ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
من بودمو
دو پایی که برای من بودند
و جاده هایی پر از چنارهای سر به فلک کشیده
کجای جغرافیای زمین بودم من؟!
چشمانم را بستم
قطب نمای دل به سوی تو
و شمال دنیا
تجسـّم آغوش دلدادگی ها
تا تو خواستم که بیایم
هر آنچه راه را
هر آنچه چاه را
هر آنچه زجّه های بی امان را
تا تو خواستم که پیاده،
پا برهنه،
رهای از پای افزار تنگ غرور و تیغ زبان،
بدور از فریادهای کهنه سرای سرنوشتو زمان،
بشتابم...
دل نشانه می رود آن جاده ی بی پایان را
می دوم در آغوش امن حادثه های خیال
خیال تو که باشد
جان را چه خواهم جانا!
رقص کنان
چون تاب بنفشه های خندان
مملو از عطر خوش مریمان سپید سر ایوان
تا تو می شتابم
پیاده
رها
آرام
بی صدا....
زیبا بود ...
احساست نداشتم رو برانگیخته کرد
امید که احساساتتون متولد بشن
آخ جوووووون بازم اووووووول
یه جورایی بله اول شدی

چه خوبه که خیال ها هستن وقتی تحمل واقعیت اینهمه سنگینه...
خیال حضور حبیب...
محشره لیدوما این خیال...
ااااه


فقط چند ثانیه کم آوردم
این نیما از کجا پیداش شد یهو
گفتم که امین!
اول محسوب می شی توی دوستان
یه چیزی هست به اسم اسپم
اشکال نداره من بچه قانعی هستم


خب این مطلبت که حرفات با خدا بود.جایز نیست چیزی بگم در موردش
چه حس قشنگی داری
امیدوارم همیشه در همچین آرامشی باشی
پروردگارم...
واسه تو هم آرامش می خوام...یه آرامش از جنس حضور حبیب
جاده. ..جاده ای که مسیر و همه همراهانشان حتی خلاف جهت اینمنم حرکت کنند من دون خون جاری شوم در این جاده ای که بوی خداییی و بوی بندگی میدهد...برای چون من هیچ و برای ما چون همه چیز...باز دریای دلم طوفانیست آسمان کسلم بارانیست...عشق بازی نه ببه آن آسانیست...بوی 'پیراهن یوسف نرسید اما میوزد باد و هجرانیست...
سلام چقدر عالی نوشتی...سلک نوشته های قدیمیت همینجوری بودش...
خیلی خوشحالم گروه راک هامان مجوز گرفت از ارشاد یکی از آهنگ های آلبوم گل یخ کورش یغمایی رو به صورت کلیپ بازخوانی کنیم البته من باید خودم رو برسونم تا بتونم بنوازم...خداکنه از پس یر بیام...
فرقی نمی کنه...خون باشه یا جون....سرد باشه یا گرم... هموار باشه یا سخت....مهم اینه که آخر جاده؛ اون ته تهای جاده به بیکران ها می رسه....به خدایی می رسه که برترین هدف من و تو و تمام انسان های زمینه
کافیه دل بکنی و رها کنی یوسف جونتو... اونوقت باد مژده ی میده و پیراهنی که چشمای کور اشکو هجرانو به وصال نور می بخشه و دوباره زندگی لبخند می زنه
سلام
آره
درست سبک خیلی قبل تر ها...دلم واسه اون روزام تنگ شده بود فرشاد
ایشالله که بر میای.مطمئنم که می تونی
جاده. ..جاده ای که مسیر و همه همراهانشان حتی خلاف جهت این منم حرکت کنند من چون خون جاری شوم در این جاده ای که بوی خداییی و بوی بندگی میدهد...برای چون من هیچ و برای ما چون همه چیز...باز دریای دلم طوفانیست آسمان کسلم بارانیست...عشق بازی نه به به آن آسانیست...بوی 'پیراهن یوسف نرسید اما میوزد باد و هجرانیست...
سلام چقدر عالی نوشتی...سلک نوشته های قدیمیت همینجوری بودش...
خیلی خوشحالم ما مجوز گرفتیم از ارشاد یکی از آهنگ های آلبوم گل یخ کورش یغمایی رو به صورت کلیپ بازخوانی کنیم البته من باید خودم رو برسونم تا بتونم بنوازم...خداکنه از پس یر بیام...
با اینکه دوباره نوشتی اما بازم جای ویرایش داره
راستی اگه بازم خوندی آهنگشو بم بدیا
آجی جدیدا چرا انقدر نوشته هات عمق پیدا کردن؟











آدم میخونه اول اینجوری میشه
بعد اینجوری میشه
بعدشم اینجوری میشه چند بار
آرامش خاصی داشت مخصوصا اون چند کلمه ی آخرش...
آجی یا تو نوشته هات فرق کردن یا من نگاهم عوض شده
به هر حال
عمق...


تازه شده مثل خیلی قبل تر ها آجی
مرسی لطف داری عزیزم
این که فرق کردنو کاملا قبول دارم ...حتی می خونمو ضبطشون می کنم
ولی خب نگاه تو هم عوض شده
نگاه تو هم عمیق تر شده آجی
همه چی برمیگرده به رهایی و شروع یه نذر جدید
آجی منم نوشته هامو میخونمو ضبط میکنم


چه جالب
نذر جدید آجی؟
منم الان در حین ادای نذر جدیدمم
نذرت پیش پیش قبول
یه زمانی جمعه هامو می خوندم...حتی چهلمیشو با وجودی که سخت سرما خورده بودمو صدام مث غاز شده بود خوندمو ضبط کردم
اما
گوشیمو فرمت کردم تمامش پاک شده بود....اینقدر دلم سوخت آجی!
ممنون
از تو هم به همچنین قبول باشه
سلام فرینازم
سلام مریمی
آرام
رها
بی صدا
تا افق
تا ...
تا بی تا ترین تای دنیا...
درست خوندم؟

نذر جدید؟
پیشاپیش قبول باشه
فک کنم کامنتا رو دقیق تر متن می خونیدا
قبول حق
می شود دوباره دریـا شد .. به عمق دریا رفت .. در آنجا خانه ای چوبی ساخت و تمام مروارید ها را مال خود کرد ! :)
می دوی به آغوش امن حادثه ها ! ..
قاصدک هم می رقصد ..
می خواند ..
تا تو را در آغوش بکشد !
+چقدر زیبا بود ! خیلی دوست داشتم
خانه ای از چوب
گل های شکفته ی صدف
و لبخند مرواریدان سپید...
+ تو هم زیبایی دریا
خیلی خیلی
خوشحالم
اینبار اگر دوباره تو بودی و دوپایی که با تو بودن
دیگر نه به جغرافیاش فکر کن
و نه به قطب نما را نگاه کن....
اونجا همه زمین از با همه جهت هاش...
سلام فریناز
خوب بود.....خیلی خوب.
می گذارم خود بیاید...مرا در گم ترین جغرافیای هستی پیدا کندو با خود ببرد تا دورهای دور...جایی کنار نفس های همیشگی خودش
سلام فرداد عزیز
ممنون لطف دارید
گفت بگم زیاد عجله نکن و با شتاب لازم نیست بیایی
اینجا شلوغه و همه تو صفند
تا اخر وقتم نوبتت نمی شود
گفت بگم همراه دم کلفت داشته باشی مشکلی نیست بیا
حالا کی خواست تو صف بایسته!
قابل توجه شما نوبت از قبل داشتیم
کنار لطفا
زیبا بود

پر از آرامش
پر از خدا
پر از فریناز...
پر از فریناز...
نمی دونی فاطمه
از چی به چی رسید
متنو می گم! نه فرینازو
همه چیزم را فروختمـ


همهـ آنچهـ که مرا به یاد تو می انداخت
جز آن صندلی ته باغ را
هنوز هم بروی آن می نشینمـ
و منتظر آمدنت می مانمــ...
چه انتظار زیبایی
مرسی مریمی
پله پله تا ملاقات خدا
پله پله تا بی نهایت...
خدا به بنده ش گفت :این جاده زندگیه حرکت کن ومطمئن باش که من پابه پای تو میام وتنهات نمیذارم..
بنده جرأت پیدا کرد و قدم گذاشت تو این جاده ..
تمام مسیر 2ردپا دیده میشد و بنده خوشحال از اینکه خدا پابه پاش میاد تا اینکه یه جای سخت وناهموار ردپا یکی شد بنده اعتراض کردو گفت خدایا چرا تنهام گذاشتی؟
خداگفت:بنده عزیزم اینجا مسیر خیلی ناهموار بود ومن تورا در آغوش گرفته ام!
میبینی چه خدای مهربونی داریم؟!
خدا خیلی مهربونه رها جون
ممنون بابت این متن زیبا
اوهوم
با سینا موافقم
پله پله تا ملاقات خدا
پس با جوابشم موافق باش
خیلی عمیق بود نوشته ت

متنایی رو که واسه خدا مینویسی دلم میخواد چند بار بخونم
خیلی خوب بود خانومی
میگم نگین درست میگه ؟!
نذر جدید داری؟!
راستی من اون نذر قبلیمونو از اول عید شروعش کردم دوباره
من آخر میترسم شماها غرق شین اینجا ها!

نگین؟ راست می گی؟ من نذر دارم؟
عمقش چند متره مگه؟
اونم از جواب کامنت نازی خونده
خوش به حالت
من که هنوز نتونستم شروع کنم دوباره
ولی اینقد دلم می خوااااد
زمانی من هم می خواستم به سوی خدا بشتابم
رها
ارام
شروع کردم و همه جا به امید یافتن او سرک کشیدم
هر چه گشتم اما خدای درون ذهنم را نیافتم
خسته که شدم،خدا را که صدا زدم،با او که حرف زدم
فهمیدم اشتباهم را
اکنون این منم
و خدایم که در این نزدیکی است...
سلام
وبلاگ تان خیلی زیباست..
تا نری و نگردی خدای نزدیک تر از رگ گردنتو حس نمی کنی و نمی بینی...
ارزش انسان به میزان گشتنو جستجوهاشه
سلام یگانه جون
خوش اومدی گل دختر نرگس بانوی وبلاگستان
ممنون از حضورتان در سرای کوچک من
)
(من همان یگانه ی بالایی هستم
آخه کی جرئت داره یگانه خانومو نشناسه ؟
سلام فریناز عزیز
عالی بود
سرشار از عشقی زیبا و واقعی و درک حضور معبودی محبوب
این ایام رو بهتون تسلیت می گم
وبلاگت و دل نوشته هات و شعرهات خیلی به دل می شینه
واقعن رگبار آرامش رو احساس می کنم
موفق باشی عزیزم
سلام بر صاحبان زلال شب های نقره ای
سپاس.چشمان دلتون زیبا می بینن گرامی
راستی شما ئاگرین هستی یا ئاسو؟!
تسلیت منو هم بپذیرید.
به همچنین
اهان ! گفت بگم ضمنا گزی ها هم خارج نوبت پذیرش می شوند
پس بالاخره راز خارج نوبتیه ما رو هم متوجه شدید جناب!
سلام
دریای مهربون
سلام ابجی عزیز
رسیدن به خیر ببخشید که دیر اومدم اخه فکر نمی کردم به این زودیا از مشهد بیای الان که اومدم دیدم اوووووووووووووه خیلی وقته اومدی میگم رفتی مشهد سوسوک کردی اومدی

اخه خیلی سخته
راستی مرسی که به یادمون بودی و دعامون کردی ابجی گلم
راستی ابجی من این متن هرچی می خونم سر در نمیارم میشه یکم ساده تر بنویسی عقل داداشیت هم بکشه
سلام داداشی مهران گل
کنگر نخورده بودم که لنگر بندازم خو



جای شما خالی
5 روووووز کم بود واسه مشهد؟!
إ فهمیدی به یاد تو هم بودم؟ باهوشیا.به خودم رفتی انگاری
عادت می کنی.یه چند باری بخونی موتورت روشن می شه حسااااابی ویراژ می دی
امتحان کن
ضرری نداره ها
با تو از دریا هم هراسی نیست
وقتی که پا بر دلم می گذارم
به دشت جنون و عشق دریایی تو می آیم.
با تو آلاله ها هم می رقصند.
با تو دریا پر از دیدنی بود
شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران
در کنار تو بوسیدنی بود...
منو بردید تا امید
سلام الهام عزیز
و عشق
در ازدحام کوچه های بی نفسی
غرق اشک می شود...
سلام
دلنشین بود چون عطر گلهای سرایوان
واین ایوان چه ایهام قشنگی دارد
دست مریزاد
سلام جوجه اردک زیبا
چه خوبه که یک نفر فهمید ایوان ایهام داشت...
دست مریزاد به توجه شما جناب
من یک مدت با نام ناشناس برایتان کامنت می گذاشتم...و شما مرا نشناختید(به کامنت هایی که مربوط به پست برای تو و زمزمه های گاه گاهت بود مراجعه بفرمایید)
به به پس اون یگانه خانوم بوده

خب حالا شناس نظر بذار
اینجا که لولو خورخوره نداریم یگانه جون
داریم؟
Unknown_Artist_-_Unknown_Album_-_02._Track_2.mp3
اجرا نمی شه مهرداد!
امتحانش کن ببین
الان من می خوام خو این آهنگو
"دل نشانه می رود آن جاده ی بی پایان را
می دوم در آغوش امن حادثه های خیال"
اینجاش رو دوست داشتم
اخه میدونی چیه فریناز اون سایت پیکو فایل که بهم گفته بودی و اونجا آپلود میکردم الان دیگه ثبت نام میخواد
برای همین اینجا آپلود کردم.
برات ایمیل میکنم
مرسی
بیا بلاگ اسکای مهرداد اونوقت دیگه واسه پیکوفایل ثبت نام نمیخوای
تاااازه خیلی یم بهتره بلاگ اسکای
سلام فرینازم !

دریای ما طوفانی شد بالاخره
ممنون عزیز :* من هم لینکت کردم ..
سلام دریایی

پس می شتابیم به سوی موج های خروشانش
مرسی.افتخاره بانو
سلام
فک کنم بار دومه که به وبلاگت سر میزنم
راستشو بگم دفعه ی پیش مطلبت رو نخوندم طولانی بود!اما این بار خوندم
خیلی قشنگ بود
من از دیالوگ های بین خودم و خدا خوشم میاد
پیش ماهم بیا،
سلام
نظر لطفتونه
چشم خدمت میرسم
فوق العاده بود...و حس خوبی بخشید!
خوشحالم...
خوش اومدین
سلام
واقعا مرسی و ممنون ازبن همه لطف شما به من و مرسی از تبریک تولد [گل]
بهترین روزها و برآورده شدن آرزوهاتون رو خواستارم...
به امید روزهای سرشار از خوشی برای تو[گل]
سلام
باز هم تولدتون رو تبریک می گم فرشاد خان
ممنون و به همچنین
سلام.
از همه بیشتر از این قسمتش خوشم اومد:
خیال تو که باشد
جان را چه خواهم جانا!
سلام
خیال تو که باشد...
خیلی قشنگ نوشتی فریناز جان
راستی یه عکس گذاشتم در ادامه مطلب برای تو ! بیا ببین عزیز
مرررررسی سایه ی مهربونی ها

الساااااااعه خدمت میرسیم بانو
احتمال میدم در رابطه با همون یاسای زرد باشه
شب قشنگ بهاریت بخیر فرینازم
اینجا قرار نیست آپ بشه؟
مرسی مریمی
آپ هام همش میره تو چک نویس
همش بغض داره
میخوای بذارم؟
تمام غصه هات به جون دشمنت
هر جوری باشه ما قبولت داریم که
خدا نکنه گریه کنی چی شده مگه؟
حکایت حکم و شکستن حکمه...
حکایت خواهش بارون از آفتابی ترین آسمون دنیاست
حکایت اعجازه واسه آرامش اشکا بانو
جون دشمن هم دوووم نمیاره