ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
پـرواز قطرهـ های آب میان سبزیهـ چمنزار ها را دیدهـ ای؟
می چرخند و می دوند و می شتابند
تا بر عطش چمن های پژمردهـ ،جان شوند و جهان شوند و زندگی..
خط خمیدهـ ی شتابشان
دایرهـ ای ست به شعاع شیطان ترین قطرهـ !
همان که دُردانگی هایش سر به فلک کشیدهـ است...
به قطرات دل می اندیشم...
و انحنای فوّارهـ ی عشق !
که تا کجا
و تا کدام قوس قُـزح گیتی می شتابد؟!
آخرین قطرهـ ی بازیگوش دل را به تماشا می نشینم...
همان که چون آن بزرگ ترین دانه ی انـار دل است...
همان که سهم توست از تمام عاشقانه های روزگار..
ای آشنای همیشه!
از آنجایی که ایستادهـ ای بگو
دُردانه قطرهـ ی بازیگوش ِدل
تا تــو می رسد ؟!
می خوام یه چیزی بگم ولی نمی دونم چیه
یادم اومد میام میگم
این جور نوشتن های شما برایم غریب است
باشه
پس منتظریم
غریب؟! یا قریب؟
چرا؟
کلاستو که دو در میکنی...

با دردانه های قطره ای هم بازیگوشی میکنی...
ترم آخرم که هستی و هی کلاستو بپیچون...
بقیه ی حُسن هاتم رو کن بیشتر آشنا شیم خانوم
می تونیم


اونم می تونیم
اصلا زشته ترم آخر هی بریم کلاس
استادا پررو می شن
ینی من اگه مسئول سایت بودم عمرا میذاشتم یه دانشو بره پای یه سیستم بخاطر کار فرهنگی و پژوهشی...
نیس شماها خیلی فعالین و همش مقاله دانلود میکنید...
قابل توجهتون که اصلا یونی نرفتم


و اما
یونی و سایت هم که بودم بازم میومدم اینجا
مقاله هم آخر ترم دو سه روز می شینیم به دانلودو ترجمه و پاور و ارائه
یعنی اصلا سرعتمون آخر ترم در حد فرای نور می شه ها نگین!!!
باورت میشه دانشگاه ما، حتی سر کلاسای سایت هم نت رو بدون حضور استاد کانکت نمیکنن؟!
اصن باورت میشه سایت آزادمون درش شیش قفله ست؟
نمیدونن که ما باید بیایم کار فرهنگی پژوهشی انجام بدیم که!
اونوقت هی میگنن چرا دانشجوها ترم به ارم تنبل تر میشن!
نه بابا
سایت ما که آزاده
فقط یه ساله وی پی انش کردن که یه کم محدود شده
نه وی پی ان های فیس بوک ها
از این لحاظ سرعت نت یونیمون خیلی پایینه
اصلا نمی شه یه مقاله دی ال کرد از ساینس دایرکت که
خب دیگه شوخی و خنده بسه!


متنت خیلی قشنگ بود...
همیشه یه جورایی کامل مینویسی..
انقدر کامل که حرفی واسم نمیمونه که بخوام تو کامنتام بنویسم.. که اگه بنویسم میشه تکرار واژه های تو!
مرسی خانومی

عیب نداره
بنویس
راستی متنی که برام اونجا نوشتی رو خوندم
خیلی قشنگ بود...مرسی
به قطرات دل می اندیشم
و انحنای فوارهای عشق
و عشق
تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
و زندگی سخت و زیباست
البته با عشق و سجاد زیبایی فوق العاده ای داره
واقعا خوشحالم که ازناآرومی هات کم شده راضیه جون
و ممنون
بابت ایمیل های همیشه قشنگت عزیزم
سلام
نه بابا قطره دل ما به کسی و قطره دل کسی به ما نمیرسه
سلاااام امیر حسین
میای از این ورا گذری
ایشالله که در آینده می رسه
غصه نخور
کلی به کامنت دومی که ماله نگینه اینجا خندیدم :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
اوووووووووووووووه
یکی بیاد این نگینو جمعش کنه
ما که یه زمانی هرچی تلاش کردیم یه دونه هم از قطره های احساسمون نرسید :((
ایشالله می رسه
خواستن توانستنه عزیزم
یعنی من موندم از 4 تا فوارۀ ساده چه جوری اینهمه چیز میز فهمیدی


دیدت قشنگه کلا
گفتی تانکمو بیارم؟؟؟
دیگه!

بالاخره ما اینیم
راستشو بخوای دیروز داشتم تو دانشگاه قدم می زدمو فکر می کردم.این فواره ها داشت چمن ها رو آب میداد...
یه لحظه دلم خواست اون آخرین قطره به اون چمن خشکه برسه
تو بیخود می کنی تانک بیاری
نظرم نمیاد...
اصن نفهمیدم چی نوشتی آجی...
اتفاقا دقیق بخون می فهمی!
آجی
امروز داشتم به این فکر می کردم که یه زمانی منو منع می کردی! حالا خودت جای منو اون روزام قرار گرفتی...
این کشف و شهود های تو من رو هم به تکاپو وا داشته...
شما که همیشه در جریانید فرداد خان
آجی من شما رو منع نمیکردما...
اگه یادت باشه میگفتم بیشتر فکر کن بهش...
هنوزم سر حرفام هستم...
حرفایی که قبلا و جدیدا بهت زدم...
و دیگه اینکه من شبیه تو نیستم آجی...
واااای چقدر یاد یکی انداختی منو با این جبهه گیری آجی
بیخیال
ای که الان گفتی ینی چه؟


آقا من هرچی به مخ مبارک فشار آوردم نتونستم بفهمم چی گفتی خو
چیکار کنم آخه
من خنگ شدم یا تو پیچیده مینویسی؟؟
وا!
این که واضحه...
کافیه آشنای همیشه رو جای چمن های تشنه ی آب بذاری...
وقتی چمن بشه آشنا! قطره ی آب می شه بارون دل...
بهش میرسن آیا؟
چهاردهم

حالا اول بود


دوم بود
اصلا نه!
حالا پنجاه و یکم بود که بشه باز اول یه چیزی
دیگه چهاردهمم گفتن داره؟
ولی جدی جدی قشنگ بود

یعنی در مجموع با اینکه نفهمیدیم چه اتفاقی افتاد ولی خوشمان آمد
به قول نگین لایکککک
خب وقتی متوجه نشدی پس چیش قشنگ بود نازی؟!


دیشب تکتو خیلی دیر زدی یا
لاییییییک گفتی یاد فیس افتادم
میبینم که! اونطرفا هم اومدی
ای آشنای همیشه!



از آنجایی که ایستادهـ ای بگو
دُردانه قطرهـ ی بازیگوش ِدل
تا تــو می رسد ؟!
الان دوباره خوندم این قسمتشو فهمیدم
همینم خیلی جای امید داره

تو که یه زمانی سخت تر از اینا رو می خوندی
اشتباه کردی مقداد پانزدهم شدی

حالا وایسین سر چهاردهو پونزده گیسا همو بکشیدا

این نازنین از کجا اومد یهو، کامنت چهاردهمم شد پونزدم!!

اینم اگه نازنین کامنت دیگه ای نده هفدهمین کامنت میشه
شما گروه سرشماری کامنتایی یا شماره گذارشون اونوقت؟


یعنی نظر دیگه ای نداری؟!
خوبه آفرین
متاسفم نوزدهم شدی
الانه فریناز کلا شده داربست سرکوچه
نازنین؟!

فریناز= لولای در:))
حالا خوبه نگفت شیلنگ تو باغچه
دستت درد نکنه
کلاً من فواره هارو خیلی وقته بستم ..
اخه جدیداً فوراه ها گازوئیل میزنن بیروت تا این قطره های زلال آب
ولی من که زیر فواره ی دل خودم خیس میشم
اینطوری به فواره ی دیگه ای هم دلخوش نمیشی!
چه پست قشنگی
آدم روحش انگار با اون فواره به پرواز در میاد ..
مراقب دانه ی بزرگ انار دلت باش .. خیلی قیمته خانومی..
مرسی بانو جان
خوش به حال اون پروازی که به مقصد برسه بانو
دونه ی بزرگش...
پرواز کن ای یگانه عشق من
تا بی کرانه های لذت برو
و قطره های زلال دلم را با خود یادگار ببر
دنیا جای قشنگی نیست
تو از اوج پاک ترین ها بر دلم ببار و سیرابم کن...
پرواز کن ای یگانه عشق نهفته در دل
تا همان آشنای دور...
کاش
کمی
نزدیک تر می شتافت
آنوقت قطرات دل از آن او بود...
سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.
"دکتر علی شریعتی"
------------------------------
سلام فریناز خانم
مرسی از حضور گرمت...
این کد شکلک ها رو اگه داری بهم بده تا تو نظراتم بذارم..!!
ممنون برای این سخن به جا آقای محمدی پناه
سلام
کلا میتونین قالب نظرات رو عوض کنین
خدمت می رسم
مــــــــــــــــــــــــــــــــــرســـــــــــی....

لطف کردی فریناز جان...
قالب نظراتم عوض شد...
خواهــــــــــــــش

الان میام می بینم
وظیفه بود جناب
چشم می دوزم به آخرین قطره و از عشق کوله باری تقدیمش می کنم و تمام راه با چشم های منتظرم بدرقه اش می کنم تا به تو برسد
می رسد ایا ؟
سلام و درود و عرض ارادت
بسیار زیبا بود
قطره گشته ام از چشم
و خون گشته از انتظار
به تو می رسد آیا؟!...
سلام بر بانو ثنای مهربان
خوش آمدید و سپاس
سرافرازم کردید بانو
حرمت کعبه ی دلهاست آقاجون
از ره دور بزنم بوسه به بار گاه تو
من میخوام پر بزنم بیام حرم
تا بزارم سرمو به آستان و درگاه تو
آقاجون این روزا چه غریب شدی
چرا حرمت های تو شکسته شد
تو خودت جواب بدخواهات بده
کاسه ی صبوری ها شکسته شد
میدونم مهربونی تو آقاجون
وقتی که سراغ تو غمی میاد
به خدا طاقت غم هات نداریم
آقاجون خودت بگو مهدی بیاد
مرسی
آره آره فواره دل خودمون
درود دوست عزیزم
لطفا جهت حمایت ثبت پسوندهای اینترنتی دات پارس و خلیج فارس در اینترنت
به آدرس زیر مراجعه فرمایید و از هر روش ارتباطی ، دوستان خود را نیز تشویق نمایید.
www.dotpars.org
چشم
یادم نیومد
ولی سوال شده اید برایم
بیشتر بنوسید متوجه خواهم شد
حق دارید
چون اینجا خیلی مبهم می نویسم....
ولی دقیق بخونید واضحه
تنها زبان خواجگان را بلدم
به زبان خواجه فریناز اصفهانی بنویسید
لطفا
این روزایی که داره می گذره خواجگی های پنهانه و عاشقگی های آشکار...
یه آشکار دردناک...
خیلی یم دردناک
چهاردهم شدن کار هر کسی نیستا! افتخار بزرگیه
از اون لحاظ! بله
بالاخره تو حاجی شدی دیگه
با اعداد روحانی انطباق داری