خود آتش است... نیازی به گُر گرفتن و سوزاندن نیست
. وکسی ... کاش کسی دستانم را در دستانش می گرفت تا مگر آرام گیرد از این همه بازی با واژه به واژه ی هستی ....
اینها را ولش کن خداوندا
تو فقط دستانم را بگیر...
و قلبم را بگذار کمی در آغوشت تا مگر از حضور گرم تو آتشش را محار گرداند و سرکشی هایش را تمام کند و کمی معنای خنکای بهار را با وجودم مزمزه کنم و دلم اینقدر نسوزد و نگُدازد و چشمانم اینقدر نبارند و باران را شرمنده ی دانه به دانه شان نکنند...
دستانم را تا تو بالا آورده ام مهربان معبود بی همتایم...
بگیرشان ...
بگذار یکی از این کاش های همیشگی ام، دست در گردنِ یقین اندازد...
و به قول فروغ:
دستهــایــت را چون خاطره ای ســوزان ،
در دستـــان عــاشـق مــن بـگذار
بـــاد ما را با خود خواهـــد بُــرد
رگبار1: چه قدر دلم گرفته بود... گفتم بنویسم بلکه آروم تر بشه...
رگبار2: از مقداد و مهرناز ِخوبم خیلی ممنونم.به خاطر دیروز و امروز...
رگبار3: لینک دانلود دکلمه ی *باد مارا با خودخواهد برد* از فروغ فرخ زاد با صدای نیکی کریمی.
عجیب به حال من می خوره...
از سهبای عزیز هم ممنونم که منو با این دکلمه آشنا کرد
سلام آجی







انگاری اول شدما
من چقدر از این رگبار دومیه خوشم
اسمای توش خیلی آشناست
من برم متنتو بخونم آجی...طبق معمول
سلام عزیزم




بایدم خوشت بیاد خو
تو اسمت نازی یه نه مهرناز
اول شدنت تبـــــــــریک
سلام فریناز جان



دلت میگیره
میای اینجا
هر چی که تو ذهن و دلته مینویسی
بعدشم میری
اونوقت ما میمونیمو دلمونو نوشته های تو
شد من یدفه بیام اینجا، متنارو بخونم اشکم در نیاد؟
چیکار کنم از دست تو دختر؟؟
خیلی قشنگه.خیـــــــــــــلی
انقدر که دلم نمیاد برم دوس دارم بازم بخونمش
سلام نگین جونم


خب اینجا ننویسم کجا بنویسم؟؟؟
ببخشید خانومی... خب یه کم سطحی تر بخون گریه ات نگیره
چون درد من و تو مشترکه عزیزم
ممنون
آجی از این متنای مناجات با خدا خیلی خوشم میاد...عجیب به دلم میشینه...الان متنت خیلی به دلم نشسته...


میدونی آجی از اینجاش خیلی خوشم اومد که گفتی...
دلم گاه برای تک تک مفصل هایش می سوزد... هنوز زیر نور خورشید عریان می گردد این سو و آن سو... و چه پناهگاهی امن تر از دستان تو خدای مهربانم...
ممنون نانازیه من

آجی میدونی تک تک جملاتش مفهوم دارن؟
تو فک کنم خوب بگیری بعضی هاشو... زیر نور خورشید
اوهوم... خدا
تو خود میدانی رازِ من و تو و شب و ماه و ستاره و سکوت را...
اینو بیشتر از همه ی متنت دوست داشتم البته ادامه شم هست تا آخر پاراگراف
ولی ..
هیچی..
ولی چی خانومی؟
خب منم که همه متنو دوست دارم
من یا باید بیام اصفهان ازت نوشتن یاد بگیرم یا اینکه تو میای اینجا بهم یاد میدی

کدومش؟
اولی به صرفه تره واسه من
پس منتظر باش
باورت میشه حوصله نداشتم اصن آپ کنم ولی دلم خیلی گرفته بود...


