آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

هنوز...

راستش را بخواهی هنوز به تو فکر می کنم


هنوز به اسم تو که می رسم بی اختیار، لحظاتی به احترامِ نبودنت،‌ سکوتـــــ می کنم...

هنوز بی محابا برای تو می گویم، برای تو می خوانم، برای تو قلمــــ می زنم

هنوز در دیدهای یواشکیـــ ام تو را با آن ها به قیاس می گذارم و تو... آری دوباره تو بر تک تک تارهای سیاهشان یکــ نفس می درخشی...

هنوز دلم برای آبتنی در دریایم تنگ می شود... تنگِ تنگــــ

هنوز روزها در سکوتی سختـــــ ، یکّه شناگرِ دریای فروخفته ام می شوم و با هر موج،‌سراغی از تو می گیرم..

هنوز نامت را چه خـــوبـــــ می شناسند اطلسی ها...

هنوز به احترامت شیپورزنانــــ تا عمق آسمان را کر می کنند از بوی دلــــ انگیزشان

هنوز دلم برایت بی اندازه تنگــــ می شود....باورش سختـــــ است اما هنوز در درکِ من، حجمِ تلخ نبودنت جای نمی گیرد...

هنوز سردی شبـــ هایم را با یاد تو استوایی می کنم...

هنوز دلم الفبای نامِ تو را اول از الفـــ و بـــ و پـــ جای می دهد

هنوز چای خاطراتمــ را با قند یادِ تو بر جانم سرریز می کنم...

و هنوز... آری هنوز چون نخستین روز شکفتن قلبــــ کوچکم، ناباورانه دوستــت دارم...


مگر می شود به تو فکر نکرد! اصلا مگر می شود تو، نباشی؟؟؟



باور کن



هنـــوز


درهـــر نفســم


یادِ تو را استشمــام می کنم


http://s2.picofile.com/file/7169926127/424177699177852.gif


نظرات 31 + ارسال نظر
نازنین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 19:20

هنوز....

نازنین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 19:27

خیلی خوبه وقتی کسی رو داری که وقتی بهش فکر میکنی
روحت پرواز میکنه
این خودش یه نعمته

خیلی خوبه... اما وقتی نیست چه فایده!

میدونی نازنین اشتباه آپ کردم اینجا بعدشم که منتشر شد تو خبرنامه ها دیگه نمیشد کاریش کرد کجاشتم بمونه

از دست این حواسم

گل مریم شنبه 7 آبان 1390 ساعت 19:31

خودت از این که انقدر وابستگی قلبی و ذهنی داری چه احساسی داری؟! فکر کن ببین تهش خوبه!

احساس خوب...خیلییییی خوب


من به پایان نمی اندیشم
که همین دوست داشتن زیباست...

مهرداد شنبه 7 آبان 1390 ساعت 20:17 http://Friendly90.blogfa.com

تویی یار من و یار دگر را از چه میخواهم
به تو مشغولم و کار دگر را از چه میخواهم
همه فکرم تویی،ذکرم تویی،هوش و حواسم تو
تویی یار من،افکار دگر را از چه میخواهم
نبندم دل به کس زانکه دلداری نمیبینم
تویی فکرمن افکار دگر را از چه میخواهم
تویی روح و روان من تویی شرح و بیان من
همه حرفم تو،گفتار دگر را از چه میخواهم
تویی یار من و یار دگر را از چه میخواهم...

ممنون مهرداد
شعر خیلی قشنگی بود و می خورد بهش...

مهرداد...
دیدی دوباره نوشتم!

بانوی شرق شنبه 7 آبان 1390 ساعت 21:29

هنوز در اعماق تاریکی شب هایم٬خواب های رویایی را برایت آرزو میکنم
هنوز تو را می خوانم و می خوانم و می خوانم٬ و می دانم که تورا از بر هستم
هنوز دلتنگیهایم اشک تو را نقاشی میکنند
هنوز دلم برای روزهای دی تنگ می شود٬برای قدمی سرد ولی با هم
هنوز به دیوار اتاقم تصویر چشمان تو را بوسه باران میکنم
هنوز٬هنوز٬هنوز ....
هنوزم من بی رحم ترینم در برابر عشق تو
هنوز هم باران تدایی اسم آسمانی توست...چقدر تشنه م
هنوز مینگرم به باتو بودنی که چه زود بی تو شد...
هنوز هم دلم سخت در پریشانی تو می تپد
هنوز هم هرم نفسهایت٬ می تواند دست های یخ زده م را گرما بخشد...
هنوز .....

هنوز خواب تو را می بیند... رویایی از رویایی ترین رویای شرقی

قربون دستای یخ زده ت برم رویا

چه خوب میفهمی و ادامه می دی عزیزم

ممنون

گل مریم شنبه 7 آبان 1390 ساعت 22:08

به هر حال... شاید هوا خیلی ناجوانمردانه دو نفرست! به نظر من این احساس فقط می تونه درد و رنج تداعی کنه، همین!


اینش مهم نیست... مهم اینه که هوایی هست

نه عزیزم... خیلی از درد و رنجا بودنشون خوبه... البته بازم تا یه جایی

نگین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 22:40

کاش مخاطبای مشترک نداشتیم تا منم میتونستم نظرمو رک بگم

مخاطب مشترکه که نمیاد

بگو
بیخیال

مگه دنیای واقعیه که نمیگی خانومی؟

نگین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 22:43

فقط یه چیزی میتونم بگم فریناز

این عاشق بودن و عاشق موندنت برام قابل ستایشه !

یه بهمنی عشق اولش هیچ وقت یادش نمیره
حتی اگه هیچ وقت بهم نرسن!

یه حسایی هست که واسه همیشه جاودانه میشه نگین

نگین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 22:46

کامنت بانوی شرق رو خیلی دوست دارم و بیشتر ازون متن قشنگ تو رو فریناز

ایشالا که این قلمت روز به روز پر رنگ تر بشه

رویا استاد هممونه عزیزم

ممنون ... دلنوشته بود...
خیلی خوبه که به دل تو هم نشست بانو

بانوی شرق شنبه 7 آبان 1390 ساعت 22:55

هنوز تقویم را ورق میزنم تا به روزهای باتو بودن برسم
تاریخش ما امسال نیست
مال همان سالی ست که بی پروا در کنارت قدم برداشتم

هنوز هم شیشه ی بخار گرفته ی اتاقم رد دست های توست

هنوز هم سرما سکوتم را می بلعد دیگر سخنی نیست
تنها نگاه است و نگاه

هنوز برای کودکان شهرم قصه ی دخترک سنگدل را میخوانم

هنوز موسیقی قدم هایت را فریاد می زنم

هنوز٬هنوز٬هنوز...
هنوز هم فاصله است
بین من و دنیایی سرشار از تو

بگو تا چگونه بدانمت؟بخوانمت؟
بنگر
عاشقانه بنگر
هنوز هم با باران
به با تو بودن می اندیشم

بهانه م شدی
و هنوز من پی بهانه م

هنوز تنفس میکنم هوای این شهر مسموم را
تا به هوای تو برسم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرمنده فرینازی
با این موزیک قشنگت اختیار دستامو ندارم
فقط می نویسم

رویااااااااااااااااااااااااااای شرقی

چه میکنی امشب با من تو بانو...
چه میکنی...

هرچی حرف ناگفته دارم مینویسی و می باری و میگی و می پاشی به دلم بانو...

واژه به واژه اش برام طراوت بارونی رو داره که هنوز طمعشو نچشیدم عزیزم...

به احترامت بلند میشم و سکوت میکنم...

آروم میشی عزیزم...
گاهی نیازه آدم فقط یاد هنوزهاش بیوفته...

نسرین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 23:46 http://cloudy2010.blogsky.com

شب را دوست دارم
چرا که در تاریکی چهره ها مشخص نیست
و هر لحظه این امید در درونم ریشه می زند
که آمده ای ولی من ندیدمت

تو آمده ای اما ندیده ام تو را...

نمیدانم چرا عطر تنت نیز بر مشامم نمیرسد...

اما میدانم تو می آیی...

میدانم تو خواهی آمد...

نسرین شنبه 7 آبان 1390 ساعت 23:50 http://cloudy2010.blogsky.com

در تکرار هنوزهایم هنوزهایت گم می شوند ...
اگر رفتی در را پشت سرت ببند
من زودتر از تو رفته ام
به خوابی عمیق

و خواب؛ خود شروعی دوباره برای صرف مجدد هنوزهای چندباره...

هنوز به خواب عمیق یاد تو فرو نرفته ایم...

نازی یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 00:32

ترجیح میدم حرف نزنم


فقط گل مریم خوب میگه همین


واسه چی حرف نزنی!

دوباره شما دو تا دست به یکی کردین؟

شکیبا یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 02:27

اومدم سلامی عرض کنم به دوست مهربانم

سلام فریناز جان

سلام به روی ماهت شکیبا جونم

خوش اومدی

سایه یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 07:53 http://shadowplay.blogsky.com/

هنوز نامت را چه خوب می شناسند اطلسی ها...

زیبا ! همه وا ژه ها یت با دل بارونی ام همبازی شدند.

ممنونم فریناز عزیز

می دونی که دوستت دارم گلم !

سلام سایه ی عزیزم
و دلت مثل همیشه سرافرازم می کند با پیروزی اش بانو

منم دوستت دارم بانوی سایه ها

ر ف ی ق یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 09:06 http://www.khoneyekhiyali.blogsky.com

سنگین و خاموش است او
چون درد ، چون نبودن
اما من باز هم او را عزیز می دارم
این شکاف را
که زخم مهربانی دریاست
جنون دریا
بامن
که مجنون خاکی ام
الفتی جاودان دارد
و من می مانم از کلام
آنگاه که آب از خروش می افتد
دریا غروب زمزمه ها نیست
دریا طلوع صدای من است
سلام بر فریناز عزیز
حال و هوای مرا دریایی تر کردی
سپاس از تو و از دلنوشته ات

اما من باز هم او را عزیز می دارم ...
...

سلام بر رفیق مهربانم
و شما هر آنچه در بغض گلویم گم گشته بود برای دل بارانی ام هجی نمودید...

و همیشه مرا تا عمق دلنوشته هایم سوق می دهید...
سپاس فراوان از این همه توجه و درک بالا

دونده ای بدون پا یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 09:10 http://www.mycolddays.blogsky.com

سلام مهربون
چه آرزوی قشنگی برام کردین. صمیمانه تشکر می کنم

راستی قلم بسیار شیوایی دارین
سلامت باشین

سلام گرامی
امیدوارم برآورده بشه...

ممنون... مثل شما..

هر روز بهتر از همیشه باشید بانو...
سالم و سلامت

محمد یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 09:32

آجی اینجوری که من مطلع شدم این از اون پستهای توقیفی بوده که از زیر دست ارشاد آجی فرار کرده آپونکی شده
مگه نه؟!
پستهای آجی همیشه خوندنیه وای به ححال توقیفیهاش

شما از کجا مطلع شدی اونوخ؟

آره دیگه از دستت سُر خورد افتاد تو رگبار. بعدشم خیس شد دیگه کاریش نمیشد کرد

اونا دُزش یه کم بالاتر از اینه

محمد یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 09:36

مگر می شود به تو فکر نکرد
اصلا مگر میشود تو نباشی؟؟؟
اینو با برداشت خودم خوندم
حس خاصی داره که اینجا اسمایلش پیدا نمیشه

منم ورای برداشت یه شخص اینو نوشتم...

اصلا نمیشه یه متنو با توجه به یه نفر نوشت...

کلا هر کس یه برداشت خاصی داره..
این ایهام جمعی رو دوست دارم

خب یه اسمایل بساز... تو که تو کار طراحی محمد

سهبا یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 09:40 http://sayehsarezendegi.blogsky.com/

سلام .
جانم با این عاشقانه زیبا . زندگیت سرشار عشق باشد نازنین دوست داشتنی ام . لبهایت پر لبخند ، دلت شاد .

سلام بانوی نرگسم

سپاس ... گل خنده و نور امید بر دل و قلبتون جاودان باد بانو جان

مائده یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 13:09 http://lootoos.mihanblog.com

من هوای بارونی رو خیلی دوس دارم این روزام خیلی بهم خوش میگذره چون همش هوا بارونیه

وقتی میام وب تو شدیدآ حس بارون بهم دس میده اسم وبتم خیلی بهش میاد

کلآ وبلاگت بهم ارامش بارونی میده

همیشه بارونی باشی اروم و نرم و لطیف
چون
در ترنم باران علف هرز و گل سرخ یکیست


به روز شدم بیا
یه نظر اساسی و کاربردی هم برام بذار...

ممنون لطف دارین

واللا من وقت کنم چشم اما وقت نکنم شرمنده

اینقدر درسام زیاد شدن که به زور پیش دوستای لینکیم میرم

در ضمن خواهشا این جمله آخرو حذف کنین تو نظراتون
من خوشم نمیاد کسی وجود منو واسه نظر گذاشتن بخواد!

بانوی شرق یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 14:15 http://royavash.blogsky.com

هنوز جاریست عطر تو در عمق لحظه ها
هنوز پیداست عکس تو در برف شیشه ها
هنوز سبز است جای تو در جان زندگی
هنوز دست هایت ساقه ی مهربانی ست
هنوز دلم میخواهد دنیا رنگ دیگری بوذ
هنوز ایستاده م٬یکه و تنها٬ تمام شب
هنوز می شنوم از برگ آواز ماه را
هنوز گیاه خواب می شود به ترانه آب
هنوز میچکم چون اشک در پای چشمه از ذوق رسیدن
هنوز....
من هنوز هم از نور حرف میزنم
از نفس٬از جان زنده٬ از غرور...
و گم می شود نغمه هاو صدای من

هنوز...
آسمان ٬ماه ٬نسیم٬ سحر٬شب
روح در جسم جهان نجوا میکنند
و من...
هنوز هم من درهای رهایی را بسته م
تا به نسیم سخنی٬بگشایم پنجره را

هنوز صنوبرهای یاغ به گوش هم غزل نجوا می کنند
هنوز مرغ دریا٬دور می شود ز ساحل به شوق یار

هنوز
من در کنار دریا با آب همزبان می شوم...

تو هم مثل رفیق عزیز تمام هنوز های خفته تو گلومو چه خوب هجی میکنی رویای شرقی

هنوز من در کنار دریا با آب همزبان میشوم

و هنوز شب ها ستارگان آسمان نام تو را از زبان من بارها و بارها و بارها می شنوند...

تو کیستی که اینچنین هنوز هایم پر از توست...

پر از بودنت... پر از روحت ...
پر از عشقی نافرجام...
نه بهتر است بگویم عشقی جاویدان


باشو یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 14:16 http://13365686.persianblog.ir

سلام فرینازجون کجایی ؟ غیبتت طولانی شده جونم .ازیادت رفتم؟ چه جالب!http://13365686.persianblog.ir

میام خانومی
به خدا اصلا وقتشو ندارم

نیلوفر یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 22:26 http://nilofar20.mihanblog.com/

وقتی میگیم خدا کند که بیایی

شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید . . .

اللهم عجــــــــــل لولیک الفرج

عالی بود...
ممنون واقعا دوست داشتم این جمله رو

آمین

کوروش یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 22:47 http://www.korosh7042.com

به دریا بنگرم دریا ته وینم
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به هرجا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم

درود بر استاد عزیزم

سپاس کورش مهربان....
و این شعر رو چه قدر دوست دارم... در وصف خداوند مهربانم

نگین یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 23:02

یه کامنت دیگه داده بودم چرا پاکش کردی شیطون؟؟؟

من که هیچ چی رو پاک نمیکنم

نگین یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 23:06

اشتباه شد معذرت میخوام
اون کامنت رو توی پست پایین نوشته بودم

یه بسته گرد و غبار سفارشی فرستادم واست
دیگه نمیدونم میرسه دستت یا نه!
مال بد بیخ ریش صاحابش؟؟
باشه!!

بالاخره یه روزی گذرت به اینورا میفته دیگه

دیدی گفتم من بچه ی خوبی ام

نه چیزی که نرسید

نه بابا مال خودت
ما از این هدیه ها نمیخوایم


انوخ منو میکشی؟ آره؟

میدونستم این لوکی لوک یه روزی منو شهید میکنه
ای خدااااااااااااااا

سها دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 17:57

ای بانو جان. من که نخواستم برم وسط اتوبان
گذاشتنم. این نوشته کلا یه تمثیله از حال این روزهای من. از سرگردانی و روی لبه تیغ راه رفتنم.
راستی اپ کردم. باید بیای و دعا کنی...

کی گذاشته تو رو آخه؟

چرا حالت اینطوریه سها؟

آخه این همه سرگردونی دلیلش چیه؟

لبه ی تیغ!
کوتاه بیا بانو جان...کوتاه بیا

الان میام

یکتا ی ناصح دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 21:25

هنوزت تو حلقم
اشکالی نداره
تا باشه ازین هنوزای یواشکی
فقط سی سی یو نشی
بذار خاطره ها خاک بخورن
اونقدر که برن و دیکه برنکردن
دوباره شروع کن که سهراب میکه:

بشت سر باد نمی آید
بشت سر مر غ نمیخواند
بشت سر خستکی تاریخ است

هر جی میکشیم ازین حافظه س و ازین کذشته

یکتای ناصح!


چشم خانوم ناصح
عمل میکنیم به حرف شما و سهراب

اوهوم...

رضا چهارشنبه 11 آبان 1390 ساعت 00:22 http://WWW.SEDAYEKHASTEYEBARON.BLOGSKY.COM

اصلا مگرمیشود نباشی..؟؟
خیلی دلنشین بود

ممنون...
شما دلنشین خوندین

ندا چهارشنبه 11 آبان 1390 ساعت 11:48 http://www.neday-zendegi.blogsky.com/

دلتنگی های دل تردید پذیر نیست

نفهمیدم یعنی چی ندا جون!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد