آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ
آرامش ِ پنهان

آرامش ِ پنهان

ღ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ღ

تولــد در تولـــد در اردیبـــهشت

همان روز بود که تا ابتدای بودنی از جنس انسان سفر کردم! رفتم به استقبال بوی تازگی اجناس...رفتم به جنگ هرج و مرج احساس...رفتم به هیاهوی انعکاس اضلاع الماس! و دانستم می توان به ابتدای بودن رسید...بودنی که از شبی با شور و نور و سرور و عروس سپید پوشو داماد سراپا شوق آغاز می شود...

پس از آن رفتم تا شتاب عرق های سرد...رفتم تا دیدن جان دادن انسان و سرعت بی حد عشق در جاده های زندگی برای جنگ میان مُردن و ماندن! و جانی دوباره یافت آن را که من دیدم...و شب گذشته امنیتی میان دردهای جانفرسایش هویدا بود که عشق چونان تنه ای ستبر بر دامان ضعف نفس هایش تکیه گاه جان گشته بود...

این روزها نظاره گر جوانه زدن بستری برای روییدن گلی در میان گلستان جهان بودم، تا جنگ برای ماندن و چیده نشدن از گلسرای هستی، و جشن فوج فوج آلاله های فارغ از عشق و شدیدا عاشق را!


این روزها خواهرانگی اش بر من شوری دوباره بخشید و جانی تازه بر پیکره ی پر از دردم نشاند که دانستم چقدر می شود مهربان بود و چقدر می توان در عمق احساسی ناب و تازه غوطه ور شد... ممنون گل همیشه بهارم

این روزها زیباترین رویای تعبیر شده ی نیلوفری در میان مرداب را به تماشا نشستم و چقدر شادمان گشت وجودم از تپش سومین سالگی گلی به بوی خوش طاهای آسمانی...


این روزها از همین حوالی تا آسمان سفر کردم و دیدم پری رویی در میان حبابی از جنس باران بر زمین سرد آدم ها چه مستانه می بارد...و در میان رقص انوار طلایی رنگ آفتاب چه دلبرانه می درخشد؛ و نگین نامیدند آن پری روی آرمیده در حباب بارانی را...

و نگین هر آنچه پُر نقــش تر، زیبــاتر و گران بهــاتر...

و راز زیبایی در ایستادگی ست بر تمام نقش هایی که روزگار بر پیکره ی روح و جانش می تراشد تا زیباترین نگین، همان که از آن خداست چونان خورشید بر تیرگی جهان بتابد و خدای را سپاس به پاس چنین نگین درخشانی...

اردیبهشت، گاه به روییدن گل هایی از جنس انسان، بهشت می شود و گاه به پژمردن ساقه ی رُز سرخ عشقی، شراره های نــار

و امروز روز روییدن است و این روزها آسمان یکریــــز می بارد...

سیزدهم اردیبهشت، روز تولد طاهای عشق، باران بارید و امروز هم!

امروز هم روز آمدن نگین خوش درخش پاکی هاست و آسمانی که چه شاعرانه می بارد...

 و سپــاس پروردگــارم

         سپاس به پاس باریدن عشق و نفس هایی از جنس عشق و رحمت بیکران عشق و سپاس یکتایم...

سپاس و هزاران سپاس که گاه زمینت بهشت می شود و بارانت نفس می شود و جانمان خیس خیس حضور تو معبودم

سپــاس...


خوش آمدی طــاهــای دردانه ی نگارین نیلوفر نگارستان عشق


خوش آمدی نگیــن خوش درخش و خوش نقش و خوش الحان پاکی ها



خـوش آمــدید و تـولّـــدتان مبـــارک بـاد


نایت اسکین

نظرات 54 + ارسال نظر
*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 12:53


آجی اشک آدمو در میاری با این متنت آخه

خو به فکر این اشکای منم باش هی میان پایین بعد دیگه اشک نمیمونه کنکور رتبه یک قبول شم همه انتظار دارن هی گریه کنم


سلااااااااااااااااااااااااااااااام آآآآآآآآآآآآآآآآجییییییییییییییییی

قربونت برم چرا همیشه اشکت دم مشکته؟
اشک شوقه دیگه؟
منم دارما
نیگا

سلاااااااااااااااااااااااااام آجی رتبه یکی دانشجویی امید آینده و اینا

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 12:57

میبینم که تولد میبینم...
میبینم که صاب مجلسو نمیبینم...
میبینم که کیک نمیبینمو اینا
نگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین کوووووشی میخوام حسابتو برسم

فریناز شمشیرمو رد کن بیاد...همون که پارسال تولد هدیش کردم به تو
بدو با یکی کار دارم
به من کیک نمیدین آره؟

مام صاحابشو نمیبینیما

نگییییییییییییییییییییییییینی کجایی که دیگه داره خونت حلال می شه ها

شمشیرو؟ آهاااان همون که رنگارنگ بود خیلی خیلی قشنگ بود؟

بیا آجی
بگیر خط خطیش کن

http://upload.iranvij.ir/images_aban/56027023734259473587.jpg

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:01

این کیکم که کارتونیه من که نمیتونم بخورمش
نگین تا 3 میشمارم میای کیکو میدی نیودی از اول میشمارم

منم از اون کیک واقعی یا می خوام

پایه ای بریم شهرشون رو سرش خراب شیم؟

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:03

راستی آجی این قالب خودت قشنگ تره
اونی که من میخواستم بهت بدم اینه
http://roozgozar.com/theme/023/test/268/

اونم قشنگه ولی یه کم کمرنگه

یکی دیگه هم پیدا کردم تو همون مایه س حالا تولد تموم شد میذارمش

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:05

راستی آجی بابت دیشب عیب نداره...
فک کنم حرفی نموند دیگه

منم که عصبی بودم اینا دیگه ببخشید به بزرگی خودتون

آره دیگه!
مامانت چه خوش موقع رسیدا

خواهش میشه
ولی چقد ترسناک شده بودیا آجی

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:07

واسه تولد نگینم میخواستم آپ کنم ولی دیر رسیدم دیگه
سر جلسه امتحانو اینا بودیم

ولی دیگه دیدم شما آپ کردی دیگه من آپ نکردم

نگین خانوم کیک که ندادی...نه جشنی و نه سوتی و نه قری و اینلا...حالا کادو هم میخوای
ولی همه جوره مبارک تولدت خانوم خانوما

فعلا که کلا صاحابش نیس
حالا ما هی قر بدیم هی بگیم هی بخندیم هی برقصیم! چه فایده! صاحابش نیس بهمون کیک بده بهمون بستنی بده بیاد قرو فر بده و جنگولی بازی دربیاره

واللا آجی!
دنیای بدی شده ها

تاااازه روشم زیااااده!
کادو هم میخواد
بچه پررو

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:10


















این الان نصف شوکولاته فک کنما

بقیه ی شکلات در ادامه

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:36

آجی یه شوکولات درستیدم واسه نگین خیلی باحال شده
فقط پدرم درومد

هنرنمایی در نظر بعدی

چه مییییییییییییکنه این نازنازی

نگینی یاد بگیر
قدر ما رو هم بدون

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:38


















وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

آجییییییی
چه باحال شده ها

یعنی الان من دارم ذوق مرگ می شم می ره پی کارشا

مررررررررررررررررسی
این نگین که قدر ندونست
بیا عروس خودم شو نازنازی جون

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 13:43

حالا اگه تونستی از این کادو ها بده نمیتونی دیگه
فقط من از این جینگیلی مستانه ها بلدم

خب تو از اون کادوها بده منم از این کادو ها

حالا اگه تو تونستی از این کادو ها بده! نمیتونی که
فقطم من از این متنای اشک درآر بلدم

مریم جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 14:22 http://najvaye-tanhai.blogsky.com

خوشحالم که هستی
حتی اگر بخاطر حضور و تولد دیگری باشد
حضور سمیه عزیز نیلوفرترین دختر مرداب رو ارج می نهیم و از همین دور نزدیک گونه ای زیبا و مهربانش را به مهر می بوسیم


تولد نگین عزیز رو هم بهش تبریک میگم امید که همیشه شاد و سلامت باشه

سلام مریمی
تولد بود دیگه! اگه نگین نمیگفت از جنگولک بازی بدش میاد عمرا میومدم
ولی دلم واسه همتون تنگ شده بود

ممنون خانومی
لطف داری

سایه جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 17:12 http://http://shadowplay.blogsky.com/

چه قالب تولدانه ی نازی !