رفتم این دکلمه رو از وبلاگ سهبا گوش کردم باعث شد بشینم بنویسم و یه دفه دیدم یه عالمه شد
حالا دوباره صدای گل مریم هم در میاد
نه دیگه تو بیا... چرا هی یادت میره من اصفهانی ام؟
عجب پی نوشتی زدی واسه تشکر


خوش به حالشونه ها
بچه ها خوش به حالتون
حقشونه


آخه کچلشون کردم حسااااااااابی
مهرنازم که دیگه فقط باید بهش بگم===»
گرچه نگین همین حوالی که تک تکه
آجی میگم این فروغ خیلی قشنگ گفته ها

به دلم نشست
اوهوم
به دل منم خیلی نشست...
حالا میخوام بقیه شم دانلود کنم... اگه قشنگ بود دوباره میذارم اینجا
دوتا غلط املایی ازت گرفتم، چون تویی هر کدومشو 0.25 واست حساب میکنم. سری بعد گذشت در کار نیستا
کدوما مقداد؟

خو میگفتی درستش میکردم
مگه قراره تو بگذری مقداد؟
آواتار نازی رو ببین، شبیه این اردکا هستن که وقتی سرت میخوره جایی دور سرت میچرخن
ی خورده بیشتر دقت کن
خیلی داری پاتو از موکتت درازتر میکنی یا
نگی نگفتی
دستانم را تا تو بالاآورده ام مهربان معبود بی همتایم ... تو خود بگیرشان و آرامشت را بر جانم بریز ....
سلام فریناز عزیزم . خیلی زیبا بود مهربانم . اشکهای من هم با نوشتار تو و با این آهنگ زیبا سرازیر شد ... کاش لحظه ای از او جدا نباشیم ... کاش ...
و آرامشت را در جانم بریز....
سلام سهبای نازنینم.ممنون از لطفت
امیدوارم اشک شوق بوده باشه نه غم...
امیدوارم
سلام دوست من
دلگیریتون و خیلی قشنگ احساس کردم
ایشالله که روزهای شادتون نزدیکه دوست عزیز
سلام شازده کوچولو
ممنون ... امیدوارم واسه شما هم همینطور باشه
سلام
ممنون بابت رمز
کاش خدا دستانم را بگیرد
کاش دستانم را به خدا میدادم برای همیشه
سلام
خواهش میکنم عزیزم
امیدوارم...
میگم امیدوارم واسه اینکه نگم کاش... واسه اینکه امید داشته باشیم که میشه دستامونو بگیره
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟


قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من ُ لیک غمی غمناک است
سلام فریناز عزیز
به احترامت و به افتخار قلمت می ایستم
خواندن این پستت باعث شد که در نهفته ترین باغ ها هم ،دستم میوه بچیند ...
و اینک در خمیدگی فروتنی درود می فرستمت ...
خدا نکنه شما غم داشته باشین آقا رفیق




سلامی گرم بر صاحب خونه ی خیالی
شرمنده ی بزرگواریتان مهربان
من و قلمم کجا و شما و کلام کیمیاتون کجا...
سرافرازم می کنین با حضورتون رفیق عزیز
آواتار مقدادو نیگا شبیه آرم شبکه ۳ میمونه فقط یه تختش کمه...عین خودش


البته جسارت نشه...همینجا عذر میخوام
آجی خیلییییییییییی خوب اومدی
مقداد آستینتو بتکون جواب بریز پایین
سلام
بعد خوندنش حس خوبی پیدا کردم
ممنون که مینویسی فریناز
سلام
خداراشکر
ممنون که می خوانی مهرداد جان
سلام فریناز جونم
عباداتت قبول عزیزم
وای پونه سلااااااااااااااااااااام

دلم برات یه ذره شده بود
به همچنین عزیزم
وقتی چترت خداست

بذار آسمون هرچقدر که میخواد بباره
خوابم نمیبره اومدم تو وبت دارم پیلده روی میکنم.
آواتورشو



نگین تو هنوز یه آواتور ثابت پیدا نکردی به دلت بچسبه؟
مگه وب من چارباغه؟
یا زیر پل کارونه که رژه می ری روش؟
خوش اومدی عزیزم
مرسی واسه لینک / بشدت دنبالش بودم :*
خیلی وقته لینکی عزیزم
لطف داری باران جون
اگه دستانی مهربان تر و نوازشگر تر از خدا پیدا کردی بیا به منم بگو باشه؟


نیست عزیزم...
اما یه جایی می رسه که دلت دست زمینی هم می خواد...
همون قضیه ی رازی که چند تا پست قبل گفتی
امیدوارم اشک شوق باشه رویا
نگرانتم...
درود بر تو پرفر و باشکوه


وقتی که احساس را چون کبوتری از دستان دل
رها می کنی
واینگونه در اسمان راز و نیاز به پرواز در میاوری
کاری نمیماند برای مثل منی
جز غبطه
واز سوئی غرور بخاطر خواندنش
دست مریزاد فریناز عزیز
به وجد آمدم از اینهمه لطافت کلام
این فرّ رو خیلی دوست دارم استاد




درود بر یگانه استاد وبلاگستان
اگر رهاتر از قبل بال هایم را درآسمان یگانه معبودم به دست باد سپرده ام، به لطف قدرت و قوتی ست که حضور شما مهربان بر جانم نشانده است...
و من با افتخار سر بلند می کنم و میگویم استادی چون شما دارم... به مهربانیه تمام استادان دنیا....
سپاس مهربان... سپاس که همیشه بودنتان را نفس می کشم...
سلام
خوبه که وقتی دلگیری می تونی بنویسی و اینقدر خوب ...
گاهی همین نوشتن دل رو آروم می کنه . امیدوارم دیگه دلگیر نبینمت ...
سلام سایه جون
همه چیز با دکلمه ی سهبای نازنین شروع شد...
دل من سخت، گیره... اما با وجود مهربانانی چون شما زمان هایی هست که همه چیز یادم می ره و شادی و آرامش جاشو میگیره
ممنون
آخ خدا .... چرا باید من همیشه آخر بشم ؟
آبجی یه پارتی ای چیزی ... رحم کن به این دل ما
اینجا عدالت نیست؟
نه عزیزم تقصیر منه!

آخه یه وقت دیدی روزی سه تا آپ کردم یه وقتم دیدی چند روز یه آپم نمیکنم
چشم این دفه واست آف میذارم
و اما چه ساده و بی ریاااا مینویسی ...
منم مثه همه به نوشته هات معتاد شدم! بیش از حد ... تو خونه ام ازت حرف زدم از بس که دوست دارم و خوبی آبجی
ممنون عزیزم



آجی زشته دختر معتاد بشه ها!
حالا نگفتی چی میکشی؟
مناجات یا شعر یا ...
ممنون عزیزم... شرمندم میکنی
آبچی چقد نوشته هات آرامش دهنده ست !
همیشه بهترین بودی و خواهی بود!
بازم پیشت میام!
آبجی یه چی بگم ؟؟؟
خیلی ماهی خیلی ... دوست دارم هوار هوار...
مهسا جون اینقدر منو لوس نکن


اونوقت دیگه خیلی پر رو میشما
منم دوستت دارم عزیزم....
هوار تا هزاااااااااااااااااار تا
لینک دانلود منظورم بود / اون که از لطفته بانوی مهربون من :)
لطف از شماست باران جان
سلام...
این چند روز می خوندمت بانو...
تنها سکوت ماند...و خوشحالم که تنها نیستی ....
برای همین هم ترجیح دادم که سکوت کنم....
سلام بانوی دریا



دلم برات تنگ شده بود
فاطمه هیچ وقت این حرفو نزن...
میدونی که بانوی دریا واسه من تکه...فقط فاطمه
وقتی فکر میکنم یکی با این دل زیبا و مهربون نشسته اینهمه با خدا حرف میزنه واقعا از خدا میخوام به دلش نگاه کنه و بهترین ها را در زندگی بهش بده
وقتی همه کس و کارت خدا باشه خب فقطم با اون حرف میزنی دیگه...

ممنون ندای مهربونم
همیشه واست بهترین ها و قشنگ ترین ها رو از خدا خواسته م...
زندگی که شایسته ی تو باشه
آواتور ثابت من همون دختر بچه س که داشت گریه میکرد اما گاهی واسه تنوع عوضش میکنم.
فک کنم هم چهارباغ باشه و هم پل کارون
آخه توی شب هوا خنکه پیاده روی میچسبه!
دیدم 33 پل خشکه به همون کارون نیمه خشک خودمون اکتفا کردم
بابا متـــــــــنوع


مخصوصا اگه چند تا آمپولم نوش جونت کرده باشی آره چرا که نچسبه
کارون آب داره؟
خب از امشب من میام اونجا مسابقه دو
تو هم بشین سرماتو بخور
بله داره





میگم فریناز اصفهخانی تو خجالت نمیکشی اومدی عیادت مریض اونوقت بدون کمپوت!!!!!!!
من تو ورودی شهرمون منتظرم که دیپورتت کنم
حالا جرات داری بیا
خوش به حالتون


نه خیلی وقته ترک کردم
خب تو بیا... من از کجا بنزین بیارم تا اونجا بیام تو این گرونی؟
اصفهخانی


چی نوشتم من!!
خواننده عاقله
خواننده که همیــــــــــــــشه عاقله
سلام فریناز جان .




حالت انگاری از من بدتره دختر .
حالا خوب هستی .
خدا را شکر هر وقت حالت بد بود تا میتونی مناجات نامه بنویس ما هم میخونیم عزیز
به ببین کی اومده



سلام ستوده جون
یه جورایی هنوز روبراه نیستم!
شما چطوری خانومی؟
آره نوشتن یه هدیه ست که خدا بهم داده تا یه کم آروم بگیرم...
شما هم که خیلی میای میخونی
آواترم کو کی برداشتش
.

چرا یادم رفت بذارمش من میخوامش خیلی دوسش دارم .
جودی ابوت مثل خودمه شیطون وپر جنب وجوش
دزده بردتش حتما

خب حالا خون خودتو کثیف نکن واسه یه آواتور
خوبیت نداره زشته تو در و همسایه یه زن داد و بیداد راه بندازه
آبجی از دست تو ....
نیشم تا گوشام باز بود که برم اول شم ... زدی تو ذوق
آخیش دلم خنک شد ...
خب دیگه

ما ایــــــــــــنیم
می توانیــــــــــــــــــــم
آبجی میگماااااااااااا تو باید به هرچی گیر بدی ؟؟؟
من نبودم ...
خب آره دیگه
من بزرگ ترتم
اصن اسم کی رو میخواستی بنویسی رو ابرا؟
آبجی من آپـــــــــــــم
دوس داشتی بیاااااااااااا
الان ۱۶ ساعت بعد از اینکه تو آپ کردی من اومدم دارم نظراتو جواب میدم
به نظرت چندمی میشم؟
به نام یزدان پاک
سلام بر تو،سلام بر تو که فروغ خوب میدانی
ریبا بود و دل نشین
دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه دیداری نه دستی از سر یاری مرا آشفته میدارد
چنین آشفته بازاری
شاد باشی و سربلند
سلام دوست خوبم
سپاس بابت حضور پرمهرتون
سلام آبجی فرینازی







آبجی چه دل عاشق و پاکی داری
هم چی رفتیم تو حس
خیلی باحال بود گفتی خدایا اینجا رو ول کن فقط دستای منو بچسب
سلام مهتاب جان


همچی رفتی تو حس؟
غرق نشی مهتاب
آره دیگه
خوشم میاد خواننده در حد المپیک ۲۲۰۰ عاقله
آبجی فرینازی این آدرس وبمه

دوست داشتی بیا
به چشم خدمت میرسیم
آبجیم این آدرس رمان دانلود




فقط وقتی میای آدرس نذارین مرسی
ممنون مهتاب جان
اونم به چشم
آره! اینجوریاس دیگه! من پامو رو موکت نمیزارم، رو فرش راه میرم. اگه جرأت دارین یکی یکی بیاین جلو تا بهتون قدرتمو نشون بدم(: چرا وایستادی عقب؟ بیا جلو دیگه(: راستی، ریز میبینمتون((:
بــــــله


همینه که هست
من که جلوتم مقداد! عینکتو برعکس زدی منو نمیبینی با این هیبت
اگه تو ریز میبینی ما اصلا نمی بینیمت
ی چیزی در گوشم ویز ویز میکنه، تویی فریناز؟(:
مگه نگفتم پاتو از موکتت بیرون نذار مقداد؟؟؟
من عادت ندارم با زنا کل کل کنم، برو داداشتو بگو بیاد
(شوخی کردم، ی وقت نگی بیاد میزنه مارو لت و پار میکنه
)
حالا فک کردی میمومد میتونست حریف تو و هیکلت مردونت بشه؟
واقعا؟ خجالتم نده آجی
یعنی داداشت از من کتک میخوره؟!
نه خیرم
از هیکل ضعیفت پس میوفته اونوقت حوصله اورژانس و دعوای بعدشو ندارم جون تو
یعنی من انقدر ضعیفم! پس واجب شد خودم بیام جلو و رقیب بطلبم ببینم کی میخواد بیاد دعوا
اصن چرا دعوا؟
بیخیال بابا
دعوا واسه بچه هاس
ما دیگه بزرگ شدیم
چه مهربون شدی یهو!! ازین به بعد به صورت مسالمت آمیز مشکلاتمونو حل میکنیم، اگه نشد چاقوکشی میکنیم(:
نه بابا


دیه ها گرون شده!
کجا بیارم ۹۰ میلیون بدم خونوادت آخه
چاقو نیازی نیست
بگم پخخخخ افتادی رو زمین
ای بابا
حسووووووودیمون شد
زیبا و حسودی؟؟؟
عمرااااااااااااااا
راستی یه سر بزن ببین آهنگ وبم خوبه اخه اهنگ بیکلام گذاشتی یکی از دوستام میگفت برا وبلاگ اهنگ بیکلام بزار
ولی من دوست ندارم
چشم خانومی
در اولین فرصت میام وبت
یه موقع هایی از صدای آدم ها خسته میشی
مثل الان من