تولد همه اردیبهشتی ها مبارک .. به خصوص طاها کوچولوی سه ساله نور چشم سمیه ی عزیزم

ممنون سایه جونم
دلم می خواست روز تولدش بهش زنگ می زدم ولی نشد
کاش بشه یه روز ببینم این فسقلی رو

*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 17:12

خوشم میاد اینجا همه داداش دارن...ما هم نمیترشیم
عروس میخواین؟
بستگی داره
کی اول بهم کیک بده
هر کی زود تر بهم کیک داد عروس همون میشم

به من میگن عروس مردمی

اونوقت سر من بیچاره بی کلاه می مونه ها
کسی دیگه داداش نداره ایها الناس؟

عروس مردمی که داداشم نمی پسنده:دی
همون برو ور دل رامین
می دونی که!
سلیقه ش تو گل بخری هم حرف نداره

نگین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 18:25

میبینم که عروس کِشون شده اینجا! نازی مگه تو زنداداش من نبودی ... پس فرشاد چی میگه این وسط

به به ب ب بـــــــــــــــه
صاحبشم اومد

نگین خانوم!
سلام علیکم
تولدتون مبارکا باشه

نترس بابا عروس مردمیتون بیخ ریش رامینتون

نگین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 18:26

بچه ها واقعا غافلگیر شدم... واقعا ممنونم ازتون

اصلا فکرشم نمیکردم اینجا هم واسم تولد بگیرین

اگه نمی گرفتیم باید تعجب می کردی خاااااانوم

من و نازی رو که می شناسی
جنگولک بازی کار شب و روزمونه
فقط یه جا بگن برو قر بده با سروکله و دست و پا و اینا می دویم واسه قر دادن

تولدت مبارک عزیزم
ببخش هدیه ی کمی بود
ولی همین کیکم شما اهوازیا به ما ندادین
خسیسا

نگین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 18:28

راستش من دانشگاه بودم.. همین نیم ساعت پیش رسیدم خونه... اگه میدونستم اینجا جشن تولده کلاسو جیم میشدم زودتر میومدم



حسابی کولاک کرده این زنداداش ما...
این فریناز خانوم هم همیشه با این متنای قشنگش اشک مارو در میاره انقدر که قشنگ مینویسه و ما به گرد پاشم نمیرسیم !
فریناز .. نازی زن داداشِ خودمه! گفته باشم!

خب بت گفته بودم که! شماره اورژانس فری فرفره رو داشته باش واسه یه همچین مواقع ضروری:دی

حالا عیب نداره در عوض منو نازی تا تونستیم غیبتتو کردیم بایدم راضی باشی که ما تو جهنم نریم:دی

چه زن داداش زن دادشیم راه انداخته این فسقلی حالا خوبه منم داداش دارما فقط زنشو هنوز پیدا نکردیم بدبختش کنیم فرشادمونو

جدی گفتما نگین
نگین خوش رخش خوش نقش خوش الحان پری روی


میگما حالا کیکو بخور بعد بشقابشو بشکن:دی
اصلا عروس مردمیتون واسه خودتون

نگین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 18:29

به روی ِ چشم... کیک هم میدم... ولی اون پیشنهاد فریناز حرف نداره.. همتون پاشین بیاین اینجا بیشتر خوش میگذره

آخه حرفا می زنیا
حالا ما یه چیزی گفتیم تو جدی نگیر

منو اگه یکی میورد اهواز که الان تو آسمونا بودم:دی

میگم نگینی کیکو بده حالا
وقتی دیدیمت بستنیشو بده انوقت

نگین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 18:30

خوبه گفتم از جنگولک بازی خوشم نمیاد اومدی.. اگه میگفتم خوشم میاد تا ده سال دیگه اینورا آفتابی نمیشدیا

اگه می گفتی خوشت میاد که از دو روز قبل می رفتیم پیشواز:دی

ما همیشه هستیم
در خفا

نگین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 18:34

بچه ها... از همتون ممنونم...


نازی هوس شوکولات کردم الان...
چقدر هنرمندی خانوووووووووم

کاری نکردیم که خانومی
وظیفه مون بود نگین جون
تولدت مبـــــــــــــارک



دست نازی هم درد نکنه که همیشه هنرمندیش شهره س میون بچه ها

محمد جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 19:14

تولد متولدین مبارک باشه

چقدر مختصرو مفید!

دلم داداش پارسالمو می خواد

سینا جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 20:30 http://omide-ma.blogsky.com

جمیعا تولداشون مبارک
به سلامتی و شادمانی
گل رزش رو من براتون اوردم

http://s3.picofile.com/file/7372863010/DSC00971.jpg
دیروز عکسش رو گرفتم

ممنون عمو جون
واااااااااااااااااااااای چه گل رز خوشگلی توی باروووون

الحق که داداش عموی خودمی سینایی

آفرین به این عکس های شاهکارت

امید جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:04 http://garmak.blogsky.com/

ما چی؟
ما هم دعوتیم؟!

همه دعوتن امید خان
احوال شما جناب؟

نازنین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:46

من که نفهمیدم چی شد
ولی تولد همه شون مبارک

به نازی : من که گفتم تو نمیتونی و دلت کوچیکتر ازین حرفاس

واسه چی نفهمیدی؟
اصلا چی رو نفهمیدی؟
تولد طاها و نگین بود دیگه
اون قسمت اولشم حال و اتفاقای این هفته ای بود که نبودم اینجا

یعنی چی دلش کوچیک تر این حرفاس؟

الان جفتتون مشکوک می زنینا

کلا نیستیم پشتمون حرف زیاده انگار

مهرداد جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:47

تولد این دو عزیز(اولش فکر کردم تولد سه نفره) مبارک باشه
ازشون ممنونم که باعث شدن امروز فریناز رو اینجا ببینیم

اون نفر سوم کیه آیا؟

سلام و کادوت کو داداشی؟
برو از اول بیا با سلام و کادو

امین اتاقک جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:50 http://otaghak.blogsky.com

ببینم مردونه زنونش کردین؟

من که تو وب خود صاحاب مجلس داشتم میرقصیدم

خدارو شکر حداقل اینجا شکلان مکلات پیدا میشه
اونور که مجلس مفلسانه بود

نه بابا
مردون زنونه چیهغ
اینجا کیکو شمعو اینام داریم که
قالبمونم که کلا کادو تولده

اینجا همه چی پیدا می شه کلا

نازنین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:50

خوشحالم که خوبی
خوبی دیگه!

از وقتی رمزتو عوض کردی دیگه نمیدونم در چه حالی
اس هم نمیدم که مزاحمت نباشم

به هرحال امیدوارم خوب باشی همیشه


یک سالش شد اونجا
دیگه نمی خواستم بنویسم
اما می دونی که یه وقتایی نمی تونم
مث یه چاه شده برام نه مامن آرامش
اینه که دیگه درش کلا تخته شده نازنین

کی گفته مزاحمی؟

من نمیدونم وقتی نبودم مگه تو و مهرناز با هم چه فکرایی کردین که مهرنازم همینا رو می گفت!
خوبه فقط یه هفته نبودما

امین اتاقک جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:54 http://otaghak.blogsky.com

اصن حالا که اینطور شد، تولد همتون مبارک باشه

من دیگه کاری ندارم کسی تولدش هست یا نیست


عروس مردمی ما هم که اینجا داره جولون میده
فک کنم زودتر از اینکه کنکور بده، بره خون شوهر!

تولد همگی مبارک باشه جز تولد امین

عروس مردمیتون هر چی داداش داشتیم برداشته واسه خودش
داداش تو رو برنداشته احیانا؟

اینطوری هر چی دختره روبدبخت می کنه که

امین اتاقک جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 22:56 http://otaghak.blogsky.com



گروه خونی نیستا

واسه خونه گفتی؟

خنگ خودتی و مهرناز

نازنین جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 23:08

راستی تو باز چیکار کردی این وبلاگتو دختر؟؟؟
باز نمیشه برام

یعنی فقط همین پستتو باز میکنه
یه فکری بکن دیگه

به قول استادمون خدا شفات بده
کلا همینجوری

قالبش سنگینه فک کنم
چون واسه خودمم دیر لود می شه خانومی

من کاریش نکردم، بستگی به قالبو عکسایی که داره که میذارم و سرعت نت که اگه پایین باشه باز نمیشه

حالا بذار تولد تموم بشه بعد یه فکری میکنیم دیگه

خدا که ازمون ناامید شده نازنین

الهام جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 23:42 http://elham7709.blogsky.com/

به به می بینم که تولده...
قالب عوض شده...
حال و هوا یه جوریه!
اردیبهشت قشنگ شده!
همیشه شاد باشی بانو

حال و هوا یه جوریه
اردیبهشت قشنگ شده

الهام شعر شده ها
نگا چه آهنگ باحالی دداشت

ممنون عزیزم
و به همچنین

نازنین شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 00:27








ناااازنین



*ღ* بــ ـهــ ــار *ღ* شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 08:28




















قرامو نریختم گفتم قر بدم یکم

ووووووووووووووووویی
منم قر می خوام







دختر مردابی شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 09:18 http://www.mianboribedaria.blogsky.com

سلام نازنینم
این مهربانی تو انگار بی انتهاست
انگار تمام نمی شود این مهر آسمانی ات
و من همیشه شرمسار حضور آرام بخش و مهرآفرین تو هستم
انگار مثل قطره ای در من میریزی و دوباره سرشارم می کنی از زندگی و به یادم می آوری که هنوز برای ماندن فرصت هست
سپاسم را بپذیر فریناز عزیزم
هر چند هیچ واژه ای همپای مهربانی تو نخواهد بود
طاها هم دست بوس شما هست

سلاااااااااااااااام بر بانوی مرداب
خوش اومدی بانو جان
مگه یه نیلوفر مرداب بیشتر داریم که واسه خودشو دردونه ی خوش نقشش تولد نگیریم بانو جان
طاهایی که باعث لبخند عمیق قلب شماست خیلی عزیزتر از این حرفاست برای همه ی ما نیلوفر خوش نگار مرداب

وظیفه بود بانو جان.تولد طاهای عزیزمون هزاران هزار بار مبارک باد

مرضیه شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 14:56 http://step.blogfa.com

برام جالب بود طرز نگارش و زیبایی کلامت
ممنون

زیبا خوندید بانو
خوش اومدین

دریا شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 15:18

می گم من دیروز اومدم اینجا یه نظر گذاشتم .. چقدرم خوشگل بود نظرم
ولی نتم قاط زده من نفهمیدم نیومده
الانم دیگه حوصله ندارم بگم چی نوشته بودم

هه
خب دوباره بذار دیگه دریایی
مثلا تولده ها
یه قری بده
یه دستی سوتی ترقه ای چیزی

بیخود حوصله نداری
یالله ببینم
بیا وسط

امید شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 16:16 http://garmak.blogsky.com/

حال ما خوب است اگر زیر شمعی عکس تولدتان را برای ما پست کنید

آقایون کلا به فکر شکمشونن فقط

خب خودتون بردارید دیگه.پارتی بازی که نداریم ما اصفهانیا

رها شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 17:35 http://zendooneman.mihanblog.com

اردیبهشت یعنی زمان دلبری دختر بهار..
دلمون را شاد کردی فریناز جان..
چه جشنی برپا شده اینجا..
همه چی بوی تازگی گرفته
تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

چه قشنگ گفتی رهاجون

تولد دو تا عزیز بودو عزیز در عزیز شده بود دیروز این سرا

ممنون بابت شعر زیبای تولدت

امین اتاقک شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 17:45 http://otaghak.blogsky.com

صاب خونه سلام

چادر چاخچو کن ما اومدیم

خوبی خوشی سلامتی؟

اصل حالت چطوره؟

اوضاع بر وفق آقا مراد هست؟

کار خاصی نداشتیما 2 دیقه اومدیم خودتونو ببینیم همش تو آشپزخونه بودین

سلام حبیب خدا
تو که دیگه محرمی
چاخچو واسه پیرزنا سر کوچتونه

خووووب
آقا مرادم خوبه سلام میرسونه
افتاده دست و پاش تو گچه بیچاره:دی

نه بابا اشتبا دیدی.اون صغری خانوم زن مرادآقا بود
ما رفته بودیم ددر دودور

حمید شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 20:31 http://hamidshams.blogsky.com

فوووووووووووووووت
فوووووووووووت

اخ جووووووووووووووووووووون
تفلده تفلد
شرینیا را بده من خودم بین همه تقسیم میکنم

شمع فوت کردن دوست داریا

شرمنده
تو سابقه ت حساااابی خرابه حمید
قبلا گزارش شده شیرینیا یه راست رفته تو یخچال خونه تون

دریا شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 23:01 http://little-house.blogfa.com


تولدانه خیلی قشنگی بود ! خوش به حال صابحاش

+گفته باشم منم از این تولدانه ها می خوام خُ منم دوس دارم ..

تولد همه اردیبشهتی ها مبارک صد سال زنده باشن ایشالا به همه آرزوهاشون برسن
البته صد سال زیاد نیست ؟ من که حوصلم سر می ره والا هی باید بلرزم راه برم مثه بابا اِتی

صاحباشم باحالن دریا جون
یکیشون سه سالشه یکیشونم 21 سالش

تولدت کی یه دریایی؟ بگو اگه بچه خوبی بودی واست می گیریم

منم می گم عمر مفید باشه
کیفیتش مهمه نه کمیتش
بابا اتی یا بابا شا

نگین یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 00:44

چرا کامنتای من ثبت نمیشه؟

پس این چطوری ثبت شده

نگین یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 00:46











امیدوارم این یکی لااقل ثبت شه!

این به این خوشگلی چرا ثبت نشه

مرررررررررررررررسی خانومی








ئاسو یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 14:28 http://silvernights.blogsky.com/

سلام عزیزم
تولدشون مبارک باشه
چقدر متنت زیبا و تاثیر گذار بود
عالی
موفق باشیدو موندگار

سلام ئاسو جان
ممنون

به همچنین به همراه ئاگرین عزیز

دریا یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 21:37 http://little-house.blogfa.com


پس چه خوب !

ما بهترین ماه سال هستیم ! زیبا ترین ! بهترین آدمارو هم داره ! مثه من ! خودشیفته شدم رفت
آبانم .. 21 آبان

پس از الان با قدم های استوار بچه خوبتری می شویم ! آخه خوب هستیم

خوشم میاد خودشیفته تر از خودمم هست این طرفا

21 آبان چه آشناستا
فک کنم یه مناسبت دیگه ای هم داره ها دریایی

قدماتو استوارکن که خوب بشی بلکه تولد بگیریم واست کادو بارونت کنیم حالشو ببری

مریم یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 22:19 http://najvaye-tanhai.blogsky.com

ما رو فراموش کردی فرینازی؟

دیر به دیر و ...

نه عزیـــــزم
من که هستمم بانو

دنیای آبی دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 03:24

ضمن عرض تبریک
قالبو گیر دادی عوض کردم
پروفایل هم به زودی

مرسی
خب زودی درستش کنین ببینیم در پس دنیای آبی چه کسی نهفته ست

امید دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 09:37 http://garmak.blogsky.com/

یه بسته پولکی با دو جعبه گز بذارید قدش یک دنیا دعاگوی قلم تان باشیم

راستی خواجه عبداله انصاری سلام گرم رساند
گفت اکران مناجات بعدی تان کی است؟
میخواست از شب قبل در کلبه تان نوبت بگیرد

می ترسم اگه نفرستم منم مث همون آقاهه بشم که روشنش کردی داداش!

بگو زنبیل بذاره دم در. فعلا ذهنمون مشغوله
بعد از ظهر خلوت شد چشم

امین اتاقک دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 11:34 http://otaghak.blogsky.com

اوووووووه نکنه میخوای 7 شبانه روز جشن بگیری؟!

پاشو پاشو صب شد پاشو آپ آپ..

میگم اون کادو گنده هه رو از بالا وبت بدی بهم رفتما

واااااااااااااااااااه
خب چیه؟ تولده دیگه
تولد دوست نداری؟کیک و قر و فر و اینا

پاشو پاشو صب شد پاشو بآپ بآپ منظورت بود دیگه

خب دیگه؟
می خوای اصن کل رگبارو بپیچم ببری؟

امین اتاقک دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 11:39 http://otaghak.blogsky.com

در ضمن آرکوپال و ملامینمون کجا بود. ما ظروفمون از سنگ و چوب و برگ درخت و ایناست. تو غار زندگی میکنیم

فک کن امین! زن سنگی
یا مثلا زن چوبی
کت و کلفت
همونا حقته

نگین دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 18:33 http://www.mininak.blogsky.com

چه قد قشنگ تولدنشونو تبریک گفتی:)
منم اردیبهشتی ها رو خیلی دوس دارم.نازی هم اردیبهشتیه
تولدنشون مبارک:)

سلام نگینی
مرررررررررررررسی آلبالویی
جات خیلی خالی بود

تولد مری هم مبارک

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